نقش شیخ صفی الدین اردبیلی در تعدیل خوی وحشی مغولان

| آذر ۲۴, ۱۳۹۵ | 0 Comments

 دکتر عباس سرافرازی

 دانشگاه فردوسی مشهد

   چکیده:

    دوره تسلط مغولان یکی از شگفت انگیز ترین و پر تحرک ترین ادوار تاریخ ایران محسوب می شود در این دوره آسیب های اجتماعی فراوانی بر مردم ایران وارد گردید ،سقوط اخلاقیات و رواج انحرافات اجتماعی یکی از جمله مهمترین پیامد های حمله مغول است با این وجود ملت ایران در صدد بر آمدند مانند قبل که متجاوزان را در یک جنگ فرهنگی مغلوب می ساختند مغولان را از اسب سرکش تاخت وتاز و غارت به زیر کشند به این خاطر مردی از تبار علویین به نام شیخ صفی الدین اردبیلی با اسلحه قلم و فرهنگ و دین به مبارزه آرام با آنان پرداخت وی توانست با برقراری ارتباط با ایلخانان مغول به عنوان مرشد طریقت مغولان را مرید خود گرداند ، درنبرد فرهنگی، علمی و ادبی که منجر به تغییر خلق و خوی مغولان شد وی باعث گردید مغولان که سال ها مخرب فرهنگ و تمدن و عمران و آبادانی بودند به سازندگان بنا ها وشهرها تبدیل شوند از دوره غازان خان اصلاحات مغولان و ساختن آثار و ابنیه آغاز گردید که در دوره سلطان محمد اولجایتو و ابوسعید بهادرخان ادامه یافت این سه ایلخان مغول و عده کثیری از بزرگان ازجمله خواجه رشید الدین فضل الله همدانی مرید و پیرو شیخ صفی الدین بودند ، شیخ صفی الدین از جمله مرشدان طریقت بود که با پیروی از مبانی اعتقادی شیعی ضمن حدیث آخرت ، حدیث دنیا نیز می گفت و توانست هم با کرامات صوفیانه و فروتنی و خضوع گروههای کثیری از مردم را مرید خود گرداند و از طرف دیگر مردم را از روی آوری به زندگی این جهانی ممنوع نساخت وخود به زندگی دنیوی توجه نمود و بر قدرت و جلال و جبروت خویش افزود و در نهایت قدرت خویش را بر قدرتمندان جاری و نافذ ساخت ، ایلخانان مغول به وی توجه ویژه داشتند دست اطاعت به وی دادند و حتی با تأثیر پذیری از شیخ صفی الدین به مذهب تشیع گرایش یافت و برخی طوایف مغول به خاطر فعالیت های مذهبی وی مذهب تشیع را قبول کردندکه از جمله این خاندان ها می توان ازآل جلایر نام برد که در حوزه فرهنگ وهنر از مقام والایی برخوردار بودند و بنا های بسیاری در تبریز و بغداد ساختند فعالیت های دینی و مذهبی شیخ صفی الدین باعث رشد تشیع و در نهایت زمینه ساز حکومت شیعی گردید.

واژگان کلیدی: شیخ صفی الدین، آذربایجان ، تشیع ، مغولان ، خلق وخوی مغولان

 

 

مقدمه:

روش تحقیق:

 متدولوژی و روش تحقیق در این پژوهش ، روش تحقیق تاریخی است متدی  که تلاش دارد با تکیه بر منابع تاریخی حقیقتی جدید را از نظر تاریخی به اثبات برساند .

بیان مسئله:

مغولان پس از چند سال حکومت در ایران دچار دگرگونی هایی شدند، آنان که در ابتدا مخرب فرهنگ وتمدن و مدنیت ایرانی بودند اما پس از تشکیل حکومت ایلخانی در ایران در خلق و خوی مغولان تغییراتی حاصل شد با اینکه بسیاری آن تغییرات را براثرفعالیت های دیوانسالاران ایرانی از جمله خواجه عطاملک جوینی و خواجه رشید الدین فضل الله همدانی می دانند اما بایستی اذعان نمود مشایخ فرقه های صوفیانه مانند شیخ صفی الدین در ابتدا مغولان را با روش های خاص صوفیانه نرم نمودند ، آنان را متمایل به اسلام و در مرحله بعدی تشیع نمودند که این امر زمینه ای گردید تا افرادی مانند خواجه رشید الدین بتوانند اصلاحات سیاسی ، اجتماعی خود را انجام دهند .

هدف پژوهش:

 هدف این پژوهش آن است که بیان نماید مشایخ در عین داشتن مشرب های صوفیانه در صدد تشکیل حکومت و به دست آوردن قدرت بودند زندگی شیخ صفی الدین نیز حاکی از گرایش های وی به مسائل دنیوی است وی با نزدیک شدن به ایلخانان آنان را تحت تأثیر جذبه های معنوی خود قرار داد بطوریکه از وی اطاعت و حرف شنوی داشتند . ایشان توانست در ابتدا مغولان را نرم سازد و زمینه های مثبتی را در آنان بوجود آورد.

سؤال و فرضیه پژوهش:

 سؤال: مهمترین سوالی که در این پژوهش مطرح است آن است که چرا مرشدان و رهبران فرق متصوفه تصمیم به همکاری با مغولان گرفتند ؟

فرضیه: پس از ناتوانی ایرانیان در برابر مغولان آنان در صدد برآمدند با تکیه بر تصوف ایلخانان مغول را مطیع خود ساخته رام نمایند و اهداف خود را توسط آنان به منصه ظهور برسانند.

 پیامدهای حمله مغول برای ایران بسیار سنگین بود، یورش مغولان برای تمدن و فرهنگ ایران و جهان پیامد شومی داشت، آبادی ها ویران، دیه ها وشهرها خراب ، کتابخانه ها وآثارمعماری  از بین رفت و تصوف گسترش بی اندازه یافت، کارها آشفته شد وانحطاط مادی و معنوی ایران آغازگردید، متأسفانه صوفیان ناخود آگاه حمله مغول را به علت گناه مردم می دانستند آنان مردم را از مغولان می ترسانیدند صوفیان به دو گونه مستقیم وغیر مستقیم در تسریع حمله مغول نقش داشتند، آنان قبل از حمله مغول با بد آموزیهای خراباتیگری و باطنی گری اندیشه جنگ و مردانگی و حضور در حوادث اجتماعی را از مردم گرفتند در جامعه ایران یک بی دردی و سستی و رخوت بوجود آوردندو درویشی وپارسایی و چشم پوشی از جهان نیکی یافته بود در بغداد ابن جوزی که بزرگترین واعظ شهر شمرده می شد شعرهای صوفیانه می خواند و مردم را می گریاند ودر هربار کسان بسیاری را به سر تراشیدن و درویشی و پارسایی گزیدن وا می داشت ( دستغیب ،۱۳۶۷  :۲۵۰) احمد کسروی نیز  به ژرفای فاجعه مغول اشاره کرده و نقش صوفیان را در آن مؤثر دیده است ( کسروی ،۱۳۵۶ :  ۶۷ ) صوفیان از ناپایداری جهان و زندگی که وافعیتی است به نتیجه منفی می رسیدند، ناصرخلیفه عباسی افرادی مانند ابن جوزی و عبدالقادر گیلانی را در بغداد وادار ساخت تا مردم را به سوی زندگی صوفیانه هدایت کنند، گرایش های صوفیانه در حمله مغول نقش داشت چون باعث عدم مقاومت و واکنش مردم در برابرآنان گردید و حتی مغولان بعد از تسلط در ایران خود مروج خانقاه گرایی شدند و هر روز کار خانقاه ها و زاویه ها پر رونق تر می شد تا جایی که حتی خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی در ربع رشیدی در شهر تبریز خانقاهی بوجود آورد و خانقاه گرایی  رنگ دولتی گرفت این طرز تفکر خلق را در مانده و پریشان ساخت و باعث تسلط بیشتر مغولان بر بلاد اسلامی گردید ، از دوره ارغون گرایش هایی در بین برخی از عارفان صوفی پدیدار گردید که حائز اهمیت است و آن گرایش به واقعیت های اجتماعی و تاریخی است به نظر می رسداز زمانی که شیعیان به متصوفه نزدیک شدند دخالت در مسائل سیاسی در کنار مسائل صوفیانه تبلور پیدا کرد و در فرقه هایی مانند ملامتیه که عناصری از تشیع در آن وجود داشت تمایل به مسائل سیاسی و توجه به امور دنیوی و دخالت در جنگ ها نیز وجود داشت، قلندریه نیز در زیر پای گذاشتن ” من ” و پرداختن به ” ما ” از هیچ کوششی دریغ نداشتند، بابائیه یکی از کارسازترین فرقه های صوفیه بود که تمایلات شیعی داشتنداین فرقه توسط بابا اسحق کفرسودی ترکمان صوفی خراسانی که پس از حمله مغول به آسیای صغیر مهاجرت کرده بود بوجود آمد که در سال ۶۳۸ هجری بر حکومت مغول شورش کرد، ریشه این تغییر برمی گردد به شیخ نجم الدین کبری که در زمان حمله مغول در برابر آنان ایستادگی کرد و کشته شد این عمل نقطه عطفی در تاریخ تصوف محسوب شود چون صوفیان به پیروی از او توجه به مسائل دنیوی را در دستور کار قرار دادند از اولین این مشایخ شیخ عبدالرحمن اسفراینی بود که فعالیت های او هم جنبه صوفیانه داشت و هم مسائل سیاسی زمان را در بر می گرفت.

ازدیگر کسانی که در این راه گام برداشت علاء الدوله سمنانی است وی قبل از آنکه به زی عرفا در آید عمل پیشه و متصدی مشاغل بزرگ بود ودر امور سیاسی و نظامی روزگار می گذرانید و در شمار مقدمان دربار ایلخانی بود ولی از این پس اندک اندک وارد زندگی عارفانه شد ودر یکی از سفرهای ارغون بر وی تغییر حالی دست داد از خدمت دیوانی چشم پوشید و در سال ۶۸۳هـ و به اعراض از امور دنیوی روی گردانید وی مراحل سلوک را گذراند و عارف گردید. ( صفا ،۱۳۷۲ ،ج۲/۳ :۸۰۳ ) اما آنگونه که از احوال وی استنباط می گردد وی تا سال های ۷۰۵هـ در عین انقطاع کلی از اعمال دیوانی هنوز با دربار ایلخانی ارتباط داشته است، به نظر می رسد وی در صدد بر آمد به این طریق وارد نوعی از حیات سیاسی و اجتماعی گردد تا بتواند زمینه های تضعیف مغولان را فراهم سازند حرکتی که وی آغاز کرد منجر به تربیت شاگردانی مانند شیخ خلیفه مازندرانی و در نهایت شیخ حسن جوری گردید که بنیانگذار اولین حکومت های شیعی پس از استیلای مغولان گردیدند حرکت سربداران جنبه های صوفیانه و سیاسی نظامی هردو را در بر داشت.

درحیات شیخ صفی الدین اردبیلی داستان اجتماع وی با علاءالدوله سمنانی و سلطان محمد اولجایتو در سال ۷۰۹هـ در پایتخت اولجایتو حائز اهمیت می باشد ( طرائق الحقایق ،۱۹۷۳  ، ج۲ :۲۹۲ ) این ملاقات نقطه عطفی در تحلیل این پژوهش محسوب می گردد چرا که علاء الدوله سمنانی و شیخ صفی الدین کسانی بودند که نقش مهمی در گرایش سلطان محمد خدابنده به تشیع داشتند.

به خاطر مصائبی که بر مردم غارت زده ایران در دوره مغول بوجود آمد مردم ایران کم کم از فرقه های صوفیانه که آنان را با پندارهای اشتباه به عدم مقاومت و مخالفت با مغولان توصیه می کرد بریدند و به گروهی دیگر از مشایخ و زهاد روی آوردند که انتظار تسلی و تشفی از آنان می رفت و آنان متوجه شدند گروهی از زهاد و مشایخ در عین حالی که فروتنی و خشوع عارفانه و زاهدانه دارند اعتقاد به نگاه مثبت به دنیا و زندگی این جهانی نیز دارند و در کنار حدیث آخرت ، حدیث دنیا نیز می گویند این گروه از زهاد بیشتر مورد علاقه و احترام مردم واقع شدند، شیخ زاهد گیلانی، شیخ علاء الدوله سمنانی شیخ صفی الدین اردبیلی در این گروه قرار داشتند، اینان بر امراء و بزرگان وقت تسلط داشتند و به غایت مورد تکریم بزرگان بودند  سعی کردند در اجرای مقاصد سیاسی و اجتماعی از نفوذ معنوی خود استفاده کنند.

بسیاری از مشایخ با این که شیعه مذهب بودند توانستند برای تحکیم مبانی تشیع یا تشکیل حکومت های شیعی اقدام نمایند نخستین دسته از این سلسله متصوفان شیعه، سلسله شیخیه جوریه در خراسان بودند این دسته از اتباع شیخ خلیفه ( مقتول ۷۲۶هـ ) از شاگردان شیخ علاء الدوله سمنانی بودند دسته دیگر پیروان میر قوام الدین بن صادق بن عبدالله مرعشی می باشند که نسبش به امام زین العابدین علی بن حسین ( ع ) می رسید ، دسته سوم اعقاب شیخ صفی الدین اسحق اردبیلی شاگرد تاج الدین ابراهیم معروف به شیخ زاهد گیلانی ( متوفی ۷۰۰هـ ) بودند ، شیخ صفی الدین نفوذ شدیدی را در آذربایجان به دست آورد ، شیخ صفی الدین بهترین سال های عمر خود را با روش واقعی صوفیانه در راه الهام و مکاشفه گذرانید تا بلاخره آنچه را می خواست در وجود شیخ زاهد گیلانی یافت.

روابط شیخ صفی الدین با غازان خان:

دوره غازان خان  عصر قوت گرفتن عنصر ایرانی در مقابل مغولان می باشد  شیخ صفی الدین که از قبل فعالیت هایی را آغاز کرده بود در این دوره از نفوذ زیادی برخوردار گردید. اولین تماس شیخ صفی الدین با ایلخانان مغول در دوره رقابت های ارغون و احمد تکودار بود ، تکودار اولین ایلخان مغول بود که به صورت رسمی اسلام پذیرفت و عنصر ایرانی از وی حمایت نمود در حالیکه عناصر مغول و یهودیان از ارغون حمایت می کردند بزرگان و دیوان سالاران ایرانی  از جمله خاندان جوینی از تکودار حمایت می کردند ، صفی الدین که در این زمان جوان بود  نیز هوادار تکودار بود و از آنجا که مسلمانان و ایرانیان از احمد تکودار حمایت می کردند. 

صفی الدین دلخوش بود که بتواند با پشتیبانی وی به نفع خود و کشور عملی انجام دهد اما مناقشات بین تکودار و ارغون به پیروزی ارغون انجامید اما احتمالاً شیخ زاهد جانب ارغون را گرفته و برای پیشبرد  وی تلاش می نمود  ممکن است این سیاستی باشد که شیخ زاهد گیلانی و شاگردش شیخ صفی الدین اتخاذ کردند و هرکدام جانب یکی از مدعیان را گرفتند که در صورت پیروزی یکی از آنان بتوانند خود و تشکیلات صوفیانه خود را حفظ نمایند در زمان ارغون نیروی شیخ زاهد که همان پیروان طریقت زاهدیه بودند نه تنها در گیلان بلکه در شیروان ، آذربایجان و اردبیل تا حدود شیروان و سوریه وشامات و… نفوذ پیدا کردند و نفوذ مادی و معنوی شیخ زاهد و مریدانش به سرکردگی شیخ صفی همچنان ادامه یافت و شیخ صفی با رخنه در دستگاه حکومت پایگاه خویش و مرادش را استحکام می بخشید وی به دنبال آن بود که قدرت سیاسی را به دست گیرد مریدانی که وی و جانشینانش تربیت کرد در اصل سربازان بدون اسلحه ای بودند که از طریق رابطه مریدی و مرادی در خدمت مرشد طریقت قرار می گرفتند.

    غازان خان در دهم ذی الحجه سال ۶۹۴ هـ در تبریز به سلطنت رسید اول یرلیغی که صادر کرد دایر بر وجوب قبول مذهب اسلام برای مغول و اجرای آداب دینی و رعایت جانب عدالت و منع امراء و اکابر از ظلم به زیر دستان بود ( اقبال آشتیانی ، ۱۳۷۶ :۲۵۹ ) در زمانی که غازان به حکومت رسید شیخ صفی الدین اردبیلی ۴۴ ساله بود و بر کرسی ارشاد متمکن بود ، دوره غازان دوره اوج نیروی مادی و معنوی شیخ زاهد و به تبع وی رونق کار شیخ صفی الدین بود با اینکه شیوخ معتبری تلاش داشتند خود را به ایلخان مغول نزدیک سازند سرانجام شیخ زاهد به کمک شیخ صفی الدین گوی سبقت را ربود  و غازان مرید شیخ زاهد گردید شیخ زاهد و شیخ صفی از نفوذ معنوی خود برای امور دنیایی سود می جستند که این امر نشانگر فعالیت آنان برای دست یابی به توانایی های دیگری در اجتماع آن زمان است .

پس از وفات شیخ زاهد که در سال ۷۰۰هـ اتفاق افتاد شیخ صفی به جای مراد خود بر کرسی ارشاد و طریقت نشست و تمامی مریدان و پیروان طریقت زاهدیه پیرو طریقت با نام جدید طریقت صفویه شدند  تجدید حیات ملیت و فرهنگ ایرانی در دوره غازان خان آغاز شد دست ایرانی از آستین غازان خان بیرون آمد و فرهنگ ایرانی این بار با داشتن مردان بزرگی در لباس وزیران و پیران طریقت در صدد بر آمد که مجددا فرهنگ وتمدن ایرانی را به دست ایلخانان مغول احیاء و زنده نماید ، دین وزبان ایرانی رسمی گردید و ایران فاتحان خود را مغلوب نمود و آنان را با فرهنگ غنی خود به اسارت گرفت جانشینان چنگیز به اسلام در آمدند و برخی از آنان مذهب تشیع اختیار کردند و حتی برخی از طوایف مغول به تشیع گرایش یافتند .

غازان خان با اینکه مذهب حنفی  اختیار کرده بود به شیعیان که نیروی مهمی در جامعه محسوب می شدند توجه بسیار مبذول داشت و علاقه خویش را نسبت به شیعیان علنی ساخت به طوری که بعضی مورخین بر این عقیده شدند که وی به مذهب تشیع روی آورده است، القاشانی می نویسد : او چون در جمله مذاهب اسلامی نظر کرد مذهب شیعه برهمه اختیار کرد ( القاشانی  ،۱۳۴۸ :  ۲۹ ) معین الدین نطنزی می نویسد : به حمد الله تعالی تمنایی را که مدت هشتصد سال سلاطین سلف را در خاطر می گردید و متمشی نمی شد حضرت سلطان غازان به تقدیم رسانید و سکه اثنی عشریه بر جبهه جعفری بنشاند و حق را به مرکز خود قرار داد .( نطنزی ،۱۳۳۶ :۱۵۱ )

گرایش روز افزون غازان به تشیع آن قدر حائز اهمیت است که برای اولین بار در دوره ایشان سکه به نام ائمه شیعه ضرب شد وصاف الحضره می نویسد : چون به اهل بیت عشق می ورزید دستور داد تا سکه ای ضرب کنند که روی آن در سه سطر موازی کلمات لااله الاالله، محمد رسول الله و علی ولی الله نقش بسته و پیرامون دایره در پنج ضلع اسامی دوازده اما نقر گردد ( وصاف ،۱۲۶۹ : ۴۷۱ ) مسلم است قرار گرفتن نام ائمه اطهار شیعی خصوصاً شعار انقلابی علی ولی الله بر سکه های غازانی امری معمولی نبوده و حاکی از نفوذ بیش از حد شیعیان و دوستی او با اهل بیت نبوت است ،حافظ ابرو نیز به میل غازان به تشیع اشاره دارد و می نویسد : پادشاه غازان را میل تمام به آن طایفه بودی اما هرگز از غایت کفایت اظهار نکردی و رعایت مصلحت عام فرمودی ( حافظ ابرو ، ج۳ :۲۳۷ ) غازان خان از جمله ایلخانانی بود که اصلاحات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی ومذهبی بسیاری را بوجود آورد و به طور کلی در دوره غازانی خوی و خلق مغولان تعدیل یافت و هم در سیاست خارجی و داخلی رنگ اسلامی و ایرانی گرفت در زمان وی تحولات اجتماعی و دینی صورت پذیرفت و تعصبات مذهبی شدید پس از سقوط خلافت کاهش یافت و پیروان مذاهب حاکم مجبور شدند قبول نمایند در شرایط مساوی با دیگر مذاهب اسلام تعامل نمایند غازان خان تحت تأثیری بسیاری از مشایخ وعلما و بزرگان شیعی قرار داشت.

غازان خان یکی از سلاطین آباد کننده و بانی است و ابنیه وعمارت بسیار ساخت بناهایی مانند مسجد جامع، خانقاه جهت دراویش، دارالسیاده جهت اقامت سادات، رصدخانه ،دارالشفاء، بیت الکتب، بیت القانون ،بیت المتولی، حکمتیه ، قصرعدلیه ، حوضخانه و حمام خدام ، دارالکتب،استادان و مدرسین متعدد برای دارالشفاو اطبا و کحالان حاضر در خدمت قرارداد  صبحانه و شام برای فقرا و قراردادن اوقاف برای این اقدامات ( اقبال آشتیانی ، ۱۳۷۶ : ۳۰۶ ) علاوه بر این غازان خان تمامی شهر اوجان را در تاریخ ۶۹۸هـ از نو بنا کرد و بازارها و حمامهای جدید در آنجا ساخت و خانقاهی در همدان بنا نمود دور تا دور شهر تبریز و شیراز را بارو کشید و قلعه تبریز را تعمیر نمود، نهضت سازندگی که در دوره غازان خان آغاز شد و در دوره ایلخانان بعدی ادامه یافت مشخصاً معلول عواملی بود که نقش شیخ صفی در آنها حائز اهمیت است.

فرزندان خواجه نصیر الدین طوسی، صدر الدین علی، اصیل الدین حسن و فخرالدین احمد در دوره غازان عهده دار مشاغلی بودند ( ابن شاکر،۱۹۷۳ ، ج۲: ۱۵۲ ) که اصیل الدین حسن منجم غازان و ناظر اوقاف و در جنگ ها با وی همراه بود ( مقریزی، ۱۹۳۶، ۸۹۴ ) امیر طرمطاز پسر یک بخشی ممتاز و مشهور به نام بایجو بود که در میان شیعیان نشو و نما کرده و توسط ایشان به این مذهب گرویده بودو در دربار غازان فعال بود گرایش غازان به تشیع و تأثیر دیوان سالاران ایرانی و شیعی در وی باعث توجه وی به اصلاحات در ایران گردید ” غازان مشهد امام حسین ( ع ) را زیارت کرد پرده های با عظمت برای آنجا ترتیب داد و صدقات بی اندازه به مجاوران و حاضران مشهد امام نمود وسادات مقیم آنجا را تعیین نمود( رشید الدین فضل الله  ،۱۳۵۸ : ۱۲۲ )

گرچه اطلاع ما از روابط شیخ صفی با غازان خان اندک است اما گزارش های ثبت شده حاکی از ملاقات هایی بین آنان است یک بار شیخ زاهد به منظور شفاعت از ملک احمد اسپهبد گیلان که در شیروان زندانی غازان خان بود به شیروان رفت شیخ صفی الدین اردبیلی به نزد غازان خان رفته و خبر ورود شیخ زاهد را به غازان خان داد غازان خود سواره به استقبال شیخ زاهد رفت او را با عزت و احترام به بارگاه خود برد ( ابن بزاز،۱۳۲۹: ۳۲۰ )  عهد شیخ صفی الدین دوران عروج تصوف و شکوه خانقاهها و رواج کار و بار خانقاه دارایران بود حکومت گران مغول وقتی مسلمان شدند در جستجوی انسان خدا شده و قدیس و معجزه گر به شیوخ تصوف روی آوردند و با عقیده به اینکه پیروان طریقت دارای قدرت های فوق طبیعی و معجزه گر هستند و قادرند در جهان انسان ها دخل و تصرف کنند برای شیوخ تصوف احترام خاص قائل شدند خانقاهها در جهت تأیید سلطه مغول فعالیت می کردند خانقاه شیخ صفی الدین با در آمد هایی که از طرف مردم داشت خود را بی نیاز از غازان خان و وزیرش می دید گرچه صفی الدین به سبب مقام بلند عرفانی خود همواره از توجه ایلخانان مغول بر خوردار بود ایشان در ابتدا به خاطر شیخ زاهد و در مرتبه بعد به اعتبار نفوذ مردمی خود در دستگاه غازان قرب و منزلتی داشت. وی آن قدر قدرت و نفوذ پیدا کرد که ایلخانان از آنان اعتبار می گرفتند .

بردر میکده رندان قلندر باشند     که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی

شیخ صفی الدین و سلطان محمد اولجایتو:

سلطان محمد خدابنده برادر غازان خان بود که در زمان حیات وی حکومت خراسان را داشت و پس از مرگ برادر به تبریز وارد شد و در سال ۷۰۳هـ زمام امور را در دست گرفت یکی از مسائل مهم دوره سلطان محمد گرایش وی به مذهب تشیع و رسمیت دادن آن مذهب است در شیعه شدن وی افراد و عوامل مختلف و متفاوتی نقش داشتند از جمله سید تاج الدین آوجی که از جمله اخلاط این معجون بود ( القاشانی،۱۳۴۸ : ۹۹ ) با گروهی از ائمه شیعه به خدمت سلطان وارد شد ، طرمطاز از دیگر بزرگان شیعه بود که در روی آوری سلطان به تشیع نقش داشت از روحانیون برجسته علامه جمال الدین بن مطهر حلی ملازم سلطان گردید پسر علامه حلی به نام فخر المحققین فخر الدین محمد که از علمای شیعه بود نیز در دستگاه محمد خدابنده وارد گردید، علامه حلی به شکرانه پیروزی تشیع و به رسم هدیه سه کتاب در اصول عقاید شیعه تألیف کرد به نامهای ” نهج الحق و کشف الصدق و منهاج الکرامه فی باب الامامه و منهاج الیقین فی اصول الدین ” که آنها را به محمد خدابنده تقدیم داشت.

از دیگر دانشمندان شیعی که مصاحب سلطان شدند سید بدر الدین نقیب مشهد طوس بود که با جمعی از سادات آن دیار به دربار تبریز آمد، علاوه بر این ها تسلط سلطان محمد بر گیلان در سال ۷۰۶هـ که از جمله مراکز عمده حفظ فرهنگ ایرانی و زنده نگهداشتن آداب کهن و از پایگاههای فرقه زیدیه از فرق تشیع بود و ارتباط مستقیم با این ایالت در گرایش خدابنده به تشیع بی نقش نبود مسئله مهمی که نقطه عطفی در تاریخ تشیع و تاریخ تحولات مذهبی محسوب می گردد ملاقاتی است که بین محمد اولجایتو و شیخ صفی الدین اردبیلی و علاء الدوله سمنانی در تبریزصورت پذیرفت این ملاقات در سال ۷۰۹هـ  بود سالی که خدا بنده با اختیار کردن تشیع یاران و اطرافیان خود را مخیر داشت که یا تشیع اختیار کنند یا به سلامت راه دیگر گیرند و از مشاغل و مقام خود مستعفی شوند گرچه گرایش های شیعی شیخ علاء الدوله و شیخ صفی در پرده ای از ابهام وجود دارد و آنان به خاطر قبولیت عظیمی که از طریق طریقت در بین مردم داشتند به صراحت مذهب تشیع خویش را آشکار نساختند. همین امر باعث گردید در بین محققان معاصرافرادی مانند احمد کسروی در اصل و نسب شیعی شیخ صفی شک و تردید روا دارند اما در صفوة الصفای ابن بزاز که نزدیکترین تألیف به زمان حیات شیخ صفی است وی شیعه دانسته شده است حتی ملاقاتی بین شیخ صفی نیای بزرگ دودمان صفوی با شیخ سعدی صورت گرفته که سعدی اورا معتقد به اعتقادات راسخ شیعی می نمایاند ( کمبریج ۱۳۶۶ ، ج۵ :۵۶۲ )

مسئله دیگر آن است که اگر علاء الدوله و شیخ صفی گرایش های شیعی نداشتند چرا پس از اعلام تشیع اولجایتو  علیه آن موضع گیری نکردند و آن را تکذیب ننمودند ،به هر صورت باید گفت تصوف با صبغه شیعی برجسته ترین سیمای دینی ایران در این دوره است که اکثر ساکنین اردبیل پیرو و مرید صفی الدین می باشند ، آنچه برای ما حادز اهمیت است جدای از اصل و نسب و منشاء نژادی یا مذهبی صفی الدین نفوذ معنوی و تأثیر گذاری است که وی داشته است چنانکه روز بهان خنجی می نویسد : اولین کسی که علم برتری این خانواده را بر افراشت قطب عالم شیخ صفی الدین اسحاق بود که روز گارش را در اردبیل گذراند و مریدانش را ارشاد نمود امرای طالش به او اقتفا و التجاء کرده و رجال روم احترام زیادی بدو قائل بودند ( خنجی، ۶۲ ) روزبهان خنجی از دعوتی صحبت می کند که اولجایتو از صفی الدین نموده و او فرزندش صدر الدین موسی را به جای خود فرستاد.

شیخ صفی الدین و سلطان ابو سعید:

سلطان ابوسعید مرید شیخ صفی الدین اردبیلی بود گاه به دیدنش می رفت و با خضوع در خدمتش می نشست به اندرز هایش گوش می داد و از عتاب و خطاب شیخ بر خود می لرزید و به گریه می افتاد و در برابر دستگاه وی احساس ناتوانی می کرد ابن بزاز می نویسد که شیخ با پادشاه سخن همچنان می گفت که با کودکی گویند، ابوسعید در معضلات سیاسی مملکت  از شیخ طلب یاری می کرد و از یمن انفاس او برخوردار می شد و معتقد بود این انفاس سبب فلاح و نجات اوست ( ابن بزاز ،۱۳۲۹ :  ۲۸۰ ) شیخ صفی داهی در زمان ابوسعید به پیری رسیده بود وی در مرتبه کامل مرادی بود و باسلطان کوس برابری می زد و اگر ابوسعید در تبریز سلطنت می کرد او در اردبیل دستگاه شاهانه گسترده بود چون سلطان و امیر چوپان را تحت نفوذ کامل خود داشت .

گویند در زمانی که ازبکان به مرز های خراسان حمله کرده بودند ابوسعید از شیخ صفی یاری خواست شیخ عنوان کرد خرابی ملک تو از ازبک نباشد بلکه خرابی این ملک به دست مردم این ملک باشد و همچنان شد ( ابن بزاز ،۱۳۲۹ :  ۲۴۳ ) این پیشگویی سیاسی بی اساس نبود زیرا شیخ با نفوذ در مردم و تشویق و نحریص آنان برای دستیابی به یک زندگی بهتر و همچنین تحریک قدرتمندان و سرکشان بر ضد حکومت مغول ، داهیانه تخم نفاق را در دل ها می کاشت و پایه های دستگاه را از آنچه بود متزلزل می ساخت ( بیانی ۱۳۷۱، ج۲ :۲۷۰) برتری شیخ صفی بر سلطان کاملاً مشخص می باشد. از مسائلی که شیخ صفی به آن توجه ویژه ای نمود آن بود که شیخ برخی از مسائلی را که از مبانی تصوف بود کنار گذاشت و سعی نمود بر قدرت و جلال خود افزوده و آن را بر قدرتمندان جاری سازد وی به مسائل دنیوی نیز توجه داشت به طوری که بسیاری از بزرگان از جمله شیخ حسن چوپانی از ارادتمندان شیخ صفی گردید و مقام او را از پادشاهان کمتر نمی دانست وطبل و علم سلطنتی برایش فرستاده بود حتی قتلغ ملک دختر گیخاتو مرید شیخ صفی بود و در هنگام گرفتاری چون راهش دور بود نامه به شیخ صفی می نوشت و شیخ اورا راهنمایی و ارشاد می کرد او از درآمد چاه نفتی که داشت برای شیخ صفی می فرستاد گرچه شیخ صفی هدیه و مال نمی پذیرفت و نمی خواست به هیچ ترتیب زیر بار منت دستگاه سلطنت ایلخانی رود و یا خود را از آن کمتر بنمایاند ( بیانی ،همان ۷۰۶ ) این امر نشان می دهد که سودای حکومت از زمان صفی الدین وجود داشته است و آنچه که تبدیل زعامت معنوی به زعامت سیاسی یا حکومت است از زمان وی شکل گرفته و به صورت بطئی و تدریجی در دوره جانشینان وی افزایش یافته تا در دوره شاه اسماعیل جنبه عملی یافت . درپایان حکومت ایلخانی ثروتمند ترین فرد زمان خود بود و برای ایجاد یک حکومت شیعی خود را آماده می ساخت وی ثروت و نفوذ فراوانی در بین مردم داشت  واز برتری خود برای وادار ساختن مغولان به عمران و آبادانی استفاده نمود وی چنان هیبتی داشت که هیچیک از امرا و سلاطین در مجلس وی مجال سخن گفتن نداشتند .

برخی تلاش داشته اند شیخ صفی را اهل سنت معرفی نمایند در حالیکه پس از مرگ وی ” برنهج سنت خیر المرسلین و ملت ائمه معصومین بر جنازه رحمت اندازه اش نماز گزاردند و شگفت انگیز تر آنکه شیخ پس از مرگ مرادش شیخ زاهد گیلانی جنازه وی را نیز به همین طریق غسل داد و بر آن نماز گزارد ( خواند میر،۱۳۳۳ : ۳۰و۲۴ ) باید اذعان کرد که شیخ صفی الدین سیاستمداری بود که در ابتدا با روشهای زاهدانه ایلخانان مغول را مطیع خود ساخت آنان را از خوی وحشیانه ای که داشتند تهی نمود و متعادل ساخت سپس طوق انقیاد را بر گردن آنان انداخت و آنان را وادار نمود بسیاری از تخریب هایی را انجام داده بودند دوباره تعمیر نمایند به طوری که مغولان که روزگاری تخریب کننده شهر ها بودند به سازندگان شهر ها تبدیل شدند شهرهای سلطانیه  سلطان آباد چم چمال را ساختند و صدها مسجد  دار الشفاء داروخانه و مدرسه وغیره ساخته شد اصلاحات گسترده ای شروع شد که گرچه وزرای ایرانی در ایجاد آن ها نقش فعالی داشتند اما باید گفت تمام عناصر ایرانی  در این تحولات مؤثر وارد شدند .

برخی از مردان طریقت از جمله شیخ صفی نقش بارز داشتند وی بود که توانست از آن مردم بیدادگر و خانمان بر انداز انسان هایی بسازد که نرم خو گردند به تصوف و تشیع مایل شوند و متمایل به سازش و مدارا و اصلاح شوند غازان ، اولجایتو و ابو سعید به شیخ صفی ارادت داشتند به خدمتش می رفتند و حل مسائل غامض سیاسی را به کمک انفاس و کرامتش از او می خواستند وقتی به دوره پس از روی کار آمدن غازان می نگریم ملاحظه می شود با تحولاتی در زمینه مباحثات علمی  فرهنگی بوجود آمد،استادان و دستیاران آنان در دار العلم ها مشغول تدریس شدند و در این روزگار در دامن فراغت و رفاه گروه کثیری به تحقیقات و تدقیقات علمی مشغول بودند که علت این تغییر و عامل اصلی پیشرفت های علمی و تبدیل مغولان به سازندگان تمدن  و تغییر روش حکومتی مغول و تعدیل خشونت آن قوم وجود مشاورین و وزرای ایرانی درآن دوره است کوششها و جانفشانی های بی دریغ مردان بزرگی چون خواجه نصیر الدین طوسی، خواجه شمس الدین محمد صاحبدیوان و برادرش عطاملک جوینی و خواجه رشید الدین و فرزندش خواجه غیاث الدین محمد باعث شد که در برابر سیل مخرب سیطره قوم وحشی مغول سدی از نبوغ و درایت عنصر ایرانی بسته شود و از پشت ابر تیره تسلط بیگانگان و سیه روزی ایرانیان آفتاب نجات و فلاح رخ بنماید این فرزندان خردمند ایران با درایت و تدبیر و خردمندی بی نظیری که در ادوار سالفه و خالفه کم نظیر است از عوامل بدبختی و ویرانی وسیه روزی به نفع میهن و هم میهنان خود کمال استفاده را کردند و در دوره ای که منطقاً می بایست دوره قهقرای تمدن و از بین رفتن کلیه مظاهر مفید علمی و ادبی و اجتماعی باشد اساس تمدن جدید و درخشانی را پی افکندند ( مرتضوی ، ۱۳۷۰ :۳۵۰ )

جالب است که اکثر این افراد خصوصاً خواجه رشید الدین یکی از راههای رسیدن به مراد و مطلوب خود که تعدیل خوی مغول بود را تمشیت امور خانقاهها و تعلیم وتنبیه فرزندان و اظهار ارادت در حق پیران و مشایخ بزرگ عصر را دانسته بود و به این خاطر و با آنان ارتباط برقرار ساخته بودند این وزیر بزرگ در نامه هایی که به فرزند خود احمد حاکم شهر اردبیل نوشته او را در اظهار ارادت و بندگی حضرت شیخ صفی و جلب رضایت توصیه می نماید که بر آستانه ولایت پناه او پیوسته چون پرده سرعجز و سوگواری نهاده باشد ( همان  : ۳۶۰ ) این گفتار حاکی از اظهار ارادت فوق العاده خواجه رشید الدین نسبت به شیخ صفی الدین است و نشان می دهد شیخ صفی در روزگار ایلخانان نفوذ بی حد و حصری داشته و معروف حضرت ایلخان و مخصوص پیشگاه وزیر اعظم بوده است. همه وزرا مرید شیخی بودند و برای جلب دوستی و لطف وی قسمتی از ثروت خود را در اختیارش می گذاشتند به عنوان مثال خواجه رشید الدین فضل الله وزیر بزرگ و کاردان نه تنها خود صوفی مسلک بود و در این زمینه مطالعات داشت بلکه او حامی متصوفه و شخصاًمرید شیخ صفی بود ( مکاتبات رشیدی ،۱۹۴۷ : ۱۰۲ ) رابطه رشید الدین با شیخ صفی رابطه مرید و مرادی بود او برای شیخ نذر و موقوفات می فرستاد و التماس دعا می داشت که شرح این نذور و هدایا و مقدار موقوفات در مکاتبات رشیدی وجود دارد .اگر چه همه اهل علم ومعرفت در پیشگاه خواجه رشید الدین محترم و محبوب بوده اند ولی ظاهراً شیخ صفی از این لحاظ از دیگران ممتاز بوده و ارادت ورزی و احترام و محبت فوق العاده خواجه رشید بسیار بوده است،  فرزندان دیگرش از جمله امیر محمود حاکم کرمان نیز به متصوفه احترام می گذاشت.

در دوره خواجه غیاث الدین فرزند خواجه رشید الدین ، نیز شیخ صفی دارای قدرت کمال و معنویت بود غیاث الدین خانقاهی در تبریز داشت در مجالس شیخ صفی شرکت می نمود و در سفری که شیخ صفی به تبریز داشت در خانقاه رشیدی منزل نمود در کتاب صفوة الصفا به ارتباط خواجه غیاث الدین با شیخ صفی الدین به خوبی شاره شده است حتی زمانی که غیاث الدین پس از قتل پدرش رشید الدین متواری شد پیری او را بشارت داد که  شیخ صفی را ملاقات کند که این عمل صورت پذیرفت این حکایت نشان می دهد که غیاث الدین به التماس صفی الدین را به عمارت خود آورد و هر شب به دستبوس شیخ می رسید و کلمات و نصایح راهنمایی می شنید غیاث الدین به دست شیخ صفی توبه کرد و در پای شیخ افتاد و از وی تلقین ستاند که این حکایت دارای اهمیت است.

اززمانی که احمد کسروی در شجره نامه صفویان تردید نمود عده ای برآن شدند که صفی الدین و تبارش شیعه مذهب نبوده اند به نظر می رسد که صفی الدین مرشدی با گرایش های شیعی بود وی به تبعیت از خواجه نصیر الدین طوسی در صدد احیاء تشیع در در مرزهای جغرافیایی ایران بر آمد یکی از کارهایی که خواجه نصیر الدین در دوره هلاکو خان انجام داد بوجود آوردن زمینه های یک دولت مستقل در ایران بود ، با بر افتادن خلافت عباسی وقطع روابط حکومت ایلخانی ایران با مغولستان و از بین بردن ملوک الطوایفی در ایران زمینه این استقلال سیاسی فراهم گردید و در محدوه جغرافیای طبیعی ایران حکومتی مستقل تشکیل شد این حکومت یک ایدئولوژی پویا نیاز داشت که کار تسلط مغول را به انجام رساند بزرگانی مانند علاء الدوله سمنانی و شیخ صفی در ابتدا در صدد بودند با روی کار آوردن اولجایتو حکومت شیعی ایرانی را بوجود آورند که این عمل امکان پذیر نشد چون شرایط زمانی آن فراهم نشده بود پس از فوت شیخ صفی جانشینان وی توانایی لازم را برای پیاده نمودن اندیشه شیعی ـ ایرانی وی را نداشتند تا اینکه شاه اسماعیل اول از نوادگان شیخ صفی این کار را به انجام رسانید ، شیخ صفی باسیاست تعامل و تسامح و تساهل با مغولان آنان را مطیع خود ساخت و زمینه های دگرگونی در مغولان را فراهم نمود وی با تعدیل خوی مغول آنان را مطیع خود و نرم وآرام ساخت وی با استفاده از معجزات و کرامات که وسیله ای روز پسند بود کارگزاران مغول را مقهور ساخت آنان به خدمتش در آمدند و وادار به عمران و آبادانی و سازندگی شدند . شیخ صفی را می توان پادشاه بی تاج تختی نامید که همه سلاطین ایلخانی رکاب گیر وی بودند و بر همه مردم در سراسر مملکت فرمانروایی داشت سلاطین در نزد شیخ صفی به دو زانوی ادب می نشستند و از لطف و مرحمت وی بر خوردار می گردیدند .

نتیجــه گیری:

همان گونه که تصوف در پیشرفت مغولان نقش داشت و متصوفه با ترویج روی گردانی از زندگی این جهانی و انزوا طلبی و گوشه نشینی باعث دوری مردم از زندگی دنیوی شدند که این امر یکی از عواملی بود که مردم در مقابل مغولان ایستادگی ننمایند در دوره ایلخانان تصوف و خانقاه گرایی دولتی گردید و این امر به عنوان وسیله ای برای تداوم حکومت ایلخانی گردید از اواسط حکومت ایلخانی در ایران تحولی در بین مشایخ متصوفه ایجاد شد برخی از آنان در صدد برقراری ارتباط بین مردم و متصوفه شدند گرایش هابه زندگی این جهانی و رفع مشکلات و معضلات روزانه مردم  شکل گرفت بعضی از آن ها از جمله علاء الدوله سمنانی ، شیخ خلیفه مازندرانی و شیخ صفی الدین اردبیلی در صدد بر آمدند برای تشکیل حکومت تلاش نمایند ، از آنجا که ایلخانان با انقراض خلافت عباسیان و قطع روابط با مغولستان زمینه تشکیل یک حکومت مستقل را در ایران بوجود آورده بودند ، فضای مناسبی جهت تشکیل یک حکومت مذهبی را در ایران مشایخ می توانستند فراهم سازند به این جهت شاگردان علاء الدوله سمنانی ، شیخ خلیفه مازندرانی و شیخ حسن جوری حکومت سربداران را بو جود آوردند .

شیخ صفی الدین اردبیلی نیز در صدد بود حکومتی را بوجود آورد بنا بر این در ابتدا با تکیه برقدرت معنوی خود سه ایلخان آخری مغول غازان خان ، اولجایتو و ابوسعید را مرید خود گردانید زمینه تعدیل خلق و خوی مغولان را فراهم ساخت و پس از نرم شدن آنان با کمک دیگ بزرگان ایرانی زمینه های سازندگی و ساخت .ساز و عمران و آبادانی فراهم شد مغولان که روزگاری مخرب فرهنگ وتمدن ایرانی بودند تبدیل به سازندگان و احیاء گران تمدن شدند ، روش حکومت ایلخانان تغییر زیادی نمود غازان خان به عنوان یکی از اصلاح گران، اصلاحات بسیاری را در زمینه های مذهبی، سیاسی، اجتماعی، اداری، قضایی و فرهنگی انجام داد وی با صدور احکامی جلو بسیاری از مفاسد اجتماعی را گرفت و فصل نوینی در زندگی مردم ایران ایجاد شد ، این تحولات گرچه تداوم نداشت و با فروپاشی حکومت ایلخان کامل نگردید اما می توان گفت مردم ایران در پایان حکومت مغول از رفاه و آسایش بیشتری برخوردار گردیدند.

فهرست منابع:

۱- ابن بزاز، درویش توکلی بن اسماعیل بن حاجی ( ۱۳۲۹ ) صفوةالصفا، چاپ بمبئی، هندوستان.

۲- ابن شاکر، محمد بن شاکر الکتبی  (صلاح الدین )( ۱۹۷۳م ) فوات الوفیات، محقق احسان عباس، ناشر دار صادر بیروت. 

۳- اقبال آشتیانی، عباس ( ۱۳۷۶ ) تاریخ مغول و اوایل ایام تیموری، نشر نامک، تهران.

۴- القاشانی، ابو القاسم عبدالله بن محمد ( ۱۳۴۸ ) تاریخ اولجایتو ( تاریخ پادشاه سعید غیاث الدنیا و الدین اولجایتو ( سلطان محمد ) به اهتمام مهین همبلی، انتشارات بنگاه و ترجمه نشر کتاب، تهران.

۵- بویل، جی، آ (۱۳۶۶) تاریخ ایران کمبریج ( از آمدن سلجوقیان تا فروپاشی دولت ایلخانی ) ترجمه حسن انوشه، ج۵، انتشارات امیر کبیر.

۶- بیانی، شیرین (۱۳۷۰) دین ودولت در ایران عهد مغول، ج ۲، مرکز نشر دانشگاهی، تهران.

۷- حافظ ابرو ( بی تا ) مجمع التواریخ السلطانیه، نسخه ملک، کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران.

۸- خواجه رشید الدین فضل الله (۱۳۵۸) جامع التواریخ ( بخش تاریخ مبارک غازانی به سعی کارل یان، هرتفورد

۹- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (۱۹۴۷) مکاتبات رشیدی، طبع لاهور، پاکستان.

۱۰- خواند میر، غیاث الدین بن همام الذین الحسینی (۱۳۳۳) تاریخ حبیب السیر، ج ۳، کتابخانه خیام، تهران.

۱۱- خنجی، فضل الله  روزبهان (۱۳۸۲) عالم آرای امینی ( شرححکمرانی سلاطین آق قویونلوو ظهور صفویان، اصلاح محمد اکبر عشیق، میراث مکتوب، تهران.

۱۲- دستغیب، عبد العلی (۱۳۶۷) هجوم اردوی مغول به ایران، نشر علم، تهران.

۱۳- صفا، ذبیح الله (۱۳۷۲) تاریخ ادبیات در ایران، ج ۲/ ۳، انتشارات فردوسی، تهران.

۱۴- محمد بن معصوم بن زین العابدین ( ۲۰۰۴ ) طرائق الحقایق، تصحیح محمدجعفر محجوب، انتشارات سینایی، تهران.

۱۵- مرتضوی، منوچهر (۱۳۷۰) مسائل عصر ایلخانان، مؤسسه انتشارات آگاه، ج ۲، تهران.

۱۶- مقریزی، تقی الدین احمد بن علی (۱۹۳۶) السلوک المعرفة دول الملوک، تصحیح و تحشی محمد مصطفی زیاده، قاهره.

۱۷- نطنزی، معین الدین ( ۱۳۳۶ ) منتخب التواریخ ( تاریخ ملوک شبانکاره ) به تصحیح ژان اوبن،  تهران، کتابفروشی خیام.

۱۸- وصاف الحضره، افضل الدین عبد الله شیرازی ( ۱۲۹۶ ) تجزیة الامصار و تزجیه الاعصار ( تاریخ وصاف ) در احوال سلاطین مغول ) به اهتمام محمد مهدی اصفهانی، چاپ بمبئی، هندوستان.

این مقاله در شیخ صفی‌الدین اردبیلی در آیینه عرفان، هنر و سیاست منتشر گردیده است. 

Filed in: Uncategorized
×

Post a Comment