موقعیت اجتماعی واقفان در عصر صفویه به استناد وقف نامه ها

| آذر ۲۴, ۱۳۹۵ | 0 Comments

مهناز رحیمی فر        

کارشناس مسئول متون موزه ملی ایران، تهران

چکیده:

بر اساس آثار مكتوب موجود از دوران صفويه، از جمله سنگ نوشته ها و كتيبه هاي باقي مانده در مراكز مذهبي و غيرمذهبي، همچنين كتب تاريخي، سياحت‌نامه‌ها، اسناد و… ، بی گمان “وقف” یکی از شکوفاترین دوران خود را در این زمان داشته است. شاهان صفويه از جمله شاه طهماسب و شاه عباس اول از پيشقدمان وقف هاي بزرگ، به حساب مي آيند و به تبعيت ازآنها بسياري از حاکمان مناطق، درباريان وافراد خيرخواه نيز املاک و اموال فراواني را در سرتا سر مملکت وقف كردند. وسعت و گسترش وقف در دوره صفویه سبب گردیده است كه به توان آن را از ويژگي هاي مهم سياسي- اجتماعي- اقتصادي- مذهبي اين دوره دانست.و توجه خاص به انجام امور اداری و تهیه فهرست از اموال و املاک وقفی ،از عوامل موثر در حفظ و بقای برخی از این اسناد و مدارک در آرشیوها و مخاذن کتابخانه ها و موزه ها می باشد . این اسناد امروزه یکی از مهمترین منابع پژوهشی محسوب می شوند.

با توجه به گستردگي و پراكنده گي پژوهش ها و انتشارات صورت گرفته در زمينه وقف در دوره صفويه، در اين مقاله سعي شده براساس وقف نامه های منتشر شده) اصل وقف نامه یا رونوشت آن و برخی اسناد مرتبط به وقف)، و با استفاده از منابع ديجيتال، با تاكيد بر برخی از وقف نامه های مشهد (آستان قدس رضوي)، به عنوان يكي از مهمترین و قديمي ترين مراكز مذهبی مورد توجه واقفان و اردبيل ( بقعه شيخ صفي الدين) با پيشينه غني از وقفيات خانقاهي، موقعیت و طبقات اجتماعی واقفان در آن زمان مورد بررسی قرار گیرد.

واژگان كليدي: صفويه- طبقات اجتماعی- اسناد وقفي- اردبيل –  مشهد.

مقدمه:

 

تاكيد برارزش پژوهشي اسناد كاغذي در طي سال هاي اخير و روي آوردن پژوهشگران به اين منابع ارزشمند، پراكندگي اين آثار را  بیش از پیش نمايان کرده و مانع دستیابی به اطلاعات آماري دقيق از آنها شده است.در طی سال های اخیر تلاش پژوهشگران و مسؤلان امر، براي يافتن و شناسايي و معرفي و تهيه فهرست از اين اسناد در مراكز و آرشيوهاي دولتي وغيردولتي و مجموعه هاي خصوصي راه گشاي محققين بوده است.

بررسی پیشینه وقف، به ویژه از طریق احاديث و روايات بر جاي مانده از رسول اكرم (ص) و ائمه (ع ) نشان مي دهد، آنان اهتمام زيادى در گسترش وقف داشتند(رحیمی ، ۱۳۸۳ :۲۹). به پیروی از این بزرگان، سنت وقف تداوم یافت.  و دراغلب دوران، شهرهای مهم مذهبی،سیاسی و اقتصادی شاهد ایجاد و گسترش وقف های بزرگ و با اهمیت بودندو در زمینه های مختلف از اثرات آن بهره مند شدند.

شواهد تاریخی، دوره صفویه را یکی از دوران مهم در شکوفایی وقف معرفی می کنند. در اين زمان شاهان صفوي به ويژه شاه عباس اول اموال، رقبات و املاک خالصه بسیاری را وقف کردند. به تبعيت ازآنها بسياري از حاکمان محلی و سایر درباریان و افراد با نفوذ نيز وقفیات فراواني را در سرتا سر مملکت وقف كردند. بسياري از موقوفات، با مقاصد خيرخواهانه، وقف بقاع متبرکه به ویژه آستانه امام رضا(ع) در مشهد و حضرت معصومه (س) در قم شد.

شهر مقدس مشهد از جمله شهرهایی است که در دوران مختلف از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است. و در مراکز فرهنگی به ویژه آرشیوهای دولتی و غیر دولتی، تعداد قابل توجهی از اسناد به ویژه در ارتباط با وقفیات نگهداری می شود. وجود آستانه امام رضا در مشهد، سبب گردیده این شهرهمواره مورد توجه مسلمانان قرار گیرد. و ملجایی برای برآورده شدن نیازهای آنها گردد. اهداء نذورات و تعیین وقفیات برای این مکان مقدس از رایج ترین سنت های مذهبی بوده است که تا کنون نیز ادامه دارد. تاریخ دقیقی از اولین موقوفات یا نام واقف و واقفان آستان قدس وجود ندارد، اما بر اساس اسناد موجود، جریان وقف از قرن چهارم به بعد در آنجا رواج یافته است. (کریمیان،۱۳۸۲ :۶۴) با افزايش زائران حرم مطهرامام رضا(ع)، شهر مشهد و آستانه مقدس نيز در دوران مختلف، به وي‍ژه صفويه گسترش يافت.

اسكندربيك در خصوص اقدامات شاه عباس مي نويسد:” … آنچه در مشهد مقدس معلي ترتيب يافته توسيع صحن آستانه مقدس و ايوان هاي رفيع و عمارات دور آن و نقاشي و زيب و زينت حرم محترم و احداث خيابان و اجراي نهري از ميان خيابان و حوض عالي در اندرون صحن كه هميشه در آن مالامال و موجب دعاي خير زوار و سكنه آن روضه سدره مثال است و گنبد عالي تربت شريف عارف رباني خواجه ربيع الخثيم در بيرون شهر در كمال زيبايي و زينت كه در خوبي و شيريني عمارت عديم المثل است و عمارت قدم گاه شاه پور كسري و ايوانها و عمارات متصله به آن و حوضي كه آب از كوه رفيع بفواره مي ريزد و احداث خيابان و غرس درختان كه خصوصيات آن مقام فلك فرساي و ماصدق سر من راي است…”(تركمان، ۱۳۸۷، مقاله يازدهم).

شهر اردبيل، نيز به علت وجود بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی، در دوران مختلف از قداست خاصي برخوردار بوده است. پس از آن كه شیخ صفی الدین اردبیلی جانشین خلیفه شیخ زاهد گیلانی شد (۷۰۰هـ .ق)، اردبیل مسكن وخانقاه او، محل اجتماع مريدانش شد. او به تدريج پایه گذار نهضتی مذهبي و حکومتی روحانی در شهر اردبیل گرديد. پس از فوت شیخ صفی­الدین (۷۳۵ هـ. ق)، پسرش شیخ صدرالدین و پس از او پسران و نوه هایش، علاوه برانجام امورمذهبی، در مسائل سیاسی نیز به فعالیت پرداخته وسبب توسعه و ترویج اعتقادات مذهبی نه تنها درسراسر ایران بلکه در سوریه، آسیای صغیرو …. گردیدند (تركمان، ۱۳۸۷ :۱۱ ).

با افزایش مریدان شیخ و زائران آرامگاه او، برای تامین نیاز آنها، صدرالدین موسی فرزند شیخ صفی، بناهای بقعه را گسترش داد. در طول تاریخ نیز برخی از پادشاهان نیز نسبت به شیخ صفی ارادت خاص داشته و برای توسعه مزار او اقدامات قابل توجهی انجام دادند. از جمله تیمور، نسبت به مقدسین و پیشوایان دینی توجه خاصی داشت و برای آنها خیرات و نذورات بسیاری می کرد. کتاب سازمان اداری حکومت صفوی در مورد توجه خاص او به مزار شیخ صفی در اردبیل می نویسد: ” تیمور از پول خود مزارع و دهاتی در حوالی اردبیل خرید و وقف مزار شیخ صفی کرد و مزار شیخ را وی بست و تحصن شناخت ، به علاوه خراج ولایت اردبیل را به خاندان صفویه بخشید…..” (مینورسکی، ۱۳۳۴ :۲۴۲) .

شاهان صفوي با انتساب نسب خود به شيخ صفي، سبب گرديدند اين شهر در دوره صفوي از اهميت بسياري برخوردار گردد چنانكه آنجا مكان آرامگاه برخي از پادشاهان و بزرگزادگان اين دوره شد. و اسماعیل صفوي، اولین پادشاه حکومت صفویه، پس از در گذشت (۹۳۰ ق) در اردبیل درکنار مدفن جدش، شیخ صفی الدین، به خاک سپرده شد.

توجه خاص شاهان صفوي به اين مكان مقدس منجر به گسترش آن گرديد. چنانكه اسكندر بيك  پيرامون اقدامات شاه عباس در اردبيل مي نويسد:” در دارالارشاد اردبيل عمارات آستانه متبركه سيد جبرئيل …. كه پدر بزرگوار حضرت قطب الاوليا شيخ صفي الحق و الحقيقت و الدين طاب ثراه وجددهم …..و محجر طلاي صفه برابر ضريح مبارك و محجر نقره و ديگر زينتهاي حظيره مباركه و تجديد عمارت مزار كثير الانوار حضرت عارف رباني شيخ زاهد گيلاني و ترتيب عمارات عاليه تربت شريف حضرت سلطان الاوليا و المحققين شيخ شهاب الدين اهري …. و باغ بهشت آساي آن روضه فيض انتما و….” (تركمان، ۱۳۸۷،مقاله يازدهم) در این زمان، اردبیل در کنار شهرهای مشهد وقم، مقدس شمرده شد، به ویژه با مقبره های خاندان صفوی به تنها مکان مقدس ملی تبدیل شد.

طبقات اجتماعی در دوره صفویه:

 

رویداد تحولات اجتماعی، اقتصادی و مذهبی و شیوه حکومتی، در ایجاد ساختار طبقاتی در دوره  حاکمان مختلف صفوی نقش اساسی داشته است. سلطنت موروثی، که در این دوره از قداست مذهبی نیز برخوردار شده بود، سبب ایجاد قدرت مطلقه برای شاه گردید. و او را در راس طبقات اجتماعی قرار داد. بلند مرتبه ترين مقام هاي درباری ، سرداران نظامی و کارکنان حکومتی نیز در رده های پاین تر از او بودند.

سرکردگان سپاهیان درآغازحکومت صفویه، اغلب ترک یا ترکمان بودند واز میان سران طوایف قزلباش انتخاب می شدند. اما بعدها و به ویژه پس از اصلاحات تازه‏اى که شاه عباس اول در سازمان نظامى ایجاد کرد، اکثرغلامانِ خاصّ درگاه مخصوصاً گرجیها و ارمنیهایى که از کودکى مسلمان ‏شده بودند، متصدى این گونه مناصب شدند.( نوائی ،۱۳۸۱: ۳۰۰-۳۰۱) علاوه بر اشرافیت نظامی، تاجیکان یا اعیان دیوانسالار ایرانی از دیگر عناصر اشرافی در ساختار اجتماعی این دوره بودند. محاسبان، مستوفیان، کاتبان، منشیان، خزانه داران، مُهرداران و وزیران اغلب تاجیکان، بودند. آنان از قدیم این گونه امور را به عهده داشتند( مینورسکی،۱۳۳۴: ۲۲)

رسمیت یافتن مذهب تشیع در این دوره سبب گردید، سادات ،علما و مشایخ از دیگر گروه های اجتماعی مهم به شمار آیند. به ویژه در زمان شاه طهماسب اول و شاه سلطان حسین، نفوذ علما به اوج خود رسید و بدون صلاحدید مجتهدین کارهای مهم، در زمینه های مختلف به ویژه حکومت انجام نمی شد (نوایی، ۱۳۸۱: ۲۹۸). روحانیان از لحاظ اقتصادی و امور قضایی از یک طرف با منشیان و کارگزاران حکومت و از طرف دیگر با خرده مالکین در اداره اوقاف و یا سایر امور مربوط به مالکین در ارتباط بودند.( مینورسکی،۱۳۳۴: ۲۳)

صوفی گری، از دیگرعوامل مؤثر در ایجاد شرایط خاص اجتماعی و سیاسی در این دوره می باشد، مقام خليفه الخلفا درابتداي پيدايش و گسترش صفويه از مقامهاي مهم بوده است. قبل از ايجاد حكومت و در آستانه سياسي شدن تشكيلات صفويه اين مقام و به طور کلی، خانقاه تحت امر ، به عنوان محلي براي نظارت بر تشكيلات گسترده صفوي و انجام امور صوفيانه بود و خليفه الخلفا به عنوان نايب و استاد شاه محسوب مي شد. (نوایی، ۱۳۸۱: ۳۲۳) ولی به تدریج از قدرت و اعتبارصوفیان کاسته شد. چنانکه دراواخر سلطنت شاه سلیمان به مشاغلی چون باربری و مهتری و… گمارده شدند( مینورسکی، ۱۳۳۴: ۱۹) گروه های دیگر اجتماعی چون بازرگانان، تجار، پیشه وران شهری (اصناف) و کارگران و هنرمندان درباری و کشاورزان و دهقانان و علاوه بر آنها اقلیت های مذهبی به ویژه تجار ارمنی در زمان شاه عباس نقش اساسی در زمینه اقتصاد بر عهده داشته اند.

زنان از دیگر گروه هایی بودند که در طبقات اجتماعی مختلفی جای داشتند. زنان خاندان سلطنتی و درباریان و اشراف، زنان طبقه متوسط شهری، که در برخی فعالیت های هنری و اجتماعی مشارکت می کردند، و زنان روستایی و عشایری که در زمینه کشاورزی و دامداری وامورخانه داری فعالیت می کردند. زنان علاوه بر وظیفه خانه داری به انجام امور و کارهای تولیدی چون قالیبافی ، گلیم بافی، جاجیم بافی و… اشتغال داشتند ( فیگوئرا، ۱۳۶۳: ۲۵۱) گروه دیگری از زنان این دوره را، کنیزکان و زنانی که ازدواج موقت می کردند، تشکیل می داده است. برخی مشاغل مربوط به زنان ومشاغلی که به نحوی به آنان مرتبط می شد، اغلب توسط زنان اقلیت های مذهبی یا زنان طبقات پایین جامعه انجام می شد، مشاغلی همچون پرستاری و مشاطگی (احمدي،۱۳۸۰ : ۱۶۳). نوادگان زنان قبایل قزلباش قدرت اجتماعی واقتصادی فراوانی به دست آورده بودند و این امر در القابی که در منابع برای این زنها به کار رفته است از قبیل علیاحضرت، خاتون، خانم، سلطان، خان آقا، شاه سلطان، پاشا، بانو، سیده، بیگی و بی بی تجلی یافته است) زرین باف شهر، ۱۳۸۴: ۸۲۴) .

قوانین ارث اسلامی نقش مهمی برای وارثان زن قائل شد، آنها نصف مردان هم پایه خودشان ارث می بردند و درعین حال از نظر قانونی حق کنترل و در اختیار گرفتن کامل دارائی خود را داشتند. زنان، سهمی از اموال شهری و روستایی از قبیل اراضی روستایی، واحدهای مسکونی، حمام های عمومی، کاروانسراها و مغازه ها را به ارث می بردند. انتقال اموال از طریق خرید و فروش مستغلات و املاک خصوصی در بین زنان رایج بود. زنان صفوی نقش به سزایی در سوق دادن املاک و دارایی به سوی فعالیت های خیریه  از طریق فروش وقفیات به عهده داشتند ) زرین باف شهر، ۱۳۸۴: ۱۳۱) .

به طور کلی مورخین و پژوهشگران برپایه دیدگاه های خاص، نظریات متفاوتی را پیرامون طبقات اجتماعی این دوره ارائه کرده اند. از جمله چنین تقسیم بندی را ارائه گردیده است: شاه ، طبقات حاکمه (شاغلین مقامات و مناصب عالی اداری، سرداران نظامی، امرای ایلات و عشایر ، طبقات اشراف روحانیون )، طبقات میانی (خرده مالکان، تجار و بازرگانان)، کارگران (پیشه وران و به طورکلی اصناف به ویژه در شهر اصفهان و پیشه ورانی که در بیوتات سلطنتی کار می کردند) و کشاورزان ( مینورسکی، ۱۳۳۴: ۱۷ – ۳۱) برخی دیگر، با تاکید بر طبقه حاکم، تقسیم کار میان شهر و روستا، نظام صنفی به ویژه بازرگانان ،وجود شهرهای مستقل، افزایش و گسترش تجارت و پیشرفت تکنولوژی و نیروهای تولید، را از عوامل موثر بر پیدایش سرمایه داری به عنوان نظام اجتماعی مورد تایید قرار داده اند . (نویدی،۱۳۶۸ : ۱۱) برخی دیگر نیز با قرار دادن شاه در راس هرم و سایر مردم در قاعده آن، براساس زندگی شهری یا روستایی ، این طبقه بندی را ارائه کردند: ساختار شهری( بازار و اصناف،سادات – علما و مشایخ،ارتش) و ساختار روستایی( دهقانان و کشاورزان) ، ساختار عشیره ای( طوایف مهم ) ( نوایی،۱۳۸۱ :۲۹۵-۳۰۵)

فوران با تاکید بر ماهیت دولت بر پایه سه نهاد “دستگاه دیوانی مرکزی ” و” حکومت ایالت” و “ارتش” با محوریت شاه و دربار، دیگر طبقات اجتماعی را چنین مشخص می نمایند. بلند مرتبه ترین مقام های دربار شامل وزیر اعظم ، سرداران سپاه ، خزانه دار دولت، صدر یا بلند پایه ترین پیشوای مذهبی و پس از آنها، مناصب و مقام های متعدد چون پزشکان درباری، منجمان، خواجگان درباری، ملازمان، غلام بچه گان، هنرمندان و پیشه وران ماهر و در تشکیلات دولتی، منشیان، محاسبان مالی دولتی- درباری، کارگاه ها ، واحد جمع آوری مالیات و واحدهای نظامی. و در نهایت طبقه حاکم يعني شاه، ديوان سالاران بلند پایه، فرماندهان نظامی و حکام ایالات، به دلیل کنترل نهادهای مهم دولت – دیوان سالاری مرکزی، حکومت های ایالتی و ارتش – مجموعا دولت را تشکیل می داده اند(فوران،۱۳۷۷: ۴۸-۵۱) وی ساختار اقتصادی ، را متشکل از سه بخش قبایل شبانکاره و بیابانگرد، دهقانی و روستایی و اصناف شهری (پیشه وران ،تجار و بازرگانان، هنر مندان و کارگران کارگاه های سلطنتی) می داند (فوران،۱۳۷۷ : ۵۳-۶۷).

برخی دیگر برپایه سنتهای کهن، ریشه ساختار طبقاتی این دوره را در دوران اوستایی دانسته و چهار طبقه شاه، اشرافیت نظامی، اشرافیت مذهبی و روستایی را پایه طبقات اجتماعی دوره صفویه دانسته اند که در زمان های مختلف با ایجاد تحولات اجتماعی، ترکیب این طبقات دستخوش تغییرات گردیده است.( بنانی، ۱۳۸۰ : ۲۰۲) به طور کلی در مورد ساختار اجتماعی و نهادهای دوره صفویان بر اساس پژوهش مورخین و مکتوبات سیاحان نظرات متعددی بیان شده که گاه باهم اختلافتی نیز وجود دارد از جمله در ساختار دینی مطرح شده از طرف کمپفر و شاردن ( صفت گل ، ۱۳۸۱ : ۴۰۲ ) بر اساس نظریات اعلام شده و با دید کلی، برای این بحث، دو طبقه عمده اجتماعی در نظر گرفته شده است، طبقه حاکم( شامل شاه، وابستگان او از جمله درباریان، خاندانهای اشراف ،سران نظامی، روحانیون متنفذ، دیوانیان بلند پایه) و طبقه عامه مردم(اصناف،پیشه وران، بازرگانان، دهقانان و کشاورزان و …).

                                                        

وقف نامه های آستان قدس رضوي (مشهد):

پس از شهادت امام رضا(ع)، وقف برای آستان قدس رضوی آغاز شد. طبق نوشته‏ ابوالفضل بیهقی مستغلاتي توسط بوالحسن عراقي، دبيرِ دولت غزنوي وقف شده است. بيهقي در اين باره چنين مي نويسد:”در روز دوشنبه ششم شعبان سال ۴۲۹ ق بوالحسن عراقي دبير، گذشته شد رحمـة الله عليه …. و كاريز مشهد را كه خشك شده بود باز روان كرده و كاروانسرايي بر آورده و ديهي مستقل به سبكِ خراج  بر كاروانسرا و كاريز وقف كرده و…” و نيز موقوفه ديگري از صاحب ديوانِ غزنويان ابوالفضل سوري بن معتز  وجود داشته است. او در زمان سلطان مسعود غزنوی عمید خراسان بود (۴۲۱ تا ۴۳۲ ق).در  مورد این وقفیات در تاريخ بيهقي چنين آمده كه “درسال ۴۲۵ ق در مشهد علي بن موسي الرضا عليه السلام ديهي خريد فاخر، و بر آن وقف كرد”. (بيهقي، ۱۳۵۶: ۷۱۲)   اهمیت روزافزون این شهر مذهبی، موجب گسترش وقف توسط اقشار و طبقات اجتماعی مختلف مردم گردید.

يكي ازمهم ترين عوامل در توسعه يافتن وقفيات آستان قدس رسميت يافتن مذهب تشيع در دوره صفويه است. صفویان، مشهد را تبدیل به بزرگترین شهر زیارتی ایران کرده و با تبلیغات مذهبي، موجب تشویق مسلمانان براي سفر به مشهد و زیارت حرم امام رضا شدند. برای توسعه حرم و رفع نیازمندی‏های زائران تلاش‏هایی به صورت وقف توسط  شاهان صفوی و دولت مردان ایشان و افراد نيكوكار صورت گرفت. در برخي از متون تاريخي به اين وقفيات اشاره شده ويا آنها را شرح داده اند ولي به دلايل مختلف تعداد  محدودی از وقف نامه ها واسناد وقفي مربوط به آنها باقی مانده است. از جمله می توان به وقفیات شاه اسماعیل در اصفهان( هنرفر، ۱۳۴۴: ۶۱- ۳۶۰) و شاه عباس (شاملو، ۱۳۷۱: ج۱ / ۱۹۷-۱۸۶ ) اشاره کرد.

گستردگي اوقاف آستان قدس، و اهميت رسيدگي به امورمربوط به آن،‌ سبب گرديد ضمن ایجاد تشكيلات اداري خاص، مستنداتي نيز از اسناد تهيه گردد. و پس از صفويان نيز تنظيم فهرست ها و طومارها و كتابچه و كتاب ها ادامه يافت . از جمله طومار یا فرمان علیشاهی ، اطلاعات قابل توجهی را در باره اوضاع موقوفات آستانه به ویژه زمین های زراعی، مستغلات آسیاب ها ، باغ ها، یخچال ها و…با جرئیات ذکر می کند.( صفت گل، ۱۳۸۱ : ۳۴۹-۳۵۳ ) و کتاب” موقوفات آستان قدس” تأليفات مرحوم حاج عبدالحميد مولوي (رييس اداره‏ي املاک آستان قدس رضوي )، جامع‏ترين کتابي است که درباره‏ي موقوفات آستان قدس رضوي تأليف شده است. ولی تا کنون به چاپ نرسیده است (عطاردي،۱۳۸۰ : ۱۱۵-۱۲۸ و حسن آبادي، ۱۳۸۲ :۳۵-۴۳) .

تعداد قطعی اسناد مربوط به عهد صفویه موجود در آستان قدس رضوی بر آورد نشده است. اما احتمالا نزدیک به ۶۰۰۰۰ برگ سند مربوط به این دوره در آرشیو آستان قدس نگهداری می شود( حسن آبادی،۱۳۸۲ : ۳۷ ). برخی از وقف نامه های موجود در اینجا بررسی می گردد(جدول شماره یک).

از جمله وقف نامه های مهم این دوره  متعلق به عتيق على بن احمد بن ملك اسماعيل توسی الاصل اردوبادی، مشهور به خواجه عتيق منشى(از اعقاب خواجه نصير توسى) است. او از  منشیان ديوانی و خوشنویسان دوره صفویه است و در زمان شاه اسماعيل ( ۹۰۶ ـ ۹۳۰ ق ) و شاه تهماسب ( ۹۳۰ ـ ۹۸۴ ق ) از دولتمردان بوده است.

 قاضی میر احمد منشی قمی در مورد او می نویسد: “خواجه عتیق منشی ، از خطه اردوبادست بسیار پخته و کنده می نوشته  و در انشاآت نواب…شاه اسمعیل ترقیات کلی نموده و طغرای شاهی را که اکنون همچنان  در میانست  او پیدا کرده بعد از استعفا از ملازمت متولی مشهد مقدس معلی مزکی شد و سالها در آن عتبه علیه ….  بسر می برد. عمارت عالی به جهت مقبره خود ساخته که آن مقبره در جنب مدرسه شاهرخی واقعست و رقبات خود را که در آنجا داشت بر آن وقف  نمود”.( منشی قمی،۱۳۵۲: ۴۶)

بر اساس وقف نامه ای که از او باقی مانده (۹۳۱ ق) وقفیات او شامل۲۱ رقبه ازجمله چند روستاي شش دانگي بزرگ و مزرعه معروف به كنه بيست است )هم اكنون اين مزرعه به يك مركزبزرگ توليدي دامداري تبديل شده است). اسناد این وقفیات در آستان قدس رضوي موجود است(حسن آبادي، ۱۳۸۵ : ۷۵ و عطاردي ،۱۳۸۰ : ۱۱۵-۱۲۸). طبق وقف نامه، وقفیات او برای مصرف بر« اطعام فقرا و مساكين صادرين و واردين و مرضاى غربا و روشنايى روضه مقدسه » حضرت رضا بوده است.( کریمیان،۱۳۸۷ :۸۶ و سوزنچی کاشانی،۱۳۸۱ : ۷۳ ). خواجه علاءالدين حاجی، اولين واقفی است كه در سال ۹۳۳ هجری، قمری مزرعه‌ای را در شهرستان تربت حيدريه برای تأمين فرش حرم مطهر رضوی وقف آستان حضرت رضا(ع) كرد.

از وقف نامه های معروف این دوره وقف نامه آب فرات شاه طهماسب(تاریخ۹۳۵ ق) است. اين وقفنامه ابتدا درمجموعه خصوصي اسماعيل دولتشاهي نگهداري مي شده است و هم اکنون در مجموعه‏ي کتابخانه‏ي مرکزي دانشگاه تهران است. ( افشار ، ۶-۱۳۴۵ : ۳۱۳-۳۱۸) در اين وقف‌نامه، شاه طهماسب تمامي نهر مجدد واقع در شهر حله از اعمال عراق عرب را بر “مشهدين مقدسين” در مشهد مقدس به نام مشهد غروي و حائري وقف کرده است. (نوري، ۱۳۸۹:۴۹)  از ديگر واقفان آستان قدس مي توان به سيد لطيف شاه حسيني مازندراني اشاره كرد كه وقف نامه او در سال۹۴۰ ق نوشته شده و سند وقف آن در آستان قدس رضوي موجود است. (احمدي، ۱۳۸۴ : ۵۶-۵۸) همچنين سيدعلي حسين گنابادي، كه طبق وقفنامه او، در سال ۹۵۷ ق ملكي را در قريه زيبد گناباد وقف آستان قدس رضوي كرده است.(عطاردي،۱۳۷۱: ج۲ / ۶۳۲ )

 یکی از بانوان واقف در این دوره ، بيک ‏آغا خانم است. اين بانو اهل قزوين بوده و  قريه‏ي سليمان‏آباد را در منطقه‏ي بشاريات قزوين به آستان قدس رضوي وقف کرده است.(عطاردی تاریخ این وقف نامه را ۹۹۷ ق و احمدی ۹۷۷ ذکر کرده است . عطاردي، ۱۳۸۰ : ۱۲۰ و احمدي،۱۳۸۰ :۲۷۰ ) الله ‏وردی‏خان از ديگر واقفان معروف آستان قدس است. او از چهره‏های نظامی – سیاسی دوره‏ صفوی است، وى سردار مشهور شاه عباس و حاکم فارس بوده و در سال ۹۹۶ ق دهکده‏ي دوله را ( در شمال مشهد مقدس) وقف بر ” فقراى مجاورين ارض اقدس رضوى ( مشهد ) و زائران … کرد كه صادرين و واردين روضه منوره حضرت مى باشند.” الله ‏وردی‏خان در حرم حضرت رضا (ع) مقبره اى مشهور به « گنبد الله وردى خان » را براى خويش در سال ۱۰۲۲ ق ساخت، در همان سال درگذشت و در مقبره مزبور دفن شده است. وى موقوفاتى كه براى مقبره خويش داشته و اكنون از تصرف وقف خارج شده است. (سيدى، ۱۳۸۲ : ۹۱ و عطاردي، ۱۳۸۰ : ۱۲۲) توليت موقوفات (سال ۹۹۶ ق) كه با يكى از علماى عصر صفوى بوده، اكنون به اعقاب همان شخص تعلق دارد و از زمره موقوفات داير و فعّال شهر مشهد است. (امیر شیبانیان، ۱۳۸۰ :۲۰ )

از دیگر وقفیات این زمان، موقوفات شاه عباس در سال۱۰۱۱ ق در زمينهاي اطراف حرم است . برخی از متون تاریخی به شرح اسناد مربوط به آن پرداخته اند. (شاملو، ۱۳۷۱: ۱۹۷-۱۸۹) وقف نامه آن در آستان قدس رضوی( در دفتر بازخوانی شده اسناد) به ثبت رسیده است. فرمانی به تاریخ ۱۰۱۹ق در میان اسناد و مدارک موقوفات اداره موقوفات خراسان وجود دارد که مبنی بر خرید سه ملک  به اسامي جرمق، چاهشك، ملكان توسط شاه عباس اول و وقف آن بر مزار خواجه ربیع است. از ميان اين سه روستا، روستاي چاهشك شناخته شده و در شمار رقبه هاي وقفي با سرپرستي دفترموقوفات آستان قدس است. ( امیرشیبانیان، ۱۳۸۰: ۲۶)

طبق سند موجود اين سه روستا در سال ۸۲۳ ق توسط پريزاد خانم وقف بقعه خواجه ربيع گرديده بود . فرمان خريد و وقف اين سه روستا  توسط شاه عباس در ذي الحجه سال ۱۰۱۹ نوشته شده است و در پشت آن اثر مهر ۷ گواه می باشد. (سالك، ۱۳۸۶ : ۷۱) رونوشت سندي با تاريخ جمادي الاول ۱۰۲۳ به شماره ۱۳۴- ع در مركز اداره كل اوقاف خراسان موجود است كه در آن  شاه عباس آب چشمه گل شب(گلسب) را وقف آستان قدس كرده است. ( سالك ، ۱۳۸۶ : ۶۹) در ميان اسناد وقفي موجود در آستان قدس رضوي، سندي از وقفيات شاه عباس با تاريخ ۱۰۲۳ ق وجود دارد (احمدي، ۱۳۸۴: ۵۶) و در ليست اسناد موجود در مرکز اسناد کتابخانه‏ي مرکزي آستان قدس (در بند ۱۵) ، سندي باعنوان وقف نامه ي نهرشاهي از چشمه گل به وسيله شاه عباس براي آستان قدس، با  تاريخ ۱۲۰۳ق، و شماره ي اموالي ۱۲۴۱۲ موجود است. (فريماني،۱۳۸۰ :۱۳۴)

از دیگر موقوفات معروف در مشهد می توان به موقوفات مهدی قلی بیک امیر آخور اشاره کرد.
مهدى قلى بيك فرزند آقاعلى خان جانى قربانى ، كه از سرداران شاه عباس اول صفوى و امير آخور وى بوده در سال ۱۰۱۱ ق موقوفاتى را وقف بر طلبه و زوّار فقير شهر مشهد كرده است. سپس حمّامى به نام” حمّام  مهدى قلى بيك” در محل چهار سوق بازار مشهد ( مجاور مقبره امير شاه ملك، مشهور به مسجد شاه ) احداث كرد و قناتى براى تأمين آب آن حفر نمود. او موقوفات مهمى از جمله دكانهاى مجاور حمّام و قريه گازرگاه مشهد را در سال ۱۰۲۷ ق وقف بر قنات و حمّام مزبور كرد ، با اين شرط كه مازاد آب حمّام به مسجد جامع گوهرشاد داده شود و سرريز آن صرف زراعت در خارج شهر مشهد گردد نيز قريه ” پس پشته ” مشهد را وقف بر نگهدارى آب خيابان كرده است.(سيدى، ۱۳۸۲ : ۱۰۲ )

و هشت عشر درآمدِ حاصل از موقوفات حمام به ” ادويه و اشربه شربت خانه و دارالشفاي حضرت ” اختصاص داشته است (مرکز اسناد آستان قدس ،وقفنامه رديف ۱۹۵). (فاضل هاشمي، ۱۳۸۹ : ۶)

مهدی قلی بیک در سال ۱۰۲۷ ق در گذشت و در حرم رضوى مدفون شد در حال حاضر اثرى از قبر او باقى نمانده است. سندی در مورد تاريخچه و گزارش موقوفه حمام شاه (حمام رضوي) از موقوفه مهدي قلي بيك سردار و ميراخور باشي شاه عباس، به تاريخ ۱۰۱۱-۱۰۲۷ق و شماره اموال ۴۱۲۸ نیز در مرکز اسناد کتابخانه‏ي مرکزي آستان قدس رضوي وجود دارد(فريماني،۱۳۸۰ : ۱۳۳). این حمام در سال ۱۳۸۵ به موزه مردم شناسی تبدیل شد. فرمانی از شاه سلطان حسین در مورد لزوم عمل به وقفنامه مزرعه پس پشته مشهد از موقوفات مهدی قلی بیک با تاریخ ۱۱۲۳ ق و فرمان دیگری با تاریخ ۱۱۲۵ در مورد اجاره املاک و قنات و حمام وقفی مهدی قلی بیک جغتائی در آستان قدس رضوی وجود دارد(معتقدی،۱۳۸۷: ۲۷ و۲۹) گنجعلی خان زیگ معروف به بابا پدر علی مراد خان از  حاکمانی است که داری وقفیات قابل توجهی در شهر های مختلف می باشد .گنجعلی خان در زمان شاه عباس حاکم کرمان بود . و پس از عزل به حکومت قندهار منسوب شد.وقفنامه وی با تاریخ ۱۰۰۸ ق در آستان قدس وجود دارد.

“موقوفات سادات رضوی” در مشهد از اهمیت بسیاری برخوردار است. سادات رضوی ،به علت انتساب به امام رضا(ع) و برخورداری از قدرت مادی (موقوفات)، با استفاده از ارتباطات خويشاوندي و سياسي خود با دربار صفويه، مناصبی چون صدارت، توليت، نظارت آستان قدس، پيش نمازي، امام جماعت و … را در اختیار خود گرفته و از موقعیت مذهبی، اجتماعی و سیاسی خاصی برخوردار شدند. موقوفات سادات رضوی در مشهد بسیار گسترده بوده و تا کنون دایر می باشد.اغلب وقفنامه های مربوط به این موقوفات از بین رفته است . و فقط سواد وقف نامه‏ی از میرزا ابراهیم رضوی (وفات ۱۰۳۷) برادر اعیان میرزا ابوطالب ثانی (وفات ۱۰۵۵) باقی مانده است. که بیشترین املاک را برای سادات رضوی وقف کرده است. این سواد وقف نامه از روی سواد دیگری نوشته شده است و محمد ابراهیم رضوی( وفات ۱۳۳۴) ، فرزند میرزا محمد مجتهد رضوی و از نوادگان میرزا معصوم رضوی  آن را مهر تأیید زده است.( حسن آبادی،۱۳۸۵ :۸۵-۱۰۰ ) همچنین در وقف‏نامه‏ي که توسط ميرزا ابراهيم نوه ميرزا ابوطالب در سال ۱۰۳۸ ق تنظيم شده به هشت رقبه در اطراف مشهد اشاره شده است. و در پايان سند ۲۳ رقبه وسيع را وقف اولاد سادات رضوي ساکن مشهد نموده است. ميرزا ابراهيم در سال ۱۰۴۲ ق(يا ۱۰۴۷ق) درگذشت و مقبره او در مجاور كوهسنگى قرار دارد. اين موقوفه توسط متولى يى از اعقاب خود ميرزا ابراهيم اداره مى شود.(سیدی،۱۳۸۰ : ۹۸-۸۵ )

صفي قلي خان بیگلربیگي فرزند رستم خان سپهسالار ايران هفده باب دکان و دو باب قهوه‏خانه را وقف آستان قدس کرده است. ( تاریخ این وقف نامه توسط عطاردی ۱۰۷۲ ق و احمدی ۱۰۷۶ ق ذکر شده است. عطاردی ، ۱۳۸۰ :۱۱۸و احمدي،۱۳۸۰ :۲۷۰ ) عباسقلي خان شاملو بيگلربيگي خراسان و حاکم هرات در زمان صفويه بود. وي در مشهد مقدس مدرسه‏اي بنا کرد که هنوز مورد استفاده‏ي طلاب علوم مي‏باشد. عباسقلي خان ۸۴ رقبه ملک و مستغلات وقف مدرسه کرده که در مشهد مقدس، جام، تايباد، هرات، فراه و بادغيس بوده‏اند. وقف نامه عباسقلی خان ۱۰۷۸ق می باشد. ( عطاردی ، ۱۳۸۰ :۱۲۰)

یکی دیگر از وقفنامه های موجود (وقفنامه شماره ۵۷ اداره کل اوقاف خراسان)  متعلق به یکی از علمای معروف این دوره محقق سبزواری است . محقق سبزواری سرآمد علمای عصر خود بود و با  شاه عباس اول (۱۰۳۸ـ۹۹۶ ق)؛ شاه صفی اول (۱۰۵۲ـ۱۰۳۸ق)؛ شاه عباس دوم (۱۰۷۷ـ ۱۰۵۲ق)؛ شاه سلیمان اول یا شاه صفی دوم (۱۱۰۵ـ۱۰۷۷ ق) هم زمان بوده است. او در زمان شاه عباس دوم، امامت جمعه و جماعت و منصب شیخ الاسلامی‌ ‌‌را به عهده داشت.او از اساتید سید نعمت الله جزایری بوده است.( همايونفرخ، ۱۳۴۷ : ۳۳). ملا محمد باقر خراسانی( محقق سبزواری) طبق وقف نامه تاریخ ۱۰۸۳ ق ، تعداد ۲۷ دکان را بر مدرسه ای در مشهد وقف نموده است. ( احمدی ، ۱۳۸۴ : ۴۱- ۶۲)

  از مرتضي ‏قلي بک، وقفنامه ای با تاریخ ۱۰۸۲ وجود دارد. او در ميان ولايت مشهد، باغو معروف به کلاته مؤذنان را وقف روضه‏ي رضويه نموده و مقرر داشته درآمد آن را خرج مؤذنان آستان قدس کنند. (عطاردي،۱۳۸۰ : ۱۲۴)  سعدالدین محمد، وزیرخراسان درعهد شاه سلیمان صفوی، از دیگر واقفانی است که وقف نامه او موجود است. او در سال ۱۰۸۷ ق مدرسه اى در پايين پاى حضرت رضا عليه السلام به نام مدرسه پايين پا يا « سعديه » احداث كرد و در همان سال رقبات مهمى را وقفِ آن كرد. موقوفات اين مدرسه كه عموماً در تصرف آستان قدس رضوى است عبارتند از مزرعه” اله تيمور ” واقع در شمال مشهد كه اكنون به شهر پيوسته است، بخشى از مزرعه ” نسا  يا آصف آبادِ جزد”، و يك تيمچه درمجاور مدرسه. مدرسه پايين پا در عهد پهلوى اول تخريب و تبديل به سالن تشريفات و صحن موزه آستان قدس شده است. مدرسه بالا سر هم پس از انقلاب تخريب و تبديل به رواق دارالولايه گرديده است. مقبره سعد الدين كه در مجاور مدرسه پايين پا قرار داشته تا اوايل قرن حاضر پا بر جا بوده و از آن پس به سبب تخريب مدرسه تسطيح و محو شده است.(سيدى، ۱۳۸۲ : ۱۲۰ ) او همچنین شش دانگ از رقبات شامل تعدادى باغ و منزل و محوطه را در گود سلوك( بر سر راه سرخس و طرق )وقف آستان قدس کرد و مقرر نمود عایدات آن صرف اجرت ساعت سازحرم حضرت رضا(ع) شود.( عطاردي، ۱۳۷۱: ۱۱۹)وقف نامه آن با تاريخ ۱۰۸۷در آستان قدس رضوي موجود است. (احمدي، ۱۳۸۴ :۵۹) همچنین وی در وقف نامه دیگری در سال ۱۰۹۳ ق موقوفات دیگری را وقف بر روشنايى حرم حضرت رضا (ع) كرده است. ميرزا شاه تقي‏الدين محمد رضوي از دیگر واقفان است. او در سال ۱۰۸۸ سه باب دکان واقع در پايين پاي مبارک و يک تيمچه و دو باب دکان در محله‏ي عيدگاه در جنب تيمچه‏ي چيت‏گران وقف آستان قدس کرده بود.(عطاردي،۱۳۸۰ : ۱۲۴)

وقف نامه ای با تاریخ ۱۰۹۶ از آقا کافور (خزانه دار) وجود دارد. آقا کافور یکی از خواجگان حرمسرای شاه عباس دوم بوده است. شاردن او را نگهبان جواهرات و خزائن پادشاه معرفی کرده است. ولی در تنها کتیبه ای که از او در مدرسه آقا کافور در اصفهان، برجا مانده معلوم می کند که او صاحب جمع خزاین عامره بوده است.(صفت گل،۱۳۸۱ : ۸-۳۷۷ ). همچنین وقف نامه ای با تاریخ ۱۰۹۷ از شاهوردی خان وجود دارد. در دوران پادشاهی شاه سلیمان ( ۱۰۴۵-۱۰۷۳ق)، بنای توحید خانه (در پشت عمارت عالی قاپو در اصفهان) محل گرد آمدن امیران برای انتخاب بعضی از کارگزاران رده بالا بوده است. از جمله شاهوردی خان ،که به وزارت کرمان برگزیده شد.( صفت گل،۱۳۸۱ :۵۵۲ )

محمد حسين کرماني( محمد صالح معروف به مکرمت خان ابن خواجه حسین کرمانی)، در سال ۱۰۹۶ سه ربع از کنوگير، و شش دانگ سمرقند و کلاته‏بوغا و نصف عوضي و شش دهم زيرکن را وقف روضه‏ي مبارکه کرده است. (عطاردي،۱۳۸۰ : ۱۲۴) محمد صالح قزويني(حاج محمد صالح ) نیز در سال ۱۱۰۵ يک دربند دکان شمع‏ريزي واقع در حاشيه‏ي ميدان مشهد مقدس وقف روضه‏ي رضويه نموده است. (عطاردي،۱۳۸۰ : ۱۲۵)

شاه سلطان حسین در یکی از سفرهای خود به مشهد مقدس رضوی چند قطعه ملک را خریداری کرد و وقف آستان مقدسه نمود. آن املاک عبارتند از عشرت‏آباد، علی‏آباد و ابراهیم‏آباد. این وقف‏نامه به خط میرزا احمد نیریزی خطاط معروف نوشته شده است. و در كتابچه اي نفيس شامل دو وقف نامه در ۴۴ ورق به تاريخ ۱۱۱۹ ق به خط ثلث با شماره‏ي عمومي۵۸۳۲ در رديف مرقعات کتابخانه مرکزي آستان قدس رضوي ثبت شده است. ابتداي هر دو وقف نامه ناقص مي‏باشند و در وقف نامه‏ي اول، ۲ مزرعه و قنات با ذکرعوايد و اخراجات معين و موارد مصرف مشخص وقف شده که در انتها با متن تسجيل علما و صاحب منصبان دربار شاه سلطان حسين صفوي خاتمه يافته، و در وقف نامه دوم نيز چندين مزرعه و قنات و دو حجره طاحونه( آسياب) با شرح عوايد واخراجات مزبورآن و موارد مصرف با تاريخ تحرير و کتابت يکسان مندرج است.( قصابيان،۱۳۸۵ :۲۲)

محمود بيکا یکی از ناظران بيوتات آستان قدس بود. او در سال ۱۱۲۰ شش دانگ از روستاي محراب خان را وقف آستان قدس نمود، و مقرر داشت درآمد آن را صرف تعليم و تعلم ايتام سادات نمايند و شرط کرده همه ساله دو دست لباس و دو زيرجامه و دو کلاه و يک شال کمر به آنان داده شود(عطاردي،۱۳۸۰ :۱۲۴) از جعفر قلي ميرشکارباشي وقف نامه ای با تاریخ ۱۱۲۵ ق وجود دارد. او در مشهد مقدس آسيابي ساخت. اين آسياب با آب نهر بالا خيابان که از چشمه کلاس به طرف مشهد جريان داشت کار مي‏کرد، و تا سال ۱۳۰۷ خورشيدي داير بود.(عطاردي، ۱۳۸۰: ۱۱۹) ابوالحسن صاحب نسق  نیز از کارگزاران آستان قدس رضوي بوده است. وی در سال ۱۱۲۹ نصف قريه‏ي شيرين در زاب را وقف ايتام سادات نمود. همچنین محمد مؤمن وزير (میرزا محمد موًمن)، در سال ۱۱۳۶ شش دانگ موقوفه‏ي جمع‏آباد را وقف مقبره‏ي شاه تهماسب صفوي که در رواق شمالي حرم مطهر دفن است نمود.(عطاردي،۱۳۸۰ : ۱۱۸)

 

وقف نامه های بقعه شيخ صفي الدين(اردبيل):

پیروان و مریدان شيخ صفي الدين، از طروق مختلف ارادت خود را به شیخ صفی ابراز می کردند. یکی از این راه ها که سبب توسعه بقعه نیز گردید، وقف اموال و املاک بسیار بود. در نتیجه تملیک و وقف تعداد بیشمار املاک برای آستانه شیخ صفی، تعداد بسیاری از اسناد، قباله جات و وقف نامه و سوابق املاک و صورت حساب های خرید املاک و… در کتابخانه آستانه گرد آمده بود. (اختری،۱۳۷۸ :۱۳۱ و شيخ الحكمايي،۱۳۸۷: بيست – بيست وشش )

 در زمان برخی از شاهان صفویه، به ویژه شاه طهماسب و شاه عباس، برای ایجاد نظم وترتیب در املاک و جلوگیری از پراکندگی آنها و همچنین رسیدگی به درآمد و عواید آنها، توجه خاصی به تنظیم و تدوین این اسناد گرديد. طبق سند ش۲۶۳ موجود در بقعه شيخ صفي، شاه طهماسب انجام این کار مهم را به عبدی بیگ واگذار کرد(شيخ الحكمايي،۱۳۸۷:۱۶۷) مجموعه نسخ خطی تحت عنوان” صریح الملک” یا “سواد وقفنامه شیخ صفی” ( شامل پنچ نسخه که در موزه ملی ایران و کتابخانه ملی ایران نگهداری می شود) (دانش‌پژوه،۱۳۴۱)، و “کتاب املاک وقف سلاطین صفویه ” و کتابچه موقوفات شیخ صفی الدین اردبیلی” رونوشت اسناد خرید و وقف تعداد قابل توجهی اموال غیر منقول از جمله ده ، قریه، زمین های کشاورزی، باغ ، دکان، خانه، کاروانسرا، حمام و… در تبریز و اردبیل و دیگر شهرها توسط افراد مختلف، برای بقعه می باشند( آل داوود،۳۹۰ :۷۲).

پس از تصرف اردبيل توسط عثماني ها (۱۱۳۷ ق)، دفتر موقوفات توسط آنها به تحریر در آمد که شامل دفتر شماره ۸۹۶ (تمام شروط و شرايط موقوفه) و تحريرمفصل ۹۰۲ (در ارتباط با موقوفه ) است كه در ميان دفاتر تحرير مالياتي آرشيو عثماني نخست وزيري در استانبول قرار دارد (سناني بيلگيلي،۱۳۹۰ :۱۰۴). مجموعه باقی مانده از این اسناد در ایران شامل حدوداً هشت صد فقره سند كامل و پاره سند است، كه توسط گوتفريد هرمان( G.Herrmann) كشف شد و کهن‏ترين مجموعه اسناد فارسي وعربي، شناخته شده‏ي دوره‏ي اسلامي ايران است.(شيخ الحكمايي،۱۳۸۷ : بيست و سه ، رضایی،۱۳۸۱: ۴۵) قسمت اصلي مجموعه‏ي بازمانده (حدود شش صد سند) اکنون در بخش اسلامي موزه‏ي ملي ايران نگهداري مي‏شود. همچنين بايگاني مرکزي سازمان اوقاف و امور خيريه (بیش از ۱۰۰ سند) ، و بقعه شيخ صفي ( ۴۰ سند)، و موزه آذربايجان (تبريز) از دیگرمراکز مهم نگهداری این اسنادي می باشند.(شيخ الحكمايي،۱۳۸۰: ۱۷۵)

در کتاب چینی ها و اسناد بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی تعداد۹۰ سند موجود در بقعه شیخ صفی شامل مبایعه نامه وکالت نامه، عریضه و… در جدولی فهرست شده است که در میان آنها وقف نامه ای از دوره صفوی وجود ندارد.( نعمتی، ۱۳۵۲: ۶۲-۶۷ ) همچنین تعداد دیگری از اسناد بقعه، در سازمان اسناد ملي، و برخي مجموعه هاي خصوصي پراكنده شده است. در بین مجموعه اسناد بقعه شیخ صفی در موزه ملی، وقف نامه هایی وجود دارد که تاریخ آنها قبل از دوره صفوی است. از جمله وقف نامه های با تاریخ ۵۴۴ ق ،۶۴۹ ق ، ۷۱۷ ق ،۷۴۳ ق ،۷۶۶ ق ،۸۱۱ ق و تعداد محدودی از آنها را نیز وقف نامه های دوره صفویه را تشکیل می دهد( جدول شماره دو). که عبارتند از : وقف باغ انگور معروف به مادلی در محل مشمشه نار یافت آذربایجان توسط نارین خاتون بنت حسین [بن]….امیر احمد دریغی در تاریخ ذی القعده ۹۱۴ (شماره سند ۲۵۷۰۷) ، وقف باغی در قریه طسوج ارونق تبریز توسط میرزا علی بن استاد محمود بن پیره احمد شاه طسوجی در تاريخ رمضان ۹۴۲ ( شماره سند۲۵۷۱۴)، مبایع نامه و وقف نامه با مضمون خرید نهر مشهور به شاهزاده بیگم از املاک پری خان خانم مشهور به شاهزاده بیگم واقع در خسروآباد سالیان، این اسناد توسط غازی خان در تاریخ محرم ۹۵۰ ق خریداری و در رمضان همان سال بر زاویه شیخ صفی وقف کرده است ( شماره سند ۲۵۷۲۴ )، وقف باغ نورقلی در قریه قوهه ساوج بلاغ توسط شاه وردی بیک کنگرلوبن آیدی خلیفه – برای مزار شاه اسماعیل صفوی- در تاريخ ذي القعده ۹۵۰ ( شماره سند ۲۵۷۳۳)، وقف باغی در سفید دشت علیا توسط حمزه بیک بن یار احمد آقا در تاريخ رمضان؟۹۶۰ ( شماره سند ۲۵۷۳۴)، وقف قطعه زمینی در اردبیل خارج از درب نیار در محله یعقوبیه توسط نظام الدین سید نعمت الله صفوی با تاريخ شوال ۹۶۵ ( شماره سند ۲۵۷۳۵)، وقف چند خانه جنب آب انبار و حوایج خانه آستان شیخ صفی توسط علی قلی سلطان موسیلو درتاريخ ذي الحجه ۹۹۸ ( شماره سند ۲۵۷۳۷)، وقف مزرعه امیره هیری امستان مازانکوه آذربایجان ، محدود به قراء نقله شین و قریه رکان و هفت چشمه توسط امیره محمد شاه بن امام قلی امستانی در  تاریخ ۱۰۲۱( شماره سند ۲۵۷۴۳ )، وقف مزرعه آسمان دشت خلخال توسط نعمت الله بن خلیل الله خلخالی در تاريخ رجب ۱۰۳۶( شماره سند ۲۵۷۵۲) (شيخ الحكمايي،۱۳۸۷ : ۳تا۱۳۵)

 در بین اسناد فهرست شده در بايگاني مرکزي سازمان اوقاف نیز وقف نامه ای متعلق به قبل از دوره صفویه با تاریخ ۷۴۰ ق وجود دارد. و وقف نامه های دوره صفویه عبارتند از وقف سهامی از قریه میرعلی توسط واقفان، بهلول بن قوام الدین بن محمد و قوچ احمد بن احمد بن حاجی محمد و شاه ولی بن علی بن نظام به آستانه شیخ صفی در تاریخ ربیع الاول ۹۱۲ ( شماره پرونده ۱۲۲)،وقف سهامی از قریه خیاو توسط امیر زین الدین علی حسینی استر آبادی به وکالت امیر کوکجه سلطان قجاربا تاریخ ۹۵۵ ( شماره پرونده ۱۲۳)،وقف قریه کمشکان توسط امیر زین الدین علی حسینی استر آبادی به وکالت امیر کوکجه سلطان قجاربا تاریخ ۹۵۵ ( شماره پرونده ۳۰)،وقف قطعه زمینی در درب نیار از جمله باغ جمال الدین باغبان توسط نظام الدین سید یعقوب بن سید نعمه الله صفوی در تاریخ شوال ۹۶۵ (شماره پرونده ۱۷۳ )، وقف مزرعه کرکه شا توسط واقف ملک میرزا بیگ بن سیفلی بیگ چوپانی مغانی در تاریخ محرم ۹۶۶ (شماره پرونده ۵۰ )، وقف قریه کرم کاورس و دو مزرعه شیرین بلاغ و کوربلاغ توسط سید حیدر بن سید نعمه الله صفوی در تاریخ محرم ۹۷۶ ( شماره پرونده ۸ )،وقف قریه حانیم کندی توسط هدایت بیگ بن ….آقاو عسگر بیگ بن علی بیگ اوستاجلو بر آستانه شیخ صفی در تاریخ ۱۰۲۲( شماره پرونده ۷۳) و وقف سهامی از مزرعه پالو طلو توسط خلیفه صفی قلی بن خلیفه شاه قلی در تاریخ ۱۰۵۷ (شماره پرونده ۱۱۹ ) و وقف نامه(رونوشت) وقف شش دانگ قریه خاکوانق درنار تومان مشکین توسط بیرم بگ بن علی قلی بگ به آستانه شیخ صفی در تارخ ۱۱۰۲ (شماره پرونده ۱۷۱).

در بین اسناد چند اقراریه به وقف نیز وجود دارد که عبارتند از اقرارنامه(اقرار به مبایعه و وقف) شامل اقرار به خرید سهامی از قریه الارق با تاریخ ۹۴۵ و اقرار خریدار به وقف این املاک بر زاویه شیخ صفی به تاریخ ۹۴۶ ( شماره پرونده ۲۷ )، اقرار نامه با تاریخ ۹۴۷ اقرار به وقف قریه پیره سراو مازو از توابع آستاره از ناحیه مزکیل برای بقعه شیخ صفی (شماره پرونده ۱۱۴ ) و اقرار نامه با تاریخ ۱۰۰۸ اقرار به وقف بودن سهامی از  مزرعه علی آباد بر آستانه شیخ صفی ( شماره پرونده ۱۲۶) ( شيخ  الحكمايي،۱۳۸۰ : ۸-۱۸۶) همچنین وقف‌نامه زمينی دراردبيل، به  تاريخ۱۵ شعبان ۹۵۱ هـ .ق، كه امير جلال‌الدين معصوم بيک صفوي متولي آستانة شيخ صفي الدين اردبيلي از مالکان آن خريده و داخل موقوفات زاويه آستان شیخ صفی کرده در آرشيو نسخ خطي ايروان وجود دارد. (نوري، ۱۳۸۹، ص۴۵)

 

موقعیت اجتماعی واقــفان:

برخی از واقفان صاحب منصب، از شهرت اجتماعی، سیاسی، اداری، مذهبی و نظامی برخوردار بودند، و نام آنها در زمره افراد نامدار تاریخ برده شده است. مانند خواجه عتيق منشى، محقق سبزواری، الله وردیخان،گنجعلی خان و… ولی آگاهی از شرایط و موقعیت اجتماعی اقشار مختلف مردم از جمله افراد و خانواده های با نفوذ و صاحب نام و یا مالکان بزرگ محلی، که در وقف سهم بسزایی داشته اند، بسیار دشوار و یا غیر ممکن می باشد. سوابق خانوادگی و فعالیت های اجتماعی اغلب آنها مکتوب نشده و یا به مرور زمان از بین رفته است. و در طول تاریخ با انجام تغییرات اجتماعی، اسامی بسیاری از آنها از حافظه محلی پاک شده و در خاطره کمتر کسی محفوظ مانده است.

اغلب اسامی واقفان، با القاب و انساب و گاه پیش نام هایی همراه است.گاه انتساب آنها را به شهر، خانواده و حرفه ای را مشخص می کند. توجه به مفاهیم و کاربرد این واژه ها – که از پیشینه تاریخی برخوردارمی باشند- ، می تواند تا حدودی در شناسایی موقعیت اجتماعی این افراد موثر باشد. برخی از این واژه ها عبارتند از: بیگ، که در زبان ترکی پیشینه ای کهن دارد. به معنای رئیس طایفه یا قبایل کوچک، کارگزار نظامی و اداری خاقان و لقب دولتمردان و اشراف زادگان بوده است. در زمان صفوی، سلاطین عنوان شاه را برای خود برگزیدند و به بزرگان حکومت لقب سلطان و خان دادند. در نتیجه بیگ(بگ) اهمیت پیشین خود را در ایران از دست داد. وعنوان تشریفاتی افراد قزلباش شد و این عنوان از پدر به پسر انتقال می یافت.

بیگم: (شاه زاده خانم)، زنی منسوب به خانواده اصیل بوده است. به ملکه، خاتون و امیر زاده نیز گفته می شده، در دوره صفویه لقب مخصوص زنان در باری بوده است.( بجنوردی، ۱۳۸۳ :۳ – ۴۲۲) بیگلر (بیگ و لر) به معنی امرا و بزرگان شهر. و بیگلر بیگی: این عنوان در ایران کاربرد چندانی نداشت، بلکه ترکمانان آناتولی که بیشتر هواخواهان و لشکریان و امیران دولت صفوی را تشکیل می دادند، آن را به همراه آوردند. و ظاهرا از دوره فرمانروایی شاه طهماسب (۹۵۰ ق ) در ایران کاربرد یافت و به عنوان حاکم، امیرالامرا و فرمانده نظامی بود. در زمان صفویه، اداره کشور بر عهده ۴ والی و ۱۳ بیگلربیگی و نیز خوانین و سلاطین فرودست این گروه بوده است. این عنوان موروثی نبوده ولی گاه فرزندان بیگلربیگیان به وسیله پادشاه به جای آنان گمارده می شدند. (بجنوردی، ۱۳۸۳ :۹ – ۴۴۸)

پیره (پیر): در لغت نامه دهخدا پیره و پیر را چنین تعریف کرده است: ” قائم مقام و خلیفه و مرشد. خلیفه و جانشین مشایخ و ارباب طریقت و خانقاه نشین باشد. (برهان). خلیفه، مشایخ و ارباب طریقت را گویند.” آغا (کلمه ترکی به معنی خاتون، بیگم، خانم)، خواجه (آقا، کدخدا، بزرگ)، میرزا (مخفف میر زاده یا امیر زاده، از القاب شهزادگان)، خان (رئیس، امیر، خواجه)، خانم (زن خان)، خادم (خواجه سرایانی که در حرمسرا و ابواب سلاطین و امرا خدمت می کنند)، صاحب نسق (لقبی مانند کدخدا، داروغه و امثال آن بوده است).

به کار بردن برخی از اسامی مانند ” نعمت الله” نیز احتمالا متاثر از دیدگاه اعتقادی افراد و وابستگی آنها به طریقت خاص نعمت اللهی بوده است. شاه نعمت الله از اقطاب و عرفای سدهٔ هشتم و نهم هجری است و در طریقهٔ تصوف موسس سلسلهٔ مشهور نعمت‌اللهی است. با پیوند خانوادگی اولاد نعمت الله با خاندان سلطنت صفوی، آنها در جامعه صوفی گری آن زمان از جایگاه خاصی برخوردار شدند.

 

نتیجه گیری:

بررسی اسناد وقفی موجود از دوره صفویه، گسترش قابل توجه وقف به ویژه در دوره میانی حکومت صفویان را نمایان می سازد. تثبیت حکومت مرکزی، رسمیت یافتن مذهب تشییع و امنیت اجتماعی – اقتصادی حاکم در این زمان ازعوامل موثر در ایجاد بستری مناسب برای گسترش وقف بوده است. عدم وجود منابع و اطلاعات دقیق در مورد طبقات اجتماعی دوره صفویه و پراکنده گی اسناد وقفی و وقف نامه ها، در این دوره و عدم دسترسی به بسیاری از آنها موجب گردیده بررسی برای آگاهی یافتن از طبقه اجتماعی واقفان محدود به مستندات تاریخی گردد. بر اساس وقف نامه هایی که مورد مطالعه قرار گرفت، نمایان می کند که توجه خاص شاهان صفوی به تثبیت مذهب شیعه و اثرات این اقدام در امور سیاسی و حکومتی موجب گردید که در میان واقفان آستان قدس ، طبقه حاکم (شاهان، درباریان، صاحب منصبان اداری و نظامی و به طور کلی وابستگان حکومتی) نقش اساسی داشته باشند. آنان با اتکاء به اعتقادات مذهبی خود، با ایجاد وقفیات بزرگ برای یکی از بزرگترین قطب های مذهبی( آستان قدس)که همواره مورد توجه مسلمانان بوده، در جلب حمایت مردم و در نتیجه تحکیم قدرت سیاسی خود گام موثری برداشتند.

تغییرات در تشکیلات اداری و نحوه مدیریت آستان قدس در این دوره به تدریج منجر به شکل گیری قشر خاصی د ر میان طبقات اجتماعی خراسان گردید. بررسی وقف نامه های موجود نشانگر آن است که پس از طبقه حاکم، این گروه نقش قابل توجهی در موقوفات آستان قدس داشته اند که شامل صاحب منصبان آستان قدس از جمله متولیان، کارگزاران، ناظران بیوتات و …. بوده است. وقف اموال غیر منقول برای آستان قدس، از گستردگی قابل توجهی برخوردار است. اشراف و مالکان بزرگ منطقه ای و فرا منطقه ای سهم به سزائی در این گونه وقفیات داشته اند.

با توجه به موقعیت اجتماعی واقفان، انگیزه های متفاوتی برای انجام عمل وقف وجود داشته است از جمله کسب ثواب اخروی، مقبولیت نزد عامه و یافتن اعتبار دنیوی، مصون نگه داشتن اموال از مصادره از طریق متولی قرار دادن خود و اقوام نزدیک خود و …  ، واقفان با استفاده از منابع اقتصادی سرشاری که از عایدات موقوفات در اختیار داشتند در ایجاد ارزش های جدید اجتماعی، و گسترش فرهنگ وقف در این دوره نقش بسیارموثری را ایفا نمودند.

اشاعه دیدگاه های مذهبی و صوفیگری شیخ صفی، در نقاط مختلف و جلب بسیاری از مردم در اقشار مختلف جامعه ، سبب گسترش هر چه بیشتر  موقوفات بقعه شیخ صفی گردید. بررسی وقف نامه ها و اسناد مربوط به موقوفات، در آستانه شیخ صفی نشانگر آن است که در این دوره در میان واقفان کمتر نام پادشاهان صفوی یا دولتمردان مشهور به چشم می خورد. با توجه به اسامی واقفان به نظر می رسد اغلب آنها، پیروان و مریدانی از طبقات اجتماعی مختلف از حاکمان و افراد قدرتمند سیاسی- اجتماعی محلی و منطقه ای گرفته تا سایر اقشار مردم چون پیشه وران، تجار و زنان و … بودند. این افراد هر چند از شهرت محلی و منطقه ای برخوردار بودند ولی به ندرت می توان در میان منابع تاریخی، نشانی از آنها یافت. 

علیرغم این که پادشاهان صفوی نیای خود را شیخ صفی می دانستند، به نظر می رسد نقش کمتری در ایجاد وقفیاتی برای آستانه شیخ صفی­الدین داشتند. هر چند که در صریح الملک، عبدی بیک بخشی از کتاب را به وقفیات شاه اسماعیل اختصاص داده است. ولی از وقفیات شاهان دیگر به ویژه در زمینه اموال غیر منقول اخبار کمتری وجود دارد و بیشتر وقفیات بزرگ آنها متوجه اصفهان ، مشهد بوده است. وقفیات بزرگ همواره با برخی ملاحظات سیاسی و حکومتی توأم بوده است. با توجه به دیدگاه های مذهبی شیخ صفی ، که پیروان بسیاری را به دنبال داشت.به نظر می رسد وقفیات شاهان صفوی به بقعه متاثر از ملاحظات سیاسی و حکومتی بوده است. با وجود دیدگاه های خاصی که در مورد صوفی گری و به تبع آن وقفیات خانقاهی در این زمان وجود داشت ولی برخورد مقابله گرایانه ای در قبال آستانه شیخ صفی صورت نگرفته و برخی از پادشاهان در توسعه آستانه نیز اقدامات ماندگاری را انجام دادند. و توجه خاص به آستانه شیخ صفی داشته اند.

در نتیجه وقف طبقه حاکم ( به طور کلی) و شاهان به طور خاص، به یکی از بزرگترین مراجع مذهبی مسلمانان (آستان قدس رضوی) و حمایت آنها از امور وقف به یکی از مهمترین مراکزخانقاهی (آستانه شیخ صفی)، ضمن مشارکت و همراهی با این مراکز، هدایت امور مذهبی و صوفی گری و پی آمدهای اقتصادی – اجتماعی آن  توسط این طبقه، را در قالب یکی از سنت های مهم اسلامی یعنی وقف به دنبال داشته است.

فهرست منابع:

  1. احمدي. نزهت (۱۳۸۰)، “زنان واقف در پايتخت صفوي”، مجموعه مقالات همايش اصفهان و صفويه ( ج اول)، به اهتمام مرتضي دهقان نژاد، اصفهان، دانشگاه اصفهان، صص ۲۶۰-۲۷۴
  2. احمدي. نزهت(۱۳۸۴، بهار) ،”تشيع و وقف در عصر صفوي”، مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني اصفهان ، دوره دوم، ش۴۰، اصفهان: دانشكده ادبيات و علوم انساني ، صص۴۱-۶۲
  3. اختری، محمد علی(۱۳۷۸، مرداد و شهریور). “گنجینه شیخ صفی الدین اردبیلی”، کانون، دوره جدید، ش ۱۴،سال چهل و سوم ، صص ۱۲۵-۱۳۶
  4. افشار. ايرج(۶-۱۳۴۵)، “وقفنامه آب فرات از عهد شاه طهماسب”، فرهنگ ايران‌زمين، ش ۱۴، صص ۳۱۳-۳۱۸

آل داوود.  سيد علي( ۱۳۹۰ مرداد و شهريور)،  “فهرست موقوفات بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی” دو اثر نویافته، گزارش ميراث، دوره دوم، ش ۴۶، س ۵، صص ۷۲-۷۵

  1. امیرشیبانیان. عبدالرضا(۱۳۸۰، پائیز و زمستان)، ” سیمای وقف خراسان”، میراث جاویدان، ش ۳۵ و ۳۶ ، صص ۲۵-۳۸
  2. بنانی. امین و….(۱۳۸۰) ، صفویان ، ترجمه و تدوین یعقوب آژند، انتشارات مولی
  3. بيهقي. ابوالفضل (۱۳۵۶)، تاريخ بيهقي، تصحيح علي اكبر فياض، با مقدمه جلال متيني،مشهد، دانشگاه فردوسي، دانشكده ادبيات و علوم انساني.
  4. تركمان . اسكندر بيك (۱۳۸۷)، تاريخ عالم آراي عباسي ، با اهتمام ايرج افشار، ج اول، تهران، موسسه انتشارات اميركبير
  5. حسن آبادي . ابولفضل(۱۳۸۵)، “متوليان آستان قدس در دوره صفويه و افشاريه”، به کوشش زهرا طلایی ، دفتر اسناد ، مديريت امور اسناد و مطبوعات ،ج دوم و سوم، مشهد ، سازمان کتابخانه ها و موزه و مرکز اسناد آستان قدس رضوي ، صص۷۳-۱۴۳
  6. حسن آبادي. ابوالفضل(۱۳۸۲ مرداد و شهريور)، ” تاريخچه تشكيلات اداري آستان قدس رضوي در دوره صفويه”، كتاب ماه تاريخ و جغرافيا، ش ۷۰-۷۱، صص۳۵-۴۳
  7. حسن آبادی. ابوالفضل (۱۳۸۵ بهار)،”معرفی طوماری از علامه مجلسی در باره موقوفات سادات رضوی در مشهد “، وقف میراث جاویدان، ش ۵۳، صص ۸۵- ۱۰۰
  8. دانش‌پژوه . محمدتقي(۱۳۴۱) .فهرست نسخه هاي خطي موزه ايران باستان، دانشگاه تهران

دهخدا. علی اکبر(۱۳۳۵)، لغت نامه ، تهران ، چاپخانه مجلس

  1. رحیمی. مرتضی(۱۳۸۳بهار)،”وقف در قرآن”، میراث جاویدان، ش ۴۵، سال دوازدهم ، صص۲۹-۳۵
  2. رضایی. امید(۱۳۸۱)، “تجدید وقف نامه”، میراث جاویدان،ش۱، سال دهم ، صص ۱۳۱ – ۱۳۶
  3. زرین باف شهر. فریب(۱۳۸۴پاییز) ،”فعالیت های اقتصادی زنان صفوی در زیارت گاه شهر اردبیل”، مترجم محمد مروار، نامه تاریخ پژوهان ، شماره ۳
  4. سالک. محمدتقی(۱۳۸۶تابستان)، “نگرشی بر نهادکنامۀ شاه عباس نخست صفوی و بازشناسی فرمانی از وی”، میراث جاویدان، ش ۵۸، سال پانزدهم، صص ۶۹-۷۱
  5. سناني بيلگيلي. علي(۱۳۹۰)،”موقوفات شيخ صفي الدين اردبيلي براساس دفاترتحريردولت عثماني”، ترجمه عليرضا مقدم، ميراث جاويدان، ش ۷۳، صص ۱۰۱-۱۲۷
  6. سوزنچی کاشانی. علی(۱۳۸۱)، “مهمانسرای رضوی ازروزگار صفوی تا پایان دوره قاجاری”، دفتر اسناد ، ج ۱، مشهد، سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد قدس رضوی
  7. سيدى. مهدى (۱۳۸۰ پاییز و زمستان ) ،” نگاهی به وقف های اولاد ی سادات رضوی مشهد”، ش ۳۵- ۳۶، سال نهم، صص۸۵ -۹۸
  8. سيدى. مهدى (۱۳۸۲ )، سيماى تاريخى ـ فرهنگى شهر مشهد ، با همکاری اشرف‌السادات میرکمالی، مشهد، شهرداري مشهد، معاونت فرهنگي- اجتماعي
  9. شاملو. قلی(۱۳۷۱)، قصص الخاقانی، تصحیح سید حسن سادات ناصری، ج ۱، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
  10. شيخ‏ الحکمايي. عمادالدين(۱۳۸۰، تابستان)،” فهرست اسناد بقعه‏ي شيخ صفي ‏الدين اردبيلي در بايگاني مرکزي سازمان اوقاف و امور خيريه”، ميراث جاويدان، ش ۳۴-۳۳،سال نهم، صص ۱۷۵- ۱۹۲
  11. شيخ الحكمايي. عمادالدين(۱۳۸۷)، فهرست اسناد بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي (موجود در موزه ملي، سازمان اوقاف،كتابخانه ملي تبريز، بقعه شيخ صفي و…). تهران، كتابخانه، موزه و مراكز اسناد مجلس شوراي اسلامي
  12. صفت گل. منصور (۱۳۸۱) ، ساختار نهاد و اندیشه دینی در ایران عصر صفویه، خدمات فرهنگی رسا.
  13. عطاردي. عزيزا…(۱۳۷۱)، تاريخ آستان قدس رضوي، ج دوم، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي
  14. عطاردی. عزیزالله(۱۳۸۰، پاييز و زمستان)،”منابع موقوفات آستان قدس رضوی و فهرست واقفان مشهد مقدس”، میراث جاویدان، ش۳۶-۳۵،سال نهم، صص۱۱۵ – ۱۲۸
  15. فاضل هاشمی. سيد محمدرضا ( ۱۳۸۹ تابستان و پائیز)، “بيمارستان و دارالشفاء در حرم مطهر رضوي درآئينه تاريخ”،شمسه، دوره دوم، ش ۷-۸ ، صص ۱- ۲۳
  16. فوران. جان(۱۳۷۷)، مقاومت شکننده تاریخ تحولات اجتماعی ایران، ترجمه احمد تدین، خدمات فرهنگی رسا ، تهران
  17. فیگوئرا. دن گارسی (۱۳۶۳)، سفرنامه، غلامرضا سمیعی، تهران، نشر نو
  18. قصابيان. محمدرضا) ۱۳۸۵، پاييز)،”دو وقفنامه‏ي ديگر از شاه سلطان حسين صفوي”، ميراث جاويدان، ش ۵۵، صصص۱۹- ۴۰
  19. کریمیان. علی(۱۳۸۲ بهار و تابستان)،” موقوفات استان قدس رضوی در افغانستان آسیای میانه و قفقاز“، گنجینه اسناد، ش۴۹ و ۵۰، صص۷۱-۸۹
  20. کریمیان. علی(۱۳۸۷ مهر )،” دارالشفای آستان قدس به روایت اسناد”، کتاب ماه و جغرافیا، صص ۸۶-۹۹

محبوب فريماني. الهه(۱۳۸۰، پاييزو زمستان )، ” فهرست توصيفي اسناد وقف در مرکز اسناد کتابخانه‏ مرکزي آستان قدس رضوي”، ميراث جاويدان، شماره ۳۵-۳۶، سال نهم، صص ۱۳۳- ۱۳۸

  1. معتقدی. ربابه(۱۳۸۷)، گزیده اسناد، فرمان ها و رقم های آستان قدس رضوی، مشهد، سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی
  2. منشی قمی. قاضی میر احمد(۱۳۵۲)،گلستان هنر، تصحیح احمد سهیلی خوانساری، بنیاد فرهنگ ایران، تهران
  3. موسوی بجنوردی. کاظم زیر نظر(۱۳۸۳)، دایره المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی.
  4. مینورسکی. ولاديمير(۱۳۳۴)، سازمان اداری حکومت صفوی، مسعود رجب نیا، تهران، انجمن کتاب
  5. نوائی. عبدالحسین، غفاری فرد. عباسقلی(۱۳۸۱)، تاریخ تحولات سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوره صفویه، تهران، انتشارات سمت
  6. نعمتی. محمد رضا، یوسفی. حسن(۱۳۹۱)، چینی ها و اسناد بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی، تهران، گنجینه هنر
  7. نوري. محمد، نصر. آباذر ( ۱۳۸۹ زمستان)، “گزارشي از اسناد وقف (مرکز اسناد فرايبورگ)”، میراث جاویدان، ش ۷۲، صص ۴۵-۸۶
  8. نویدی. داریوش(۱۳۸۶)، تغییرات اجتماعی – اقتصادی در ایران عصر صفوی، ترجمه هاشم آقا جری، تهران، نشر نی
  9. همايونفرخ. ركن‌الدين(۱۳۴۷فروردين)، “تاريخچه كتاب و كتابخانه درايران”، هنر و مردم، دوره۴-۷، ش۶۶، صص ۲۹-۳۶
  10. هنر فر. لطف الله (۱۳۴۴)، آثار تاریخی اصفهان، کتابفروشی ثقفی .

جدول شماره یک – وقف نامه برخی از واقفان آستان قدس رضوی

محل نگهداری تاریخ وقف

(هجری قمری)

نام واقف شماره ردیف

 

آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۹۳۱ علی بن احمد بن ملک اسماعیل طوسی( خواجه عتیق منشی ) ۱
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۹۳۳ خواجه علاءالدین حاجی ۲
کتابخانه مرکزی  دانشگاه تهران ۹۳۵ شاه طهماسب ۳
آستان قدس رضوی ۹۴۰ سید لطیف شاه حسینی مازندرانی ۴
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۹۵۰ امیر سید جلال الدین محمد بن سید لطیف شاه ۵
آستان قدس رضوی ۹۵۷ سید علی حسین گنابادی ۶
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۹۷۷/۹۹۷  ؟ بیگ آغا خانم ۷
اداره کل اوقاف خراسان ۹۹۶ الله وردیخان ۸
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۰۰۵ مهدی قلی بیک جغتائی ۹
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۰۰۸ گنجعلی خان زیگ ۱۰
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۰۲۱  – ۱۰۱۱ مهدی قلی بیک میر آخور باشی ۱۱
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۰۱۱ شاه عباس ۱۲
آستان قدس رضوی

 

۱۰۱۹ شاه عباس ۱۳
اداره کل اوقاف خراسان و آستان قدس رضوی ۱۰۲۳ شاه عباس ۱۴
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۰۲۴ گنجعلی خان زیگ ۱۵
اداره کل اوقاف خراسان ۱۰۲۵ میرزا علی اصغر حسینی ۱۶
اداره کل اوقاف خراسان ۱۰۳۹ کربلائی غلامرضا ۱۷
اداره کل اوقاف خراسان ۱۰۵۵ محمد حسن ۱۸
اداره کل اوقاف خراسان ۱۰۵۶ مرضیه بیگم ۱۹
اداره کل اوقاف خراسان ۱۰۵۶ شرف نساءبیگم ۲۰
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۰۶۵ الله وردی خان امیر شکار باشی ۲۱
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۰۷۵ حاج مراد خان بیکا ۲۲
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۰۷۶/۱۰۷۲ ؟ صفی قلی خان بیگلر بیگی مشهد ۲۳
آستان قدس رضوی ۱۰۷۸ سعد الدین محمد ۲۴
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۰۷۸ عباس قلی خان بیگلر بیگی خراسان ۲۵
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۰۷۸ حاج غلام محمد اصدیقی ۲۶
اداره کل اوقاف خراسان ۱۰۷۹؟ میرزا محمد جعفر ۲۷
اداره کل اوقاف خراسان ۱۰۷۹ میرزائی محمد جعفر ۲۸
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۰۸۲ مرتضی قلی بیک ۲۹
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۰۸۲ میر علاءالدین محمد حسین کاشانی ۳۰
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۰۸۳ میرزا محمد زمانا ۳۱
اداره کل اوقاف خراسان ۱۰۸۳ ملا محمد باقر خراسانی(سبزواری) ۳۲
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۰۸۴ میرزا محمد کاملا کرمانی ۳۳
اداره کل اوقاف خراسان ۱۰۸۷ عباسقلی خان ۳۴
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۰۸۸ آقا میرزا ابوطالب رضویا ۳۵
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۰۸۸ میرزا شاه تقی الدین محمد رضویی ۳۶
اداره کل اوقاف خراسان ۱۰۸۷ میرزا محمد ابراهیم رضوی ۳۷
اداره کل اوقاف خراسان ۱۰۸۹؟ میرزا محمد جعفر شمس المعالی ۳۸
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۰۹۱ آقا خواجه محمد هاشم ولد خواجه کلمان … ۳۹
اداره کل اوقاف خراسان ۱۰۹۱ میرزا عبدالله خادم ۴۰
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۰۹۲ حاجی میرزا ابراهیم ۴۱
اداره کل اوقاف خراسان ۱۰۹۳ محبعلی خان ۴۲
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۰۹۳ میرزا سعد الدین محمد ۴۳
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۰۹۳ آهو خانم ۴۴
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۰۹۶ محمد صالح معروف به مکرمت خان ابن خواجه حسین کرمانی ۴۵
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۰۹۶ مختاربیک وکالتا از طرف جمعی ۴۶
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۰۹۶ آقا کافور خزانه دار ۴۷
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) و  اداره کل اوقاف خراسان ۱۰۹۷ شاهوردی خان ۴۸
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۱۰۴ علی اکبر اصفهانی ۴۹
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۱۰۵ حاجی محمد صالحی ۵۰
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۱۰۷ میرزا سید حسنا ۵۱
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۱۰۹ بانو فاطمه خانم ۵۲
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۱۱۲ قمر النساء خانم ۵۳
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۱۱۲ خواجه محمد رحیم وعده ای از اهالی دورود ۵۴
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۱۱۸ رجبعلی بیگ و عباسقلی بیگ ۵۵
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۱۱۸ میرزا محمد فرزند میرزا عادل خان ۵۶
آستان قدس رضوی ۱۱۱۹ شاه سلطان حسین  

۵۷

اداره کل اوقاف خراسان ۱۱۱۹ حاج محمد علی ابوالصلتی فراش ۵۸
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۱۲۰ محمود بیکا ۵۹
اداره کل اوقاف خراسان ۱۱۲۲ حاج عبدالصانع ۶۰
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) و  اداره کل اوقاف خراسان ۱۱۲۵ جعفر قلی بیکا امیر شکار باشی ۶۱
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۱۲۹ میرزا ابوالحسن صاحب نسق ۶۲
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۱۳۰ میرزا علاءالدین محمد ۶۳
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۱۳۱ حاجی منصور سر کرده غاریان نیلی ۶۴
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۱۳۶ میرزا محمد مومن ۶۵
اداره کل اوقاف خراسان ۱۱۳۷ حاج محمد رحیم؟ ۶۶
آستان قدس رضوی (دفتر باز خوانی اسناد) ۱۱۳۹ حاجی محمد یوسف بیکا ۶۷
اداره کل اوقاف خراسان ۱۱۴۱ حاج محمد مومن خادم ۶۸

 

جدول شماره ۲ – وقف نامه برخی از واقفان بقعه شیخ صفی الدین                  

محل نگهداری تاریخ وقف

(هجری قمری)

نام واقف شماره ردیف

 

سازمان اوقاف (بایگانی مرکزی) ۹۱۲ بهلول بن قوام الدین بن محمد، قوچ احمد بن احمد بن حاجی محمد، شاه ولی بن علی بن نظام

 

۱
موزه ملی ایران ۹۱۴ نارین خاتون بنت حسین[بن] … امیر احمد دریغی

 

۲
موزه ملی ایران ۹۴۲ میرزا علی بن استاد محمود بن پیره احمد شاه طسوجی

 

۳
موزه ملی ایران ۹۵۰ غازی خان ۴
موزه ملی ایران ۹۵۰ شاه وردی بیک کنگرلو بن آیدی خلیفه

 

۵
ایروان (آرشیو نسخ خطی) ۹۵۱ امیر جلال الدین معصوم بیک صفوی ۶
سازمان اوقاف (بایگانی مرکزی) ۹۵۵ امیر زین الدین علی حسینی استرآبادی ۷
سازمان اوقاف (بایگانی مرکزی) ۹۵۵ امیر کوکجه سلطان قجار

 

۸
موزه ملی ایران ۹۶۰ حمزه بیک بن یار احمد آقا

 

۹
موزه ملی ایران ۹۶۵ نظام الدین سید نعمت الله صفوی

 

۱۰
سازمان اوقاف (بایگانی مرکزی) ۹۶۵ نظام الدین سید یعقوب بن سید نعمت الله صفوی

 

۱۱
سازمان اوقاف (بایگانی مرکزی) ۹۶۶ ملک میرزا بیک بن سیفلی بیگ چوپانی مغانی

 

۱۲
سازمان اوقاف (بایگانی مرکزی) ۹۷۶ سید حیدر بن سید نعمت الله صفوی

 

۱۳
موزه ملی ایران ۹۹۸ علی قلی سلطان موسیلو ۱۴
موزه ملی ایران ۱۰۲۱ امیره محمد شاه بن امام قلی امستان ۱۵
موزه ملی ایران ۱۰۳۶

 

نعمت الله ابن خلیل الله خلخالی ۱۶
سازمان اوقاف (بایگانی مرکزی) ۱۰۵۷ خلیفه صفی قلی بن خلیفه شاه قلی ۱۷
سازمان اوقاف (بایگانی مرکزی) ۱۱۰۲ بیرم بگ بن علی قلی بگ ۱۸

* مندرجات جداول براساس وقف نامه های منتشر شده در منابع مختلف به ویژه مقاله”تشيع و وقف در عصر صفوي”،  نزهت احمدي و کتاب فهرست اسناد بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي (موجود در موزه ملي، سازمان اوقاف،كتابخانه ملي تبريز، بقعه شيخ صفي و…) عماد الدین شیخ الحکمایی، تنظیم گردیده است. به علت گستردگی و پراکندگی وقف نامه ها و منابع آنها ، جداول مذکور نمایانگر تمامی وقف نامه ها نیست.

Filed in: مقالات
×

Post a Comment