تحلیل روشی دیدگاه مقام معظم رهبری در باره عارف مجاهد شیخ العارفین سید صفی الدین اردبیلی قدس سره

| آذر ۲۴, ۱۳۹۵ | 0 Comments

 دکتر سید سلمان صفوی[i]

آکادمی مطالعات ایرانی لندن، مرکز مطالعات و تحقیقات شیخ صفی الدین اردبیلی

چکیده:

تحلیل روش و رویکرد مؤلف به متن در فهم پیام و لایه های ظاهر و باطن  یک اثر اهمیت بسیار دارد. مقام معظم رهبری تعابیر دقیق و عالمانه ای از جنبش عرفانی حضرت شیخ صفی الدین اردبیلی دارند که در این مقاله به تحلیل آنها می پردازیم. مقام معظم رهبری علاوه بر فقاهت و رهبری انقلاب اسلامی، به عنوان یک استاد برجسته تاریخ، دیدگاه تحلیلی عمیق و همه جانبه ای در مورد تاریخ اسلام و ایران دارند، لذا نظرات ایشان در باره نهضت حضرت شیخ صفی الدین  قدِّسَ سِرُّه و اخلاف او از جهت علمی شایان توجه است. در این مقاله با تکیه به روش مطالعه تطبیقی، تعلیلی، تحلیل گفتمان، نشانه شناسی و تحلیل محتوا به تبیین دیدگاه ایشان راجع به گفتمان فرهنگی شیخ صفی الدین اردبیلی می پردازیم.

روش مطالعه تطبیقی: مقایسه و هم تراز کردن شیخ صفی الدین با فحول علمای شیعه نظیر سید بن طاووس، ابن فهد حلی و علامه حلی.  مقایسه وضع ایران در دوران قبل از صفویه  و پس از آن.

روش تحلیل گفتمان: رابطه تاریخ و تحلیل گفتمان و امکان استفاده از روش های مختلف تحلیل گفتمان در مطالعۀ تاریخ حوزه ای کاملا جدید است که ایشان در تحلیل شخصیت و نهضت شیخ صفی الدین از آن استفاده کرده اند: “بحث، بحث دارالارشاد است، بحث صوفی گری و کارها و سخن ها و دعوی هايی از اين قبيل نيست. بحث بر سر معنويت دين و معنويت شيعه و خاندان اهل بيت است.” بدین ترتیب با روش تحلیل گفتمان، استدلال کرده اند که روش و طریقت شیخ صفی الدین، عرفان اصیل اسلامی با داعیه احیای معنویت دین و معنویت اهل بیت (علیهم السلام) است.

نشانه شناسی و تحليل محتوا: ایشان با تفکر خلاق و شناخت جامع نگرانه به علوم اسلامی، به تحلیل جایگاه شیخ صفی الدین و نهضت عرفانی ایشان می پردازند که جمع بین شریعت و طریقت و حقیقت، وحی، سنت نبوی، ولایت علوی و معارف قلبی شیخ صفی الدین و اخلاف صالح اوست. مقام معظم رهبری در زیارت از بقعه شیخ صفی الدین در یادداشتی به خط خود می نویسند: “این بقعه جمع بین معنویت، سیاست و هنر است.” ایشان استادانه با تکیه بر نمادهای موجود در بقعه با روش تحلیل محتوا یک استنتاج وحدت نگرانۀ اسلامی از این بقعه شریف و نهضت عرفانی شیخ صفی الین ارائه نموده اند.

واژگان کلیدی: شیخ صفی الدین اردبیلی، عرفان، تصوف، تشیع، ایران، روش تحلیل، آیت الله خامنه ای.

مقدمه:

شیخ العارفین سید صفی­الدین اردبیلی خلف صالح حمزة بن امام موسی کاظم (ع)[ii] مؤسس ایران جدید پس از اسلام، در ادامه طریق انبیا و اوصیا نهضتی بنیان نهاد که امروز به ما رسیده است. از این رو درک رهبر امروز نهضت اسلامی ایران پیرامون میراث معنوی، سیاسی و اجتماعی شیخ با روش علمی از اهمیت تام برخوردار است. در این مقاله تعابیر دقیق و عالمانه مقام معظم رهبری از جنبش عرفانی شیخ صفی الدین (۶۵۰-۷۳۵ ق.) و دیدگاه علمی ایشان با استفاده از چندین متدولوژی جدید علمی برای تحقیق پیرامون تاریخ، متن و گفتمان تحلیل می شود.

مقام معظم رهبری علاوه بر فقاهت و رهبری انقلاب اسلامی، به عنوان یک استاد برجسته تاریخ، دیدگاه تحلیلی عمیق و همه جانبه ای در مورد تاریخ اسلام و ایران دارند، لذا نظرات ایشان در باره نهضت حضرت شیخ صفی الدین  قدِّسَ سِرُّه و اخلاف او از جهت علمی شایان توجه است. جنبش عرفانی – اجتماعی شیخ صفی الدین از آغاز تا تأسیس حکومت مقتدر صفویه توسط شاه اسماعیل سلفِ غیورِ شیخ دویست سال به درازا کشید و در این جهاد پر فراز و نشیب شیخ جنید و شیخ حیدر از نوادگان شیخ صفی الدین و جدّ و پدر شاه اسماعیل قهرمانانه در راه سرافرازی اسلام و ایران به شهادت رسیدند.

روش مطالعه تطبیقی:

مطالعه تطبيقی يكی از روش‌های پژوهش كمی و كيفی است كه دو يا چند متغير يا فرايند همگون با هدف شناسایی پدیدارها از طریق توصيف و تبيين اشتراک‌ها و تفاوت‌ها و همچنین دست یابی به تفسيرها و احتمالا تعميم‌های نوین بررسی می شوند. مطالعات تطبيقی عموماً مشتمل بر سه فرايند توصيف، مقايسه، و نتيجه ‌گيری است. در روش مطالعۀ تطبیقی رابطه ظريفی بين پژوهش تطبيقی و مقوله ارزش يابی وجود دارد. مقايسه معمولا متضمن ارزش يابی است و غالب پژوهش‌های تطبيقی ماهيت هنجاری دارند، يعنی با هدف تبيين و تفسير هنجارها و ارزش‌ها صورت می گیرند و حاصل آنها نیز سنجش پديدارهاست. پديدارهای مورد مطالعه در این روش معمولا غيرمادی است، از این رو غالبا از پژوهش‌های كيفی استفاده می شود. آگاهی تاریخی بخش ضروری در هر مطالعه است و این ضرورت در مطالعات تطبیقی چشم گیر‌تر و مهم تر است.

ایشان با مقایسه وضع ایران در دوران قبل از صفویه و پس از آن می گویند: “در تاريخ گذشته در دوران طلوع صفويه، سرزمين اردبيل توانست دو خدمت بزرگ به اين کشور بکند. اوّل اين که توانست از کشوری که بخش های آن از هم جدا و با هم در حال اختلاف و درگيری بودند، يک کشور متّحد، بزرگ و مقتدر به وجود آورد. قبل از طلوع صفويه و بعد از دوران سلجوقيان ايران کشوری بود که هر بخش آن آهنگ جداگانه ای می نواخت و از عزّت و عظمت ايران در آن دوران خبری نبود. اين عزّت را صفويه دادند. صفويه از اردبيل طلوع کردند و خاندان عرفای مجاهد و مبارز – يعنی اولاد شيخ صفی الدين اردبيلی – توانستند اين زمينه را به وجود آورند تا فرزندان آنها ايران را به همه عالميان در دنيای آن روز، متحد، مقتدر، عزيز، سربلند و پيشرفته معرفی کنند.”[iii]

ایشان از سوی دیگر با مقایسه شیخ صفی الدین با فحول علمای شیعه نظیر سید بن طاووس، ابن فهد حلی و علامه حلی، شیخ  را هم تراز و همگرا با آنها ارزیابی می کنند: “(شیخ صفی الدین) يک عالم، يک عارف، يک مفسر و يک محدث بود. آن گونه که مرحوم علامه مجلسی – بنا بر آنچه از او نقل کرده اند – ذکر می کند شيخ صفی الدين اردبيلی در رديف سيدبن طاووس و ابن فهد حلی – علمای فقيه و درعين حال عارف – قرار داشت و کسی بود که در کنار علامه حلی – در دستگاه شاه خدا بنده – توانستند جوانه های شيعه را در قرن هفتم و هشتم در اين کشور به وجود آورند و پايه فقهی و متين و استدلالی آن را در حوزه های علميه رايج کنند.”

این کلام ایشان در جامعیت علمی شیخ صفی الدین در کتاب کهن و معتبر “صفوة الصفا” تألیف ابن بزاز اردبیلی نیز مستند شده است. این کتاب شرح احوالات و مقامات برجسته معنوی شیخ صفی الدین و تفاسیر او بر گزیده  مهم ترین آیات قرآنی و روایات نبوی است. تعالیم شیخ صفی الدین که مبتنی بر تعالیم قرآن کریم و سنت است، در کتاب “عرفان ثقلین، مبانی نظری و عملی عرفان و طریقت صفویه”[iv] تبیین شده است. شیخ صفی الدین منادی جمع بین شریعت و طریقت و حقیقت، در تحقيق شريعت و طريقت و حقيقت می فرماید: “شريعت وضع محمّدى است (صلوات الله علیه)، به قول خداى تعالى و محمّد مصطفى (صلوات اللّه عليه) و طريقت فعل محمّدى است و حقيقت حال محمّدى است. شريعت اوامر و نواهى و تكاليفى است كه بر صورت واقع مى‌شود و عمل طريقت متابعت سنّت و فعل رسول است (صلوات الله علیه)، و طريقت راه راست است “وَ أَنَّ هٰذٰا صِرٰاطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ” (انعام، ۱۵۳)است. عمل اهل طريقت عملى است كه هرچه در واجبات شرع و منسوبات اشدّ و اشقّ باشد بدان قيام نمايند و راه حقيقت يكى است كه به حقّ مى‌رود و منتهاى راه چندان است كه عالم كون است.

از حضرت شیخ سؤال  كردند پس معنى اين چون باشد كه “اَلطُرُق اِلىَ اللّه بِعَدَدِ اَنفاسِ الخَلایِق”؟ شیخ فرمود: “طريق تا انتهاى مكوّنات يكى است، آن گاه از هر دلى به حضرت، راهى ديگر است و اين راهِ دل راهِ اهل حقيقت است.

صد هزاران راه با درگاه خود بگشاد، از آنک               هر دلى را مشرع   رازى به راهى ديگرست

پس اهل سلوک را به صفت معراجى است همچنان كه پيامبر را (صلوات‌الله عليه) را به صورت بود وَ حقيقت، معرفت و مشاهدۀ حق ‌تعالى است و دريافتن آن و عارف شدن بدان. پس شريعت همچنان است كه گوشت و جرم ميوه وَ حقيقت همچنان كه مغزِ ميوه. اگر مغزِ ميوه را گوشت نباشد پرورده نشود و بى‌اصل باشد، ولى اگر گوشت ميوه را آن پوست و صوان نباشد آن ميوه نرسد و به حال كمال نيايد، بلكه ضايع شود. پس طريقت بی ‌شريعت و حقيقت بی طريقت راست نيايد. تكليفِ شريعت، اوامر و نواهى شرع است و تكليفِ طريقت زهد و ورع و تقوى و امثال اين، و تكليفِ حقيقت، تجرد دل از ماسِوَى الله   و تكليف كردن جان‌ و دل به محض اشتغال به حق تعالى.

هر تنى گر بار تكليف تو بر تن مى‌ كشـد              ما به ذوق شــــوق بار عشـــق بر دل مى‌كشیــم

هر يكى از ساغرى مستند و ما سودائيان              از شراب صرف عشق روى جانان، سرخوشيم”[v]

 سيد بن طاووس شخصیت مورد اشاره مقام رهبری در بين علما از احترام خاص معنوی برخوردار است. وی فقيهى نام آور، اديبى گرانقدر و شاعرى توانا بود، اما شهرت اصلى او به خاطر روح بلند معنوی و مقام شامخ وی درعرفان است. اكثر تأليفات وی در موضوعات عرفانی، ادعيه و زيارات است. سید در زمان غیبت کبری به ملاقات حضرت  حجت بن الحسن (عج) امام دوازدهم شیعیان نائل آمد. پس از سقوط خلافت عباسیان در بغداد (۶۵۶ – المستعصم)  به دست هولاکو خان مغول، در سال ۶۶۱ هجری قمری در دوره حکومت ایلخانان مغول (اباقا خان پسر هلاکوخانسید بن طاووس نقابت علويان را  پذيرفت. نقيب بزرگ ترين شخصيت علمى و دينى سادات بود كه كليه امور مربوط به سادات را بر عهده ‏داشت. اين وظايف شامل قضاوت مشاجرات، رسيدگى به مساكين و مستمندان، سرپرستى ايتام و . . .  می شد. وی تأكيد داشت كه تنها به خاطر حفظ جان دوستان و شيعيانى كه در معرض قتل و غارت مغول بودند اين منصب را پذيرفته است. علامه حلی (۶۴۸ – ۷۲۶ ق.) شاگرد برجسته سید بود.[vi] آیت الله حسینی طهرانی در مقدمه سیر و سلوک بحرالعلوم می نویسد: “سلوکِ عملی سید بن طاووس بر مراقبه، محاسبه، صیام و دعا بوده است.”[vii]

پس از مرگ محقق حلی مرجع شیعیان در سال ۶۷۶ هجری قمری، شاگردان او و دانشمندان حله پس از جستجوی فردی با شایستگی زعامت و مرجعیت شیعیان، علامه حلی را در سن ۲۸ سالگی برای زعامت و مرجعیت شیعیان برگزیدند. تاریخ دقیق ورود علامه حلی به ایران مشخص نیست اما احتمالا پس از  سال ۷۰۵ هجری قمری بوده است. علامه به دعوت الجایتو از پادشاهان سلسله ایلخانیان به ایران دعوت ‌شد و در مناظره با دانشمندان مذاهب فقهی چهارگانه اهل سنت از جمله خواجه نظام الدین عبدالملک مراغه‌ای موفق به شکست آنها گردید. پس از این جلسات و اثبات ولایت و امامت حضرت علی بن ابی طالب (ع) و مذهب شیعه در حضور اولجایتو، وی با انتخاب مذهب شیعه نام خود را به سلطان محمد خدابنده تغییر ‌داد و مذهب تشیع را در ایران گسترش ‌داد.

علامه حلی تا زمان مرگ سلطان محمد خدابنده در ایران اقامت گزید و به نشر معارف و فرهنگ تشیع ‌پرداخت. علامه در تمامی مسافرت‌ها ملازم سلطان بود و هر کجا که کاروان اقامت می‌کرد در مدرسه سیاری به تدریس و مباحثه مشغول می‌شد. علامه حلی پس از مرگ سلطان محمد خدابنده در سال ۷۱۶ ه. ق. به شهر حله بازگشت و سرانجام در ۲۱ محرم ۷۲۶ ه. ق. در سن ۷۸ سالگی درگذشت و در حرم امام علی بن ابی‌طالب (ع) در نجف مدفون شد.

ابوالعباس جمال‌الدين احمد بن شمس‌ الدين محمد بن فهد حلى اسدی مشهور به ابن فهد حلی (متولد ۷۵۷ ه. ق. در شهر حله و درگذشته در ۸۴۱ ه. ق. در کربلا)، عارف فقیه و محدث شیعی قرون  هشتم و نهم قمری که در اخلاق و عرفان از بزرگان شیعه است و در دوره خود از بزرگان فقه شیعه بود. ابن فهد حلی در سال ۸۴۰ ه. ق. از جانب اسپند میرزا حکمران بغداد برای مناظره با علمای اهل سنت به بغداد دعوت شد. در مجلس مناظره ابن فهد و عالمان شیعه در یک سمت و بزرگان اهل سنت در سمت دیگر به بحث نشستند و ابن فهد حلی موفق شد با اثبات حقانیت تشیع، حکمران بغداد را اقناع کند. بدین ترتیب حاکم بغداد با اختیار کردن مذهب شیعه، به نام دوازده امام سکــه زد و مذهب شیعه را مذهب رسمی حوزه حکمرانی‌ خویش قرار داد. کتاب “عدة الداعی و نجاح ‏الساعی” از مشهورترین آثار ابن فهد حلی و یکی از مهم‌ ترین کتب در ادعیه و اخلاق است. “التحصین فی صفات ‏العارفین” نیز یکی از متون ارزنده اخلاقی – عرفانی است. ابن فهد حلی در این کتاب ضمن بررسی موضوع عزلت و گمنامی از دیدگاه معصومین (علیهم السلام)، عُزلت را از صفات نیک و شرایط کمال می خواند. عارف کامل آیت الله سیدعلی قاضی طباطبایی – استاد عرفان علامه طباطبائی و بسیاری دیگر از بزرگان – درباره ابن فهد می فرماید: در طول تاریخ عرفان سه نفر به مقام “تمکن در توحید” رسیدند: سید بن طاووس، احمد بن فهد حلی و سیدمهدی بحرالعلوم (رضوان الله علیهم).

روش تحلیل گفتمان:[viii]

روش تحلیل گفتمان از قبیل روش لاکلا، موف، روث داک و فوکو برای تحلیل متن و تاریخ به کار می رود و در مواجه با انواع کاربردهای زبان از آن استفاده می شود. با توجه به مواجه با شواهد تاریخی در مطالعات تاریخی، قبل از هر چیز باید درباره ماهیت زبان و معنا و چیستی رابطۀ واقعیت و زبان به طور کلی و همچنین ارتباط واقعیات تاریخی و زبان بیندیشیم، زیرا تحلیل گفتمان، یافتن معانی پنهان در متن است. این روش می تواند به سهولت برای متون تاریخی نیز به کار گرفته شود و نگاه ما را نسبت تاریخ گذشته دگرگون سازد.

در حوزه تحلیل گفتمانِ انتقادی، روش گفتمانی – تاریخی روث داک درصدد ارائه یک روش گفتمانی برای مطالعه تاریخ است، روش گفتمانی فوکو نیز درعمده آثار او انباشته از شواهد تاریخی است. فوکو با مطالعه تاریخ، نظریه گفتمان خود را در بایگانی شناسی وَ نظریه قدرت خود را در تبارشناسی ارائه می کند، برای مثال  می توان به کتب “تاریخ جنون” و “تولد درمانگاه” اشاره کرد.

رابطه تاریخ و تحلیل گفتمان و امکان استفاده از روش های مختلفِ تحلیل گفتمان برای مطالعۀ تاریخ، حوزه ای کاملا جدید است که ایشان در تحلیل شخصیت و نهضت شیخ صفی­الدین از آن استفاده کرده اند: “بحث، بحث دارالارشاد است. بحث صوفی گری و کارها و سخن ها و دعوی هايی از اين قبيل نيست. بحث بر سر معنویت دين و معنويت شيعه و خاندان اهل بيت است.” بدین ترتیب با روش تحلیل گفتمان، استدلال کرده اند که روش و طریقت شیخ صفی الدین، عرفان اصیل اسلامی با داعیه احیای معنویت دین و معنویت اهل بیت (علیهم السلام) است.

ایشان بین عرفان اصیل اسلامی که حامل معنویت اسلامی است با عرفان کاذب قائل به تفاوت هستند و در منازعه بین ظاهرگرایان و جامع گرایان که از دوره حضرت علی (ع) تا امروز ادامه داشته با صراحت و استدلالِ قاطع جانب عرفا را گرفته اند که نمونه های برجسته آن شیخ العارفین شیخ صفی الدین اردبیلی و سید بن طاووس هستند. عموما تلقی ظاهرگرایان از اسلام بر اساس ظاهر آیات و روایات است و معتقدند ورای ظاهر هیچ امری وجود ندارد و چنانچه باشد نیز برای ما قابل فهم و دسترسی نیست. در حالی که جامع گرایان معتقدند دین به سه ساحت طریقت، شریعت و حقیقت تقسیم می شود؛ شریعت عهده دار بیان ظواهر احکام رفتار مسلمان بر اساس فقه الجوارح است و طریقت و حقیقت نیز دیگر ساحت های برجسته دین هستند که اصطلاحا فقه النفس خوانده می شوند و عهده دار تبیین معرفت و تعالیم معنوی قرآن و سنت هستند که از طریق تزکیه و تهذیب نفس و پالایش قلب حاصل می شود، نه با خواندن و حفظ کتب و عبارات دینی. ظاهرگرایان با وجود حدود بیست آیه در قرآن حکیم در مورد لقاءَالله و روایات کثیر از نبی اکرم و ائمه هدی (علیهم السلام) لقای خداوند را انکار می کنند  و آن را به مرگ و لقای ثواب و عقاب تأویل می کنند، اما عرفا لقای خداوند را مقصد اعلای معنوی سالک می دانند که در همین جهان امکان پذیر است. همچنان که آیت الله میرزاجواد ملکی تبریزی استاد عرفان امام خمینی (ره) نیز کتاب شریف “لقاییه” را در اثبات این موضوع به رشته تحریر درآورد.[ix]  علامه طباطبایی (ره) نیز بخشی از کتاب مهم “رساله الولایة” را به اثبات لقاءَ الله یا شهود قلبی حضرت حق توسط عرفا قبل از مرگ اختصاص داده اند.[x]

شیخ صفی الدین در مورد تحقيق محاضره، مكاشفه، مشاهده و معاينه می فرماید: “محاضره حضور دل است، يعنى از پراكندگى كه آن غيبت از حقّ است منقطع شود و اين مقدمه، نتيجۀ مكاشفه است و مكاشفه آن است كه بر وى كشف اشيا گردد و اسرار آن روشن شود، يعنى بينا شود و مقامی عالى‌تر از اين مكاشفه، كشف انوار تجليات و كشف صفات الهى است.

آنچه از نور تجلى وز صفات حقّ شود     منكشف هر موسى و طورى نيارد تاب آن

و مراد از مشاهده، جمال الهى است تعظّم شأنه وَ وجود حق، چنان كه شائبۀ ريب و شک به كلى منقطع و مندفع باشد، چنان كه آسمان معرفت صافى و صاحى شده باشد و سحاب حجاب از پيش مُنقشِع گشته و آفتاب حقيقى از برج توحيد روشن و تابنده گشته. پس همچنان كه در اين اشياء صاحب بصر كامل را هيچ ريبى و ارتيابى نباشد، صاحب مشاهده را در شهود حق هيچ داعيه و شائبۀ شكى نباشد و مراد از اين مشاهده، حقيقت حق است.

چون يقين گردد مشاهد بى‌حجاب ارتياب     چون برون پرده آيد شاهد حق از حجاب

و مشاهده بر تفاوت باشد به حسب قوت و وصال، يعنى آيينۀ آن ‌كس كه صافى‌ تر و با بصيرت بيشتر باشد، به قدر آينه و بصيرت خود مشاهده كند. همچنان كه اهل بهشت كه در لذات و درجات متفاوت باشند و در لذت سُكر و مشاهده و رويت ‌الله تعالى نیز متفاوت باشند، بعضى بيشتر و بعضى كمتر.

حسن معشوق را نهايت نيست     عشق هريک به قدر ديدن اوست

اما معاينه بالاتر از مشاهده است که آن اقرب است و آن حقِّ حقيقت است. از براى آن كه شاهد گاه باشد که هردم در لباسى ديگر خود را جلوه دهد و قلق و اضطراب در عاشق زيادت شود، زيرا که هردم در لباسى ديگر مى‌بيند و اطمينان حاصل نمى‌شود، چون شاهد يكى و لباس متعدد باشد.

لَبِســــــــــنَ الوَشـــــــــــــى لا مُتَجَّمِـــــلاتٍ      وَ لكـــــــــــن كَـــــــــــى يَصُّــنَ بِهِ الجَمــالا

وَ ضَفَّــــــــــــرنَ الغَـــــــــدائِرَ لا لِحُســــــنٍ     وَ لكِـــــن خَفِــنَّ   فِـــى السَّـــــعرِ الضَّـــــلالا  

حسن خود را هر زمان اندر لباسى جلوه داد     جان عاشـــــق هر نفس بر آتش ديگـــر نهاد

و يا خود همچنان كه مثلا شاهد را از دور بيند مشاهده باشد، لكن معاينۀ كلى حاصل نباشد، اما چندان كه شاهد را نزديک تر ببيند، معاينه و اطمينان بيشتر باشد.

اِذا ما سَرَحتَ الطّرفَ فيهِ تَكامَلَت     عَلى نَظَـر العَينَينِ  مِنکَ العَجایِبُ

فَمَن حَيثُ ما اَبصَّرتَهُ راقَ مَنظَـرا     مُحاسِـنُهُ مَستَطرَفــاتٌ غَـرایِــبُ

و صاحب محاضره، اشيا به عقل تعقل كند و صاحب مكاشفه، ادراک معانى به علم كند و صاحب مشاهده، ادراک به معرفت كند و صاحب معاينه، ادراک به حق معرفت كند.

اى بسا منظرۀ نور كه اندر نظر است     كه بر آن حسن تو را جلوۀ لطفى دگر است.”[xi]

مقام معظم رهبری در این تحلیل نه از ظاهرگرایان جانب داری کرده اند و نه جانب کسانی را گرفته اند که با تمسک به معنویت جاهلانه عمل به شریعت را سست می پندارند؛ نظیر برخی از صوفی نمایان که مطرود طرایق اصیل اسلامی نظیر معروفیه، نعمت اللهیه، قادریه، صفویه، ذهبیه هستند.

یک عارف، عالِم و متشرع است؛ اما صوفی نما اهل تقـیُّد به شریعت و همچنین عالِم نیست. از جانب دیگر ظاهرگرایان نیز با عدم توجه جدی و سیستماتیک به تعالیم متعالی معنوی اسلام، سبب تضعیف جوهره تعالیم الهی اسلام می شوند و اسلام عزیز را در پاسخ گویی به نیازهای معنوی انسان و مصاف با دیگر مکاتب معنویت گرا نظیر بودیسـم، کابالان و عرفان مسیحی بی دفاع می گذارند. ایشان با دفاع علمی از عرفان اصیل اسلامی که شیخ صفی الدین اردبیلی از قله های شامخ آن به شمار می رود، و اسلام جامع نگر – که قلب آن معنویت اسلامی است – و جهاد اصغر تحت جهاد اکبر، بین دیروز و امروز و آینده اسلام ناب محمدی پیوند می زنند؛ اسلامی که پاسخ گوی نیازهای فکری و معنوی جامعه و انسان امروز و فرداست.

 

تحليل محتوا:[xii]

تحليل محتوا رويکردی با تحليل اسنادی و يکی از روش های موجود برای پاسخ گويی به سؤالات تحقيق است. تحليل محتوا يکی از روش های پژوهشی موجود است که امکان مطالعه ابعاد معينی از پديده ها را برای محققان فراهم می آورد. این روش همچون روش های دیگر برای پژوهش معنادار نیازمند دو مقوله است.

  • شناخت کامل حوزه مورد مطالعه     ۲- تفکر خلاق 

پژوهش گری که برای پاسخ گويی به سؤالات پژوهش خود خواهان استفاده از روش تحليل محتواست بايد شناخت کاملی درباره حوزه مورد مطالعه داشته باشد. اما یک دانشمند با دانش وسيع در یک حوزه مشخص، لزوماً محقق موفقی نخواهد بود، زیرا دست يابی به نتايج بديع و متقن نیازمند تفکر خلاق و انتقادی است. تحليل محتوا در صدد دست يابی به معنای آشکار و نهان ارتباطات انسانی است. ارتباط در قلب تمدن قرار دارد و بدون وجود ارتباطات، مقوله ای به عنوان تمدن و فرهنگ معنا ندارد. وجود گروه ها، نهادها، سازمان ها و ملت ها موکول به هنر ارتباطات است.

در تحليل محتوا مؤلفه های موجود در ارتباط بررسی می شوند و پس از تعيين جايگاه تحليل محتوا بين موضوعات متنوع، تعاريف ارائه شده مورد بررسی قرار می گیرند. از این روش همچون ساير موضوعات علوم، تعاريف متنوعی ارائه شده است. کارت رايت، تحليل محتوا را روشی عينی، منظم و کمّی برای توصيف رفتارهای نمادين می خواند. بارکوس نيز تحليل محتوا را یک روش علمی، دقيق و منظم برای تحليل پيام های ارتباطی تعريف می کند. در بين تعاريف متعدد از روش تحليل محتوا بر خلاف تنوع، توافق جامعی درباره شروط عينيت، انتظام و عموميت وجود دارد. البته این تعاریف در مورد دو مقوله ديگر يعنی کمّی یا کيفی بودن و تحليل محتوای آشکار يا نهان نيز با يکديگر اختلاف دارند.

ایشان با تفکر خلاق و شناخت جامع نگرانه به علوم اسلامی به تحلیل جایگاه شیخ صفی الدین و نهضت عرفانی وی می پردازند که جمع بین شریعت و طریقت و حقیقت، وحی، سنت نبوی، ولایت علوی و معارف قلبی شیخ صفی الدین و اخلاف صالح اوست. مقام معظم رهبری در زیارت از بقعه شیخ صفی الدین در یادداشتی به خط خود می نویسند: “این بقعه جمع بین معنویت، سیاست و هنر است.” ایشان استادانه با تکیه بر نمادهای موجود در بقعه با روش تحلیل محتوا یک استنتاج وحدت نگرانۀ اسلامی از این بقعه شریف و نهضت عرفانی شیخ صفی الین ارائه نموده اند.

ایشان اخلاف شیخ صفی الدین را “خاندان عرفای مجاهد و مبارز” خواندند و با این عبارت علاوه بر تجلیل از عرفان، جهاد و مبارزه، جنبش صفویه را جنبشی جامع  و در راستای نهضت پیامبر اسلام و حضرت علی (علیهم اسلام) و اوصیای شیخ تبیین نموده اند. تاریخ را نباید تحریف کرد. جنبش صفویه یک جنبش عرفانی بود که ستاد آن خانقاه شیخ صفی الدین بود. این جنبش عرفانی به مرور پس از نفوذ و گسترش در جامعه، تبدیل به یک جنبش اجتماعی شد که در راستای مبارزه جهت عدالت و احقاق حقوق ضعفا به جهاد پرداخت. جهاد عرفانی – اجتماعی جنبش صفویه منجر به تثبیت تشیع و احیای ایران به عنوان یک کشور مستقل شد و بدین ترتیب اسباب تجدید حیات دوره طلایی فرهنگ و تمدن اسلامی – ایرانی فراهم گردید. حرکتی که از عهده هیچ یک از دیگر نحله های فکری مسلمان و ایرانی برنیامد.

 

فرجام سخن:

از منظر مقام معظم رهبری منظومه فکری و عملی حضرت شیخ العارفین سید صفی الدین اردبیلی و جنبش صفویه، عرفان اصیل اسلامی مُلهم از قرآن، اهل بیت (علیهم السلام)، جهاد در راه حق، عدالت و ایران بود. جنبش صفویه نقش بی بدیلی در شکوفایی تاریخ اسلام، تشیع و ایران داشت که آثارش همچنان جاری و ساری است.

متکلمین، فلاسفه، ظاهر گرایان و نظامیان، قدرت حکومت بر قلب ها و بسیج توده ها را ندارند، چنان که بابک، افشین، یعقوب لیث و طاهر و ابن سینا نیز موفق به انجام این مهم نشدند، اما عرفای مجاهد با تسخیر قلوب ملت ها و متشکل کردن آنها، قدرت بسیج و رهبری توده ها را برای مبارزه در راه حق و عدالت دارند، همچنان که پس از صفویه مجددا یکی دیگر از فرزندان عارف امام موسی کاظم (ع)، حضرت امام روح الله الموسوی خمینی با تسخیر قلوب ملت ایران با انقلاب خویش فصل نوینی در تاریخ ایران، اسلام و جهان رقم زدند. با تصحیح نگرش ها قدر و منزلت بزرگان ایران سرافزاز را دریابیم و از طریق عرفان به جهاد برای برقراری حق و عدالت استمرار بخشیم تا حضرت صاحب الزمان حجت بن الحسن العسگری (عج) با ظهور خویش جهان را سرشار از عدل و داد و معنویت نمایند.

چشـــم ها را بايــد شست     جور ديــــگر بايــد ديــد

چتــــرها را بايـــــد بست     زيــر باران بايــــد رفت

هـر کجـــا هستــــم باشــم     آسمــــان مال مــن است

پنجره، فکـر، هوا، عشق     زميـــــــن مال مــن است

(سهراب سپهری)

فهرست منابع:

  1. آیت الله خامنه ای، سیدعلی، مشروح بيانات مقام معظم رهبرى در جمع مردم استان اردبيل، ۱۳۷۹/۵/۰۳: پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری.
  2. ابن بزاز، صفوة الصفا، تصحیح غلامرضا طباطبایی مجد، انتشارات زریاب، تهران، ۱۳۷۶٫
  3. باردن، آكن. تحليل محتوا. ترجمه مليحه آشنايی؛ محمد يمنی دوزی سرخابی. تهران: دانشگاه شهيد بهشتي، ۱۳۷۵٫
  4. بحرالعلوم، سید مهدی، سیر و سلوک، با مقدمه و شرح حسینی طهرانی، سید محمد حسین، انتشارات علامه طباطبایی، مشهد، طبع سوم، ۱۴۱۷هجری قمری.
  5. ساروخانی، باقر. روش‌های تحقيق در علوم اجتماعی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۵٫
  6. سلطانی، سیدعلی اصغر، قدرت، گفتمان و زبان سازوکارهای جریان قدرت در جمهوری اسلامی ایران، انتشارات نی، تهران، ۱۳۸۷٫
  7. سید بن طاووس، مهج الدعوات و منهج العبادات، اعلمی، بیروت، ۱۹۹۴٫
  8. صفوی، سید سلمان، عرفان ثقلین، مبانی نظری و عملی عرفان و طریقت صفویه، لندن، ۱۳۹۲٫
  9. طباطبایی، سید محمد حسین، رساله الولایة، طریق عرفان، ترجمه و شرح صادق حسن زاده، انتشارات آیت اشراق، قم، ۱۳۸۷٫
  10. ملکی تبریزی، میرزا جواد، السیر الی الله معروف به لقاییه، ترجمه محمد تحریرچی، انتشارات نور فاطمه، ۱۳۶۳٫
  11. وندایک، تئون، مطالعاتی در تحلیل گفتمان: از دستور متن تا گفتمان کاوی انتقادی، ویراسته مهران مهاجر و محمد نبوی، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها، ۱۳۸۲٫
  12. مطالعاتی در تحلیل گفتمان، ترجمه پیروز ایزدی و دیگران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ۱۳۸۲٫
  13. هوستی، ال. آر. تحليل محتوا در علوم اجتماعی و انسانی، ترجمه نادر سالارزاده اميری، تهران: دانشگاه علامه طباطبايی، ۱۳۷۳٫

[i] articles@sheikh-safialdin.com

[ii]   در ذکر نسب شیخ صفی الدین، ابن بزاز نوشته است:”شيخ صفى الدين > ابوالفتح <  اسحاق ابن الشيخ امين الدين جبرئيل ابن الصالح ابن قطب الدين ابو بكر  ابن صلاح الدين رشيد ابن محمد الحافظ لكلام الله ابن عواض  ابن پيروز[ii] الكردى السنجانى، رحمة الله عليهم > پيروز شاه زرين كلاه ابن محمد شرفشاه ابن محمد ابن حسن ابن محمد ابن ابراهيم ابن جعفر ابن محمد اسماعيل ابن محمد ابن احمد اعرابى ابن ابومحمّد القاسم ابن ابو القاسم حمزة  ابن الامام الهمام موسى الكاظم ابن امام جعفرالصادق ابن امام محمدالباقر ابن امام زين العابدين على ابن امام سيدالشهدا ابى عبد الله الحسين ابن اميرالمؤمنين و امام المتقين على ابن ابى طالب، صلوات‌الله‌عليهم اجمعين.” (صفوةالصفا، ص۷۰ ).

[iii]  صفوی، سید سلمان، عرفان ثقلین، ص ۲۰-۲۲٫

[iv]  صفوی، سید سلمان، عرفان ثقلین.

[v]  ابن بزاز، صفوة الصفا، ص ۵۲۴-۵۲۵٫

[vi]  بن: سید بن طاووس، مهج الدعوات و منهج العبادات، اعلمی، بیروت، ۱۹۹۴، ص ۵-۱۲٫

[vii]  حسینی طهرانی، سیر و سلوک، ص ۱۸٫

[viii]  بن: وندایک، تئون، مطالعاتی در تحلیل گفتمان: از دستور متن تا گفتمان کاوی انتقادی. ویراسته مهران مهاجر و محمد نبوی. تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها، ۱۳۸۲٫

[ix]  بن: ملکی تبریزی، لقائیه، ص۵-۶۲

[x]  بن: طباطبایی، سید محمد حسین، رساله الولایة، طریق عرفان، ص ۴۸-۷۱٫

[xi]  ابن بزاز، ص۵۱۹-۵۲۱٫

[xii]  بن:  هوستی، ال. آر. تحليل محتوا در علوم اجتماعی و انسانی، ترجمه نادر سالارزاده اميری، تهران: دانشگاه علامه طباطبايی، ۱۳۷۳٫

این مقاله در شیخ صفی‌الدین اردبیلی در آیینه عرفان، هنر و سیاست منتشر گردیده است. 

Filed in: مقالات
×

Post a Comment