تحلیلی بر علم و معرفت شناسی طریقت صفوی، براساس مضامین کتیبه های مجموعه مذهبی شیخ صفی الدین اردبیلی

| آذر ۲۵, ۱۳۹۵ | 0 Comments

 

حسن یوسفی؛ دانشجوی دکترای باستان­شناسی دوران اسلامی دانشگاه تربیت مدرس

جواد نیستانی؛ استادیار گروه باستان­شناسی دانشگاه تربیت مدرس

جواد شکاری نیری؛ استادیار گروه معماری دانشگاه بین المللی امام خمینی

ملکه گلمغانی زاده اصل؛ کارشناس ارشد پژوهش هنر اداره کل میراث فرهنگی اردبیل

بابک بهشید؛ دانشجوی دکترای باستان­شناسی دوران اسلامی دانشگاه محقق اردبیلی

 

چکیده:

 

یکی از موثرترین روش های یادآوری اهمیت علم و مقام دانشمندان درج کتیبه های مرتبط با موضوع علم در مکان هایی است که بتواند بیشترین تاثیر را از نظر بصری و روانی به مخاطب خود بگذارد. بنابراین مساجد و خانقاه ها به عنوان اولین مراکز آموزشی مذهبی جهان اسلام شاهد تجلی و ظهور خطوط خوشنویسی با مضامین علم و جلالت مقام عارف و زاهد و عابد است.

    مجموعه خانقاهی و آرامگاهی شیخ صفی الدین اردبیلی به عنوان یکی از آثار مهم هنری و مذهبی جهانی به خاطر وجود کتیبه هایی با مضامین علمی در تزیینات آن برای بررسی اهمیت تعلیم و تعلم در طریقت صفوی و منزلت علم و معرفت شناسی در هنرهای اسلامی نمونه ی بارز کاربرد مفاهیم دینی در هنرهاست.

    بررسی کتیبه های این مجموعه مذهبی بیانگر آن است که متون علمی در تزیینات هنری این اثر در دو دوره متمایز معماری در دو چهره علم ظاهری یا کسبی و علم باطن یا ذوقی متجلی شده است. در دوره اول هدف از درج کتیبه هایی با مضامین علمی در تزیینات کتیبه ای مجموعه مذهبی شیخ صفی الدین اردبیلی مفهوم علم معرفت شناسی و علم باطن در سایه ریاضت و تهذیب نفس است. به عبارتی، مضامین علمی کتیبه های مجموعه مذهبی شیخ صفی الدین اردبیلی در دوره اول همانا علم در آراء عرفاء اسلامی یعنی ساطع اشراق انوار الهی بر دل سالک است.

    اما در دوره دوم هدف از درج متونی با مضامین علمی در تزیینات مجموعه مذهبی شیخ صفی الدین اردبیلی دستیابی به علم کسبی از طریق تعلم و اکتساب میراث و توجه به اهل بیت(ع) بوده است.

واژگان کلیدی: مجموعه مذهبی شیخ صفی الدین اردبیلی، کتیبه های قرآنی و حدیثی، علم و معرفت شناسی.

 

مقدمه:

همان گونه که علم در تعالیم و تربیت دوره های قبل از اسلام به صورت فریضه ی دینی و الهی مطرح شده و راه رسیدن به بهشت برین را در سه موضوع مهم: دستگیری از نیازمندان، یاری کردن در ازدواج بین دو نفر بینوا و کوشش و کمک به تعلیم و تربیت نوع بشر».(حکمت، ۱۳۵۰، ص ۹۵) می دانستند در دوره اسلامی نیز کسب علم، فریضه واجب در نظر گرفته شده به تمجید مقام عالم پرداختند. بیانات گوهربار پیامبر(ص) نیز بیشتر به اهمیت معرفت تاکید نموده منجر به توجه ویژه مسلمانان به این امر مقدس گردید.

    علم و معرفت الهی حافظ جامعه مسلمان بوده و نقش بسیار مهم در تربیت انسانی در دوره اسلامی داشته است. «تاکید اسلام بر اهمیت تعلیم و تعلم سبب شد مسلمانان ضمن توجه به علم در گسترش علوم به انحناء مختلف نقش اساسی داشته باشند. اسلام تعالیم خود را در خصوص تعلیم و تعلم فراتر از دیگر ادیان دانسته، کسب علم را فریضه واجب دانست و به تمجید مقام عالم پرداخت. «قرآن کریم، علم و دانش را حیات و زندگی حقیقی انسان می شناسد چه اگر دانش نبود انسان با جماد و مرده هیچ فرقی نداشت».(طباطبایی، ۱۳۵۴، ص ۱۴۸) از این رو، قرآن انسان را به دانایی و تعلیم و تحصیل علم تشویق کرده است: از جمله برجسته ترین آیاتی که توجه مسلمانان را به نقش و جایگاه علم در تعالی و تکامل انسان و جلالت قدر عالمان و دانشمندان در جامعه مسلمانان معطوف نموده عبارات ذیل هستند: قل هل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون(الزمر۳۹/ ۹)؛ انما یخشی الله من عباده العلماء(فاطر/۲۸)، علم آدم الاسماء کلما(بقره/۳۱)، و ما یستوی الاعمی و البصیر. ولا الظلمات ولاالنور(فاطر ۳۵/۲۰-۱۹)، الرحمن علم القران خلق الانسان علمه البیان(الرحمن/۲۹)، یرفع الله الذین آمنوا منکم والذین اتواالعلم درجات(مجادله/۱۲)، علمه شدیدالقوی(النجم/۵) و: ما علمناه الشعر و ماینبغی له(یس/۶۹).

    با استناد به آیات بالا می توان گفت علم در نظر قرآن مخصوص به علم دین نیست بلکه علم در نظر قرآن هر آن چیزی است که به انسان بصیرت و روشنایی دهد و در امور دنیوی و اخروی به انسان کمک کند.

    هم چنین «براساس آیه شریفه ۹ سوره الزمر، در نظر پیشوای اسلام میزان شخصیت هر کس را علم و دانش او تعیین می کنند. پیغمبر اکرم(ص) می فرماید: دانشمندترین مردم کسی است که همیشه با استفاده از علم دیگران بر دانش خود بیافزاید، ارزش انسان به علم است. پس هر کس علمش بیشتر، ارزشش بیشتر، و هر کس علمش کمتر قدر و قیمتش نیز کمتر است».(همان، ص ۱۴۸)

    شاید از این جهت است که علم در ادبیات عرفانی، به معنای بینایی و نور در برابر کوری و تاریکی است و در دو چهره علم ظاهر یا علم کسبی و علم باطن یا ذوقی متجلی شده است. از دیدگاه عرفان، دستیابی به علم کسبی از طریق تعلم و اکتساب میراث و علم باطن در سایه ریاضت و تهذیب نفس که به اشراق انوار الهی بر دل سالک ساطع می شود به دست می آید یا تجلی می یابد.

    علم باطنی یا علم راه حق روشنگر حقایق و منجی انسان از گمراهی ها و موجب ارتقاء او به کمال بوده و همین علم است که عارفان صافی ضمیر درباره ی عظمت و اهمیت آن خبر داده اند و طالبان حق و فضیلت را به دستیابی آن تشویق و تشجیع کرده اند.

    یکی از موثرترین روش های یادآوری اهمیت علم و مقام دانشمندان درج آیات و احادیث مرتبط با موضوع در مکان هایی است که بتواند بیشترین تاثیر را از نظر بصری و روانی به مخاطب خود بنماید. بنابراین مساجد و خانقاه ها به عنوان اولین مراکز آموزشی مذهبی جهان اسلام شاهد تجلی و ظهور خطوط خوشنویسی با مضامین علم و جلالت مقام عارف و زاهد و عابد است.

    در هنر دوره های مختلف ایران مخصوصاً دوره صفوی از علم برای ارتقاء معنویت انسان و جامعه انسانی بهره ی فراوانی برده شد. به طوری که عصر صفوی در افق فرهنگ های دوره اسلامی به خاطر توجه به علوم و عالمان و درج متونی با مضامین علمی در آثار و ابنیه این دوره نقطه ی درخشان ادبیات عرفانی محسوب می شود.

    در این میان مجموعه خانقاهی و آرامگاهی شیخ صفی الدین اردبیلی با دو سبک معماری آذری و صفوی(اصفهانی) اثری منحصر به فرد برای بررسی تاثیر علم و معرفت شناسی در متون کتیبه ای است.

    با این رویکرد تحقیق حاضر سعی دارد فلسفه نگارش کتیبه هایی با مضامین علمی این اثر مذهبی جهانی را در دو دوره مختلف معماری بررسی و به سوال های پیشنهادی ذیل پاسخ دهد:

  1. کدام مفهوم علم در کتیبه های مجموعه مذهبی شیخ صفی الدین اردبیلی موردنظر بوده است؟
  2. هدف از درج کتیبه هایی با مضمون علمی در تزیینات مجموعه مذهبی شیخ صفی الدین اردبیلی چیست؟
  3. چه ارتباطی بین نگاه شیخ صفی الدین اردبیلی به علم و کتیبه های مندرج در مجموعه وجود دارد؟

علم در عرفان و طریقت صفوی:

اسلام بیش از همه نظامات اجتماعی جدید و قدیم همه ادیان و شرایع مردم را به فرا گرفتن علم و دانش تشویق و ترغیب نموده است، اسلام برای پی ریزی یک فرهنگ اساسی، تحصیل علم را بر هر زن و مرد مسلمان واجب کرده است. در این روایت علم مطلق ذکر شده و شامل تمام رشته های علمی است و هیچ استثنائی حتی از لحاظ مرد و زن وجود ندارد».(طباطبائی، همان، ص ۱۴۴)

    اهل عرفان و تصوف نیز با منبع قرار دادن اصل حکمت یعنی قرآن در خصوص علم دوگونه نظر دارد: علم ظاهر و علم باطن. صوفیان، نعمت های آشکار را در آیه: آیا ندیده اید که خدا هرچه را که در آسمان ها و زمین است رام شما کرده است، نعمت های خود را چه آشکار و چه پنهان به تمامی بر شما ارزانی داشته(لقمان/۲۰) به علم ظاهر، و نعمت های پنهان را به علم باطن تاویل می کنند. و نیز اولوالامر را در آیه ی زیر صاحبان علوم باطن می دانند: و چون خبری، چه ایمنی و چه ترس به آنها رسد، آن را در همه جا فاش می کنند، و حال آن که اگر در آن به پیامبر و اولوالامرشان رجوع می کردند، حقیقت امر را از آنان در می یافتند … (النساء/۸۳) ضمناً مقصود آنان از علم باطن، اوصافی چون اخلاق و تقوی، و از علم ظاهر اوامر شرع، عبادات و معاملات است(گولپینارلی، ۱۳۸۰، ص ۱۷)

    در تفکر اسلامی قبل از عین القضات(۵۲۵- ۴۹۲ هجری) علم و معرفت اگر بدون قرینه به کار روند، معمولاً معنایی واحد دارند. اما صوفیان در اصطلاح خاص خود، تفاوت هایی بین آنها بیان کرده اند. خواجه عبدالله انصاری در منازل السائرین علم را در بخش وادی های سیر و سلوک، و معرفت را در بخش نهایات آن قرار داده  است. وادی های سیر و سلوک با سعی و اجتهاد دست یافتنی است، عقل در آنها دخالت دارد، و شیطان می تواند در آنها تصرف کند. اما نهایات امور مقاماتی است که بعد از سیر و سلوک حاصل می شوند. به باور خواجه عبدالله، نتیجه علم، عمل است و نتیجه معرفت، حال است. اگر حکمی از احکام علم به حالی از احوال عرفانی عارض شود، آن حال، یا ناقص است و یا اصلاً حال نیست. حال، روح عمل است؛ چنان که معرفت، روح علم است. صاحب حال به مقتضای معرفتش طالب عین و حقیقت است. اما اهل علم را اثر یک شیء حاصل می شود و نه حقیقت آن(طارمی، ۱۳۷۷، ص ۱۸۰)

    البته عین القضات همانند عده ای از متکلمان، علم را به معرفت معلوم همان گونه که هست تعریف کرده است(عین القضات، ۱۳۸۶، ص ۶۵) وی عارفی است که با ممارست در علوم ظاهری، عجایب بسیاری مشاهده کرده(عین القضات، ۱۳۷۶، ص ۸۷) و از این رو شان عقل را عظیم شمرده است(عین القضات، ۱۳۷۹، ص ۹۸) معرفت کامل، علمی که حاصل از عقل باشد، محدود به عالم طبیعت است و از این رو شناختی کامل به آدمی نمی دهد.

    در تصوف غزالی و عین القضات تاکید بسیاری بر جستجوی علم و تحصیل آن شده است(عین القضات، ۱۳۷۹، ص ۵). علت آن نیز مجاهده قبل از عالم شدن موجب انحراف و خطر افتادن(غزالی، بی تا، ج ۱، ص ۳۸) انسان می شود. بنا به باور غزالی، کسی به حق تعالی نزدیک تر از عارف عالم نیست، همچنان که کسی دورتر از جاهل نیست و بنابراین، وجه تسمیه ی مقربین که در آیات قرآن از آنها نام برده شده است، نزدیکی آنها به انوار معرفت و علم، و دوری آنها از ظلمات جهل است(غزالی، بی تا، ج ۱۷، ص ۳۶)

    به تعبیری دیگر، علم، ظاهر ایمان و ایمان، باطن علم است. قوت و ضعف ایمان به زیادت و نقصان علم است. چنان که لقمان به فرزندش گفت: همان گونه که محصول کشاورز با آب و خاک به سامان می رسد، ایمان نیز با علم و عمل کامل می شود: (مکی، بی تا، ج ۱، ص ۱۹۳) اما تحصیل علوم ظاهری هرگز آدمی را به سعادت نمی رساند. این علوم، مقدمه ای برای رسیدن به سعادت است؛ سعادتی که تنها با معرفت و از راه دل حاصل شدنی است.

    به طور کلی عارفان قبل از شیخ صفی الدین اردبیلی، از جمله سنایی و مولوی علم را چیزی جز زایل کننده ی هوای نفس آدمی نمی داستند. مولوی نیز علم باطنی یا علم راه حق را روشنگر و تامین کننده سعادت می داند و براین باور است که علم را که صاحب دل داند آن را با دلش با علم ظاهر و فرق در این است. از این رو لزوم یادگیری حکمت را تاکید می کردند تا در پرتو حکیم شدن، بتوان همره و همدم حکیم گردید. مولانا هم در مثنوی معنوی، دفتر دوم، بیت ۳۲۰۳ معتقد به دو نوع حکمت بود: حکمت دنیا را تنها وسیله ی اندوختن اندیشه ها و خیالات باطل می دانست و اعتقاد داشت که آدمی برای رسیدن به فوق فلک باید خود را به زیور حکمت دینی بیاراد.

    دانش های ظاهری به تعبیر مولانا جلال الدین علم بنای آخور است که موجب رفاه مادی و تامین کننده طبیعی و این جهانی انسان است. «وی پرداختن به خرده کاری های علم هندسه، نجوم، علم طب و فلسفه گرفتار ساختن به معنای تعلق دایم به این دنیای فناپذیر است، تنها علم راستین علم راه حق است و کسی بر این علم آگاه است که صاحب دل پاک باشد».(شیمل، ۱۳۸۲، ص ۴۱۴)

    شیخ صفی الدین اردبیلی نیز به عنوان موسس طریقت عرفانی صفوی همانند دیگر عرفای نامی درباره ی علم و معرفت شناسی سخنان نیکویی دارد که بر درک عمیق او از علم و حیات معنوی دلالت دارد. به عبارتی، هرچند شیخ صفی الدین اردبیلی در نهایت فروتنی وانمود می کرد که خالی از هر نوع علم است و می گفت: …. اگر از شیخ زاهد چیزی شنیده باشم و دانم، گویم، وگرنه، لوحی زیر بغل گیرم و بیاموزم و بگویم(ابن بزاز اردبیلی، همان، ص ۸۱۴) ولی اظهار نظر ایشان درباره حکمت و معرفت شناسی بر شناخت عمیق وی از آراء عرفا قبل از خود دلالت دارد؛ چنان چه در بخشی از نظرش «با استناد به آیه ی ۲۶۹ سوره بقره حکمت را بر دیگر شاخه های علوم انسانی ترجیح داده(همان، ص ۶۹۶) و معتقد بود؛ تحصیل علم را با تهذیب نفس، و علم ظاهری را با علم باطنی، و روایت را با درایت باید همراه کرد(موحد، ۱۳۸۱، ص ۲۸۶) شیخ متوجه اهمیت و لزوم علم و آگاهی، مخصوصاً در زمینه ی مسایل دینی و حیات معنوی بود و نسیم جان بخش علم را موجی معطر شدن و تازگی و شادابی و شکوفایی وجود آدمی و حیات دینی می دانست: فرمود که علم بر مثل باد است که مجموع اشیاء را به روایح طیبه [تازه وزیده] می دارد که اگر باد نباشد آب دریا تغیر و نتن(گندیدگی) یابد، و چون دریا تغیر و نتن یابد حیوانات دریا هلاک شوند، و چون چنین شود از نتن رایحه ی آن جهان و روی زمین به فساد آید؛ پس همچنان که باد سبب بقا و حیات حیوانات است علم [نیز] سبب بقا و حیات دین است که دین را به روایح معطره مطیب و تازه و زنده گرداند».(ابن بزاز اردبیلی، همان، ص ۸۱۳)

    شیخ صفی الدین اردبیلی معتقد بود علمی که حاصل آن کمال معنوی آدمی نباشد و او را از بند تعلقات نرهاند و کمکی به رفع حجاب های راه نکند و انسان را به مرحله ی خودشناسی و معرفت نفس که کلید خداشناسی است نرساند به چه کار می آید و داروی حقیقی کدام یک از دردهای آدمی و گشاینده ی کدام یک از عقده ها و گرفتاری های باطنی او می تواند باشد؟

    بارها شنیده و خوانده ایم که اهل معرفت، علم را حجاب اکبر می دانند و مانع راه؛ معترضی می گوید شیخ می فرماید: علم حجاب است، چگونه باشد؟ پاسخ شیخ را بشنویم که از هر توضیحی گویاتر است: مولانا، من نمی گویم که علم حجاب است، بلکه می گویم که پندار در علم حجاب است… اگر به آب علم ظاهری طهارت نفس حاصل نیاید – [زیرا] که در مدارس به لقمه ی حرام و غیرها آلوده باشد- به آب علم باطنی ناچار باید تطهیر کردن، پس به کلند لااله الاالله حجاب نفس از میان بباید برداشتن تا هر دو آب علم ظاهری و باطنی به هم رسند و طهارت حاصل آید؛ پس نفس در میان حجاب باشد نه علم(موحد، همان، صص ۲۸۸-۲۸۷)

    «شیخ برای این که مولانا بدیع الدین حسنفی چغاتوی را که پرسیده بود آیا علم حجاب است یا نه؟ جواب قانع کننده ای داده باشد، از وی می پرسد: …. اگر آبی غیر ظهور باشد، چه باید کردن که طهور گردد؟ مولانا می گوید: آبی دیگر اضافت آن باید کردن تا هر دو آب به همدیگر رسند، آن آب طهور گردد.

    بعد شیخ می گوید: من نیز همین می گویم که چون آبی بر ظاهر زمین است و به ملاقاتی چیزی غیرطهور شد و آبی که در اندرون زمین است که طهور لست، لکن حجاب در میان هر دو آب خاکی است که حایل است میان هر دو، اگر آن خاک را از میان بردارند، هر دو به همدیگر رسند و طهور گردند. همچنان اگر به آب علم ظاهری طهارت نفس حاصل نیاید که در مدارس به لقمه ای حرام و غیرها آلوده باشد، به آب علم باطنی –که آن در اندرون- ناچار باشد تطهیر کردن، پس به کلنگ لااله الاالله حجاب نفس از میان بباید برداشتن، تا هر دو آب علم ظاهری و باطنی به هم رسند و طهارت حاصل آید. پس نفس در میان حجاب باشد نه علم

    از این دیدگاه است که اغلب عرفای اسلامی از جمله شیخ صفی الدین اردبیلی بر علم نگاه می کنند و بر تعلیم علم باطنی تاکید می کنند».(طباطبایی مجد، همان، ۱۳۹-۱۳۸)

   شیخ صفی علمی را قبول دارد که زندگی هر دو جهانی آدمی را بسازد، وگرنه علمی که تنها ابزار تفاخر و تفرغن باشد، به مفت نمی ارزد. او با این که به علما نهایت اعزاز و احترام را می گذاشت، در مقابل کسانی را که تظاهر به عالم بودن می کردند و چیزی در چنته نداشتند، به تازیانه تادیب می نواخت و یادآور می شد که پیاده کردن و در عمل نشان دادن ارزش ها، کاری دشوارتر از بیان، تعلیم و نشر آن است. و نیز گوشزد می نمود که سعادت نزول معانی بلند و تبلور آن در عمل، بهره ی بلندهمتانی می شود که پا بر سر هوای نفس گذارند و خاستگاه ارزش ها را بشناسند».(طباطبایی مجد، همان، ص ۱۴۳)

    از نظر شیخ صفی علمی نافع است که انسان را به تعالی و شناخت حق تعالی رهنمون باشد. از این رو، شیخ علم را براساس نص صریح قرآنی دو نوع می دانست؛ نخست علم رطب و یابس را علم مکونات می داند که هر چیز از ازل تا به ابد در جهان و آفرینش بوده بر طریق تفصیل یا بر طریق اجمال در قرآن آمده، ولی علم مطرح شده در آیه ی رب زدنی علماً(فتح/۲) را که حق تعالی رسول مکرمش را به استزادت آن تحریص فرموده، علم الوهیت می داند که آن علم ذات باریتعالی است که لایتناهی و بی نهایت است. و مراد از علم نافع هم همین علم است که بر کسب آن از دیدگاه اسلام واجب است.

    به هر حال اگر یک آموزش از مجموعه ی مبانی تعلیماتی شیخ صفی را بخواهیم انتخاب کنیم، بی شک عامل به عمل بودن یکی از آنها خواهد بود. وی در طول عمر خویش نه تنها شخصاً به این مهم می پرداخت، بلکه انجام آن را به مریدان فرض می دانست و می گفت آن کس که دایم به خواندن علم مشغول گردد و هیچ در عمل نیاورد و بدان کار نکند، از امراض اندرون خلاص نیابد و مجرد خواندن فایده ندهد».(ابن بزاز اردبیلی، همان، صص ۵۷۴ و ۴۳۹)

اهمیت علم و معرفت شناسی و جایگاه آن در کتیبه های مجموعه مذهبی شیخ صفی الدین اردبیلی

به طور کلی از نظر مضامین، كتيبه‏هاى مجموعه مذهبی شیخ صفی الدین اردبیلی به نه گروه عمده ذیل دسته بندی می شود: ۱٫ قرآنى.  ۲٫ حديثى.  ۳٫ ادعيه(نادعلی، مناجاتنامه حضرت علی علیه السلام، ختم قرآن و صلوات كبيره).  ۴٫ حاوی تعاليم اخلاقى و عبادى.  ۵٫ متون فارسى.  ۶٫ لفظ جلاليه الله و اسماء مبارك پيامبر(ص) و ائمه معصومین(ع).  ۷٫ مدح و ثناى بزرگان دين و سياست.  ۸٫ ذكر سلسله انساب شجره شيخ صفى الدین اردبیلی.  ۹٫ ذكر اسامى هنرمندان.  

    مضمون غالب خط نگاره ها قرآنی به اصول دين(توحيد، نبوت، معاد) تأکید داشته و در مرحله دوم متون قرآنی مجموعه از تقدس مساجد، تأكيد بر تلاوت قرآن، ذکر و دعا، دستورات تربيتى از قبیل ترك ربا، انفاق(جهاد)، عفو و بخشش و فروع دين(برپا داشتن نماز، پرداخت زكات، وجوب انجام حج) و معرفت شناسی از طریق توجه به آفرينش انسان و دعوت مسلمان به اتحاد كلمه(وحدت)، ذكر و تسبيح خدا، وعده عذاب كافران و وعده بهشت به پرهيزكاران اختصاص دارد».(یوسفی و گلمغانی زاده اصل، ۱۳۸۹، ص ۱۶۷).

    مضامین كتيبه‏هاى حديثى به راز و نیایش و ادعیه(۶ واحد)، اهمیت و جایگاه والای يادگيرى علم و عالمان(۵ واحد)، اطاعت از ولايت امر و پيروى از اهل بيت(ع)، عبادت خدا، اخلاص در عمل و راستى در گفتار(هرکدام ۳ واحد)، ذكر، ياد مرگ و تسبيح خدا(۲ واحد) شجاعت، عدالت و سخاوت(هر كدام ۱ واحد) اختصاص دارد(همان، ص ۱۶۸).

    در دو گروه از کتیبه های بالا یعنی قرآن و حدیثی مضامین وجود دارد که مفاد آنها به اهمیت و جایگاه علم و معرفت شناسی و جلالت عالمان و دانشمندان اختصاص دارد. این عبارات برای بررسی تاثیر علم و علم آموزی در تزیینات یک مجموعه مذهبی و جایگاه علم در جامعه اسلامی نمونه منحصربفرد محسوب می شود. عبارات دو گروه اخیر از نظر حجم و طول از بيشترين و بلندترین كتيبه‏هاى مجموعه مذهبی اردبیل مرتبط با شأن و طریقت صفویه است.

    یادآور می شوند علم در بسیاری از آیات قرآن کریم از جمله العنکبوت ۲۹/ ۴۹ و آل عمران ۳/۱۸ و کهف ۱۸/ ۶۵ لفظ علم به معنای معرفت است؛ و هدف از معرفت آن است که از نزد خدا بر قلب عارف افاضه می شود و با عبارات متشابه هم قابل فهم نیست(عین القضات، ۱۳۷۹، ص ۶۸) دانش های لدنی علوم پیامبران است که جز از سوی خداوند به دست نمی آید. این تعلیم الهی مختص انبیا نیست، بلکه بنابر آیه ی کریمه ی واتقوالله و یعلمکم الله(بقره/۲۸۲) هر کس در سلوک خویش به حقیقت تقوی رسید، به طور مسلم خداوند آن چه نمی داند به او تعلیم خواهد کرد(عین القضات، ۱۳۷۹، ص ۶۸) پس این گونه دانش ها هرگاه به عبارات متشابه بیان شود، فهم حقایق آنها از آن عبارات میسر نیست، مگر برای صاحبان ذوق و به تعلیم حق(همان، صص ۶۹-۶۸) البته عین القضات به این مطلب نیز اشاره می کند که گاهی لفظ علم بر معنی معرفت اطلاق می شود».(همان، ص ۶۷)

    با این رویکرد، متون علمی و معرفت شناسی قرآنی و حدیثی مجموعه مذهبی شیخ صفی الدین اردبیلی در دو دوره هنری و تاریخی یعنی پیش صفوی(۷۰۰ تا ۹۰۷ هجری) و عصر سلطنت(۹۰۷ تا ۱۱۴۵ هجری) نگارش و اجرا شده است: هرچند در کتیبه های دوره اول تلویحاً واژه علم در متون کتیبه ای دیده نمی شود ولی مفاد آنها در ارتباط با علم باطن، معرفت شناسی و تهذیب نفس است. ضمن آن که در کتیبه های دوره دوم، منتخب از آیات قرآنی و احادیث نبوی، به طور روشن بر اهمیت علم و جایگاه والای عالمان تاکید شده است.

کتیبه های دوره اول فرهنگی(۷۰۰ تا ۹۰۷ هجری):

مهم ترین متون کتیبه یی دوره اول یعنی سبک معماری آذری که در تزیینات داخلی و نمای فضاهای معماری مجموعه مذهبی شیخ صفی الدین اردبیلی درج شده، شامل ۴ واحد به قرار ذیل است؛

  1. مصقل مراﺓالقلوب عن زيغ الشبهاب و الذنوب مكمل الصدور بالايات. چنین متونی در تفسیر عارفان و منابع عرفانی به علم اشاره دارد. از این منظر «علم نوری است مقتبس از مشکوه نبوت درد دل بنده ی مومن که بدان راه یابد به خدای یا به کار خدای یا به حکم خدای در این علم، وصف خاص انسان است».(کاشانی، ۱۳۳۵، ص ۵۶) البته باور خود شیخ صفی الدین اردبیلی نیز از علم، اشراق و نور خدا و معرفت الله(محمدزاده صدیق و بهلولی، همان، ۲۶۱) است؛ «آینه ی آن کس که صافی تر و بصیرت بیشتر باشد به قدر آینه و بصیرت خود مشاهده کند».(ابن بزاز اردبیلی، همان، ص ۵۲۰)

    الهام قلبی آن است که دل، مظهر حق است. محل علم و عمل و معرفت و حکمت و نیز گوینده ی علم و حکمت است.

دل چو آیینه صفت  روشن  و صافی گردد      لوح محفوظ شود مخزن اسرار علوم

    چون دل، مانند آینه روشن و صافی شود، لوح محفوظ و مخزن اسرار علم می گردد. اما الهام ربانی به دل هایی می رسد که پاک و صافی و روشن شده باشند. پس آن الهامی که به دل می رسد، دل را از مجموع تهمت و شبهه مبری و معری می نماید. گاه این الهام، بدون حرف و صوت است، و معنی آن بدون لفظ و صوت به دل می آید. و گاه به واسطه ی حرف و صوت است که به گوش دل می رسد و دل به واسطه ی آن حرف، آن را می شنود».(محمدزاده صدیق و بهلولی، همان، ۲۳۸-۲۳۷)

    «در باور شیخ صفی، طالب علم، نخست طالب حق است و علم ابزار تعالی نفس. و از این دیدگاه است که می گفت: راسخان در علم اهل علم حقیقت اند، یعنی هر که حق تعالی را بشناخت، همه ی علم او را باشد و او همه چیز را بشناسد…..

    در نگرش شیخ صفی، فراگیری دانش فریضه ای است برای انجام فریضه ای مهم تر: زدودن جهل از خود در جهت رسیدن به عشق الاهی. در نتیجه، در مکتب تعلیمی وی، طالب علم، فسیل نمی شود، همیشه شاداب است و سرزنده و کارآمد، و برای رسیدن به این مهم، زهد و تقوی در کنار علم است، در تقابل آن».(ابن بزاز اردبیلی، همان، صص ۷۲۶ و ۴۵۹)

    «شیخ علمی را قبول دارد که زندگی هر دو جهانی آدمی را بسازد، وگرنه علمی که تنها ابزار تفاخر و تفرغن باشد، به مفت نمی ارزد. او با این که به علما نهایت اعزاز و احترام را می گذاشت، در مقابل کسانی را که تظاهر به عالم بودن می کردند و چیزی در چنته نداشتند، به تازیانه تادیب می نواخت و یادآور می شد که پیاده کردن و در عمل نشان دادن ارزش ها، کاری دشوارتر از بیان، تعلیم و نشر آن است. و نیز گوشزد می نمود که سعادت نزول معانی بلند و تبلور آن در عمل، بهره ی بلندهمتانی می شود که پا بر سر هوای نفس گذارند و خاستگاه ارزش ها را بشناسند».(طباطبایی مجد، همان، ص ۱۴۳)

    شاید در این جا هدف کاتبان یادآوری حالات و مجاهدت هایی است که شیخ به آنها آیینه ضمیر خود را از رنگ ماسوی الله زدوده و به اعتصام توفیق الهی لگام نفس سرکش لگام زده و بدین طریق آن را لایق و قابل نقوش کبریای نموده بود، همان گونه که مولانا می فرماید:

هر که صیقل پیش کرد، او پیش دید        بیشتر کشته بر غیبی پدید

  1. کتیبه دیگر سردر رواق تالار دارالحفاظ متن آیات ۱۶۳ و ۱۶۲ سوره الانعام است. این آيات که به حضرت محمّد(ص) اشاره دارد بعد از متن عبارت بند ۱ درج شده است: قل ان صلاتى و نسكى و محياى و مماتى لله رب‏العالمين. لاشريك له و بذلك امرت و انا اول المسلمين. بگو اى پيامبر، همانا نماز و طاعت و كليه اعمال من و حيات و ممات من همه براى خداست؛ كه پروردگار جهان ها است. او را شريكى نيست و به اخلاص كامل مرا فرمان داده‏اند. و من اولين كسى هستم كه تسليم امر خداوند هستم.

    کتیبه این قسمت با آیه ۸۰ سوره الاسراء به پایان می رسد: قال تعالى و قل رب ادخلنى مدخل صدق و اخرجنى مخرج صدق واجعل لى من لدنك سلطاناً نصيراً(الاسراء/۸۰). خداوند بلند مرتبه فرمود؛ اى رسول ما دعا كن كه بارالها مرا(هميشه به هر) جا روم؛ به مكه يا مدينه يا عالم قبر(محشر) تقدم صدق داخل و به قدم صدق خارج گردان و به من از جانب خود بصيرت و حجت روشنى كه دائم در كار باشد عطا فرما.

    یکی از تفاوت های علم و معرفت در وسیله کسب آنهاست. ابزار حصول علم، عقل است، و ابزار کسب معرفت، بصیرت یا ذوق است. حد درک عقل، عالم طبیعت است، ماوراءالطبیعه را تنها با بصیرت می توان ادراک نمود(عین القضات، ۱۳۴۱، صص ۹-۷) بصیرت قوه ای است مانند بینایی یا ذوق شعر(عین القضات، ۱۳۷۹، ص ۲۸) در واقع، بصیرت، چشمی است در باطن آدمی که هرگاه گشوده شود، حقایقی را درک می کند که عقل توانایی اداراک آنها را ندارد؛ چنین چشمی، اختصاص به عارفان دارد».(همان، ص ۲۸)

    «البته معرفت نفس با حس و عقل، حاصل نمی شود، بلکه به بصیرت احتیاج دارد؛ زیرا بصیرت وسیله ی کسب معرفت حقیقی؛ یعنی معرفت به خداوند از طریق معرفت به نفس است. به تعبیر دیگر، سعادت آدمی، تنها با بصیرت که وسیله ی کسب معرفت است، به دست می آید. معرفت حقیقی، معرفت خداوند است، که آن هم از طریق معرفت نفس[مفصود از معرفت نفس، معرفت دل است که حقیقت آدمی است] به دست می آید. هرکس نفس خود را فراموش کند، او را فراموش کرده باشد و هر که نفس خود را یاد آرد، او را به یاد آورده باشد: من عرف نفسه عرف ربه، و من عجز عن معرفه نفسه فاخری ان یعجز عن معرفه ربه».(عین القضات، ۱۳۸۶، صص ۶۰-۵۹)

    «صوفیان به پیروی از قرآن، قلب را محل معرفت می دانند و تاکید می کنند که مقصود از آن، قلب جسمانی نیست. قلب سری از اسرار الهی و لطیفه ای از لطایف اوست که گاهی روح و گاهی نفس مطمئنه نامیده شده است».(غزالی، بی تا، ج ۱، ص ۹۲)

    «بیشتر صوفیان با تعبیراتی معرفت را برتر از علم می دانند. اما ابن عربی و عده ای از محققان، علم را برتر از معرفت دانسته اند. به تعبیر خاص ابن عربی، مقام معرفت، ربانی و مقام علم، الهی است: یاران صوفی ما در مقام معرفت و عارف، و مقام علم و عالم اختلاف دارند. گروهی می گویند مقام معرفت ربانی و مقام علم، الهی است. این، قولی است که من و محققانی مانند سهل تستری، بایزید، ابن العربی و ابن مدین بدان معتقدیم و گروهی می گویند مقام معرفت، الهی و مقام علم، مادون آن است».(ابن عربی، بی تا، ج ۲، ص ۳۱۸)

    اما شیخ صفی الدین اردبیلی درباره ی بصیرت چه نظری دارد؟ «وی در تبیین و تشریح اقسام ثلاثه ی علم: علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین –که سالک پاکباخته برای درک عمیق آن هر سه، دشواری های راه فنا فی الله را به عشق قرب الله به جان می خرد. علم الیقین علمی است که با اکتساب و تعلیم حاصل می گردد. این علم، ایمان بالغیب است که الذین یومنون بالغیب(بقره/۳) درباره ی عالمان این علم است. و عین الیقین علمی است که با عمل صالح حاصل می گردد. وقتی که کسی علم الیقین را به عمل آورد، علمش علم الیقین می گردد. آن شخص می بیند و برای وی یقین حاصل می گردد. و حق الیقین نتیجه این دو است. یعنی وقتی علم الیقین به عمل آید، عین الیقین حاصل می گردد، و از ازدواج این دو، نصرت الهی و بصیرت قلب مکشوف می گردد و حقیقت آن چیزی را که شخص در عین الیقین با چشم می بیند، نشان می دهد، چنان که رسول علیه السلام فرمود: الله من ارنی الاشیاء کماهی. یعنی کماهی، حقیقت اشیاء است. بدان خاطر که سالک گاهی صورت چیزی را می بیند ولی معنی آن با صورت آن موفق نیست. پس مراد حضرت رسول از کماهی، معنی و حقایق آن اشیاء است.

    اما علم الیقین برای اهل شریعت است و عین الیقین برای اهل طریقت؛ و حق الیقین برای اهل حقیقت است. علم الیقین با صورت و چشم صورت کسب می گردد. عین الیقین با صفت و چشم صفت کسب می گردد. و حق الیقین با چشم معنی ادراک می گردد».(ابن بزاز اردبیلی، همان، صص ۵۲۹-۵۲۸ و محمدزاده صدیق و بهلولی، همان، صص ۲۴۰-۲۳۹ و طباطبایی مجد، ۱۳۷۶: صص ۱۴۸-۱۳۸)

  1. متن آیات ۱۹ و ۱۸ سوره آل عمران در گلویی گنبد مزار شیخ صفى‏الدين اردبیلی متجلی است: بسم‏اللّه‏الرحمن‏الرحيم. شهداللّه انه لااله‏الاهو الملائكة و اولوا العلم قائما بالقسط لااله‏الاهو العزيز الحكيم. ان الذين عنداللّه الاسلام. به نام خداوند بخشنده و مهربان. خدا به يكتائى خود گواهى مى‏دهد كه جز ذات اقدس او خدائى نيست و فرشتگان و دانشمندان نيز به يكتائى او گواهى دهند. او نگهبان عدل و درستى است. نيست خدائى جز او كه بر كار عالم توانا و به همه چيز آفرينش داناست. همانا آئين پسنديده نزد خداوند دين اسلام است.

    بدیهی است مضمون آیه ی شریفه ۱۸ آل عمران بر علم لایزال الهی تاکید دارد. منظور از آن علم حقیقی یا علم باطنی باشد، یعنی علم به اسرار سلوک و حقایق روحانی در مقابل علم ظاهر. این نوع علم تنها مخصوص عارفان و مردان خداست؛ چنان که به قول خواجه عبداله انصاری «و هم ارباب ظواهر زهره ندارد که گرد آن حرم محترم گردد».(انصاری، ۱۳۴۴، ج ۶، ص ۲۹۳) بعید نیست این متن در راستای اثبات حقانیت متصوفه به عنوان علمای باطن در برابر علمای ظاهر یعنی مفسران محدثین و فقها است.

    درج آیات موردبحث در بالاترین بخش مزار برجی شکل شیخ صفی الدین اردبیلی بی ارتباط با خداشناسی نیست. به خاطر آن که بسیاری از مفسران متن اخیر را در ارتباط با سیر و سلوک و معرفت شناسی می دانند. «معرفت در لغت فارسی به معنای شناخت است و در این جا منظور از معرفت، بالاترین مرتبه ی خداشناسی است، چرا که خداشناسی مراتب فراوان دارد، و مراتب معرفت مانند شعله ی آتش است که برخی فقط نام آن را شنیده اند که موجودی سوزاننده است؛ هرچه به آن برسد می سوزد و اثر آن در هرچه که در آن افتد ظاهر می شود و هر چه که از آن بردارند کم نمی شود و هرچه که از آن جدا گردد برخلاف طبع آن خواهد بود. این موجود آتش نامیده می شود.

    در شناخت خداوند نیز برخی به همین اندازه اند که نام آنها را مقلدان می گویند مثل کسانی که سخن بزرگان را در باب معرفت پذیرفته اند ولی دلیلی بر آن ندارند.

    برخی که به شناخت بالاتری رسیده اند دودی از آتش به آنها رسیده است و می دانند که این دود از چیزی برخاسته است پس حکم می کنند که دود اثر آن آتش است. در معرفت الهی نیز برخی به همین اندازه اند که اینها را اهل نظر می گویند که به برهان قاطع می دانند که صانعی هست و دارای آثاری می باشند و آثار قدرت او را دلیل وجود او می دانند.

    از این دسته بالاتر کسانی هستند که به واسطه ی مجاورت با آتش اثری از حرارت آن احساس می کنند و از آن نیز بهره می برند، و در شناخت خداوند نیز برخی به این مرتبه رسیده اند که مومنان به غیب نامیده می شوند و خدای را از پشت پرده می شناسند.

    و بالاتر از این گروه کسانی هستند که از آتش منافع فراوانی از قبیل پخت و پز و امثال آن برده اند، و در خداشناسی هم گروهی لذت معرفت را دریافته و به آن سرور مبتهج هستند.

    تا این جا مراتب اهل دانش از خداشناسان را گفتیم ولی بالاتر از اینها کسانی هستند که خود آتش را مشاهده می کنند و به واسطه ی نور آن آتش موجودات دیگر را نیز مشاهده می کنند. در خداشناسی نیز گروهی را اهل بینش و هم چنین عارفان می گویند و اینها هستند که معرفت حقیقی دارند. و کسانی که در مراتب بالاتر از این قرار گرفته اند اهل یقین می باشند که مقام بالاتری از عارفان دارند.

    برخی از اهل یقین از باب معاینه معرفت دارند که اینها را اهل حضور می نامند که دارای انس و انبساط می باشند و اما نهایت مراتب معرفت آن جایی است که دیگر عارف از میان برخیزد مانند کسی که در آتش سوخته و از بین رفته باشد».(طوسی، ۱۳۸۴، صص ۹۵-۹۳)

    بنا بر همین تحلیل می توان نتیجه گرفت که هدف کاتبان از درج آیه ۱۸ سوره عمران و آیه ۶۵ سوره المؤمن(یا غافر) در ساقه گنبد الله الله القاء مقام معرفتی شیخ صفى‏الدين اردبیلی و بندگی خالصانه این مرد عارف بوده است.

  1. در قاب مستطيلى پيشانى طاق قبله قاپوسى آيه ۱۹ سوره محمد(ص) متجلی است؛ من قال لااله ‏الااللّه صدق‏ ولم وللّه دخل ‏اللّه فاعلم انه لااله ‏الااللّه واستغفر لذنبك.

    خداوند كه خدائى جز او نيست فرمود؛ باز هم بدان كه هيچ خدائی جز خداى يكتا نيست و تو بر گناهان خود آموزش طلب. اين آيه بدان مفهوم است كه شخص بايد با توجه به عملى كه نسبت به ذكر تهليل دارد تمسك بجويد و آن را رها نكند و براى گناهان خود طلب مغفرت نمايد.

    اهل عرفان در تفسیر آیه ۱۹موردبحث معتقدند؛ آن دانشی که حضرت مصطفی را بدان فرا خوانند، دانش حروف بود و دانش حروف در لام الف است».(آقا شریف، ۱۳۸۳، ص ۲۰۷)

    شیخ صفى‏الدين اردبیلی نیز در تفسیر آیه ۱۹ سوره محمد(ص) معتقد است؛ «آيت فاعلم انه لااله‏ الااللّه كه در ديگر جاي ها امر است به گفتن لااله‏الااللّه. اما اين جا امر به دانستن است، يعنى چنان كه گفتن لااله ‏الااللّه از واجبات اسلام است، دانستن و معرفت آن هم واجب است. گفتن اين كلمه گواهى بر وحدانيت حق تعالى است.

    و اين جا مثلى فرمود كه اگر كسى در دارالقضاء گواهى دهد به چيزى كه آن را نداند شرعاً مستوجب تقرير گردد. در تقرير آن است كه با غلبه بر نفس و زهد از تقليد به تحقيق رسد».(ابن بزاز اردبیلی، همان، صص ۶۱-۴۶)

کتیبه های دوره دوم فرهنگی(۹۰۷ تا ۱۱۴۵ هجری):

مضامین علمی بیشتر متون دوره دوم یعنی عصر حکومت یا معماری سبک صفوی(اصفهانی) مرتبط با علم اکتسابی و ظاهری و اهمیت علم و جایگاه عالمان و آموزه های شیعی و اهل بیت(س) است. براساس بررسی های انجام شده ۷ واحد از کتیبه های مجموعه خانقاهی و آرامگاهی شیخ صفی الدین اردبیلی با مضامین علمی به شرح ذیل از کلام گوهربار محمد مصطفی(ص) انتخاب شده است:

  1. انا مدينه العلم و على بابها، این کتیبه بر پیشانی رواق دارالحفاظ با کاشی معرق اجرا شده است.

    جای هیچ شک و تردیدی نیست که نگارش حديث علم علی(ع) بر بالاترين بخش رواق تالار دارالحفاظ آگاهانه و در ارتباط با هدف مذهبى صفويان بوده است. چنان چه می دانیم حضرت على(ع) به علم و دانش عنايت مخصوص داشت و به نشر معارف ارزش زیادی قائل بود. ایشان در همین زمینه عقیده داشت: هيچ دردى مانند نادانى نيست. حضرت على(ع) نخستين كسى است كه پس از پيغمبر(ص) در حقايق علمى به طرز تفكر فلسفى يعنى استدلال آزاد سخن گفت و اصطلاحات علمى زيادى وضع كرد و براى حفظ قرآن كريم از غلط، قواعد دستور زبان عربى(علم نحو) را وضع و تنظيم نمود.

    پيام اين حديث بازگوكننده درجه و ارزش والاى پيامبر(ص) است كه داراى دانش كامل است و همين طور به اين نكته اشاره دارد كه حضرت على(ع) داراى موقعيت مهم و ممتازى است كه راه ورود به شهر علم را ميّسر مى‏سازد. بنابراين هركس خواستار دانش بيشترى درباره پيامبر(ص) است مى‏بايست با على(ع) آشنا و مأنوس باشد.

    مسلماً انتخاب حديث مورد نظر نشانگر اين نكته است كه شيخ صفى الدین اردبیلی و انساب و زادگان او در جهت گسترش و توسعه علم، قرآن، و فرهنگ تشيع كه در آن على(ع) از مهم ترين درجه برخوردار است، مى‏كوشيدند. به هر روی، مفهوم على در نزد شيعيان همچون بابى به سوى بهشت است.

  1. در سمت راست تالار دارالحفاظ و در داخل حجره‏ها کتیبه ذبل گچبری شده‏است: قال رسول‏الله صلى‏الله عليه و آله وسلم؛ عمارت الدنيا رابعة شياً؛ اولها علم العلما و ثانى عدل الاولياء و الثالث سخاوه الاغنيا و رابع دعا الفقرا.
  2. کتیبه دیگر اندرونی سمت راست تالار دارالحفاظ به شرح ذیل است: قال رسول‏الله صلى‏الله عليه وآله وسلم؛ يعرفون ولادى بسته شياً اولهم بالعلم بينهم و ثانياً بالحلم و ثالثهم بالسخاوه و رابعهم بالشجاعه و خامسهم بالعباده و سادسهم بالصدق.

    برابر روايت هائى كه از پيامبر(ص) و ائمه(ع) درباره علم و منزلت علما به دست ما رسيده، از دانشمندان به حافظان دين، امينان پيامبر(ص)، جانشيان و وارثان انبياء و …. تعبير شده است. اين تعبيرها در حقیقت بيان كننده وظايف و مسئوليت خطیر اين گروه از جامعه مسلمانان است، نه يك سرى تعارف هاى معمولى و عادى، چون مقام پيامبر و امام برتر از اين تعارف ها است كه فقط يك سرى لقب به افراد داده باشند بدون اين كه به حقيقت آن توجه داشته باشند».(یوسفی و گلمغانی زاده اصل، ۱۳۸۹: ۳۳۶)

  1. در پیشانی رواق سمت چپ دارالحدیث(ایوان جنوبی) دو حدیث از پيامبر(ص) درباره فقاهت در دين و علم نقش بسته است؛ قال النبى صلى‏اللّه عليه وآله: من يراد به اللّه خيراً يفقهه فى‏الدين و قال صلى‏اللّه عليه وآله طلب ‏العلم فريضۀ على كل مسلم(نگاره ۱).

    رسول خدا كه سلام و درود خدا بر او باد مى‏فرمايد: خداوند براى هر كس خيرى اراده كند او را در دين فقيه مي گرداند، و پيامبر(ص) كه درود خداوند بر او و خاندانش باد، مى‏فرمايد: طلب علم بر هر مسلمان واجب است.

نگاره ۱

    دو حدیث پیوسته بالا بی ارتباط با آیه ۲۶۹ سوره بقره و آیه ۱۲۲ سوره التوبه نیست. یوتی الحکمه من یشاء و من یوت الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا و ما یذکر الا اولوا الالباب(بقره / ۲۶۹). خدا فیض حکمت و دانش را به هر که خواهد عطا کند و هر که را به حکمت و دانش رساند درباره ی او مرحمت و عنایت بسیار فرموده و این حقیقت را(که علم بهترین عطاست) جز خردمندان عالم متذکر نشوند.

    فلولا نفر من کل فرقه منهم طائفه لیفقهوا فی الدین(التوبه/ ۱۲۲). یعنی باید از هر طایفه و قوم و قبیله یی، یک دسته را برای تحصیل علوم و معارف دینی به خارج فرستاد، چرا مسلمانان در این امر کوتاهی می کنند و محصل به خارج نمی فرستند. این دستور در موقعی بود که روز به روز بر وسعت دایره ی نفوذ اسلام افزوده می شد و دسته دسته اقوام از عرب و عجم داخل دین اسلام می شدند. مدینه ی طیبه مرکز فقاهت یعنی فهم و استنباط احکام و مسایل مذهبی و مجمع قراء و حفاظ کلام الله مجید بود.

    فقه که در اصل به معنی فهم است در مورد علم به احکام و دستورات دینی، از همین آیه ماخوذ شده است. این آیه به نحو بارزی به اعزام محصل به خارجه اشاره دارد.

    در ادامه متن حدیث موردبحث عبارت؛ طلب العلم فریضه علی کل مسلم درج شده است. منظور از احادیث بالا طلب نور الهی است. اهل معرفت با پاک کردن دل خود، علم را که نور الهی است، دریافت می کنند. عین القضات می گوید: «ای عزیز مصطفی(ع) گفته است که طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه و جایی دیگر گفت: اطلبوا العلم ولو بالصین طلب علم فریضه است و طلب باید کردن اگر خود به چین و ماچین باید رفتن. این علم ص بحری است به مکه که کان علیه عرش الرحمن اذ لالیل ولانهار ولاارض ولاسماء. کدام مکه؟ در مکه اول ما خلق الله نوری. تا دل تو از علایق شسته نشود که الم نشرح لک صدرک دل تو پر از علم و نور و معرفت افمن شرح الله صدره للاسلام فهو علی نور من ربه نباشد. علم صین علم ص و القرآن ذی الذکراست. قرآن ارض به مکه آمد تو نیز مکی شو تا تو نیز عربی باشی من اسلم فهو عربی و قلب المسلم عربی(عین القضات، ۱۳۸۶، صص ۶۵-۶۴)

  1. متن حدیث سمت جنوبی ایوان جنوبی به قرار ذیل است؛ قال النبى صلى‏الله وآله، من طلب علماً فادركه كتب له كفلين[كفلان] من الاجر و من طلب علماً ولم يدركه كتب له كفل[ من] الاخرى[الاجر].

    نبی مكرم اسلام ،كه درود خدا بر او و خاندانش باد، فرمودند: هر كس در جستجوى علمى باشد و آن را به دست آورد خداوند به او دو نوع اجر عطا مى‏كند و هر كس دنبال علم برود و علم را در نيابد خداوند به او يك فيض از اجر دهد.

  1. در حاشيه سمت راست سردر طاقنمای رواق دارالحديث عبارتی از سخنان نبی اکرم(ص) با مضمون ذیل دیده می شود: قال‏ عليه افضل الصلوات واكمل التحيات؛ بالعلم احياءالقلوب العارفين و فيه شفاء صدورالعابدين(نگاره ۳).

    پيامبراكرم(ص) كه بر او بهترين و كامل‏ترين درودها و سلام‏ها باد؛ فرمود: قلب هاى عارفان با علم زنده مى‏شود، شفاى سينه عابدان در علم است.

    همان طوری که بیان شد مضمون حديث های نگارشى ايوان جنوبی درباره ارزش علم و دانش و اهميت آن است؛ پاداش واقعى نصيب افراد عالم و آن دسته از افرادی است كه در طلب علم مى‏كوشند كه همانا سعادت دنيوى و اخروى را در پى دارد.

  1. . قال‏اللّه سبحانه و تعالى؛ و هم روضه يحبرون(الروم/ بخشى ‏از آيه ۱۵). ايشان در مقام رضوان شادمانند.

    متن عبارت بالا در آیات مختلف قرآن از جمله آیه ۱۵ سوره آل عمران(۲) نیز تکرار شده است: فا الذین آمنوا و عملوا الصالحات فهم فی روضه یحبرون. پس آنان که ایمان آوردند و عمل شایسته انجام دادند ایشانند در چمنزار(باغی) شادمانند.

    در این آیه واژه حبر به معنای اثر مطلوب است. و عالم را از آن جهت حبر گویند که اثر علم و عملش می ماند. امیرالمومنین(ع) می فرمایند دانشمندان باقی هستند تا روزگار باقی است، اعیان شان از بین می رود و یاد و خاطره ایشان در دل ها موجود است.

    احساس خوشنودی خداوند متعال برای انسان لذت بخش است هنگامی که احساس کند محبوب، عزیز و دلبند والا مقامش از او راضی است و این احساس آن چنان به انسان نشاطی می بخشد که با هیچ چیز برابر نیست قران این احساس را با عنوان رضوان ذکر می کند و رضوان من الله(آل عمران/۱۵) برای هر چیزی خوشنودی خداوندی است.

نتیجه گیری:

به طور کلی، در هنر دوره اسلامی مخصوصاً هنر عصر صفوی معماری و صنایع مستظرفه نفش موثری در الفاء و انتقال اندیشه داشتند. هنر در این دوره از طریق مفاهیم و نشانه ها؛ چه در ظاهر و چه در مضمون بیانگر و القاءکننده هنر به مفهوم هنر دینی است. و مبنای آن در درجه ی اول قرآن مجید و بعد از آن حدیث نبوی است.

    این تناسب در شکل گیری کتیبه های مجموعه خانقاهی و آرامگاهی شیخ صفی الدین اردبیلی در دو دوره هنری این اثر مذهبی نیز رعایت شده است؛ به عبارتی، فضاهای معماری این اثر جهانی در چهار سده ی شکل گیری معماری مجموعه، از زمان ایجاد خانقاه در ۷۰۰ هجری تا تشکیل حکومت صفوی در ۹۰۷ هجری و تداوم حکومت صفوی تا ۱۱۴۵ هجری طراحی و توسعه یافته است. هدف از ساخت و سازهای مرحله اول(۹۰۷-۷۰۰ هجری)، ایجاد محیط عرفانی برای تبلیغ و آموزش والاترین ارزش های انسانی جهت ارتقاء و تعالی روح انسانی بوده است در این دو سده، ایجاد یک محیط ایده آل عرفانی و انسانی سبب تبدیل شدن بقعه اردبیل به کعبه وصال و مقام ابراهیم و بهشت عدن و دارالارشاد و دارالامان گردید. به گونه یی که این مجموعه و شهر اردبیل در کتیبه های سردر تالار دارالحفاظ و سردر شاه عباسی با مكه و کعبه همتراز شده است. بنابراین در این شهر همانند مکه، ام القرای مسلمانان نه تنها جنگ و جدال در آن ممنوع بوده، بلکه حيوانات و گياهان نیز از هرگونه تعرضى در امانند»(یوسفی، ۱۳۸۸، ص ۱۳۰).

    در مرحله ی دوم معماری(۱۱۴۵ تا ۹۰۷ هجری)؛ با اجرای برنامه های توسعه و تکمیل فضاهای مجموعه زیارتگاهی شیخ صفی الدین اردبیلی، این مکان همچنان دارالامان ایران و محل بست بود.

    بررسی کتیبه های دوره اول نشان می دهد که گزینش متون علمی این دوره چون: آل عمران/۱۹-۱۸ و الانعام/۱۶۳-۱۶۲ و محمد/۱۹ و الاسراء/۸۰ ارتباط تنگاتنگی با تفسیرهای شیخ صفی الدین اردبیلی درباره علم به معنی معرفت شناسی و تهذیب نفس و علم باطن در متونی چون قرا مجموعه و صفوه الصفا دارد. و بیانگر برخی ویژگی های مکتب عرفانی صفوی در خصوص علم و معرفت شناسی است. به عبارتی، اهمیت معرفت شناسی در دوره اول سبب شده که دو دسته از کتیبه های مجموعه؛ قرآنی و حدیثی از عبارات نه گانه مندرج به اهمیت علم و جایگاه معرفت شناسی در اسلام اختصاص یابد.

    به بیان دیگر، در سده هشت هجری هدف از درج کتیبه هایی با مفاد علمی تقدم اصل علم در اشراق و معرفت شناس،ی شناخت خالق هستی و عرفان و انسان شناسی بر علم ظاهری بوده است. اما در دوره دوم یعنی عصر دولت صفوی مضامین علمی موجود در کتیبه های مجموعه خانقاهی و آرامگاهی شیخ صفی الدین اردبیلی شامل احادیث مختلفی از نبی اکرم(ص) بر علم ظاهر و اهمیت عالمان و نقش اهل بیت(س) توجه دارد.

    به استناد کتیبه های مجموعه خانقاهی و آرامگاهی شیخ صفی الدین اردبیلی می توان نتیجه گرفت که در طریقت خاص صفوی علم و معرفت شناسی نقش موثر در شکل گیری دو دوره معماری این مجموعه مذهبی و هنر کتیبه نگاری آن داشته است. با وجود آن که شیخ صفی الدین اردبیلی، انسانى وارسته و اهل زهد و عبادت و چله نشين بود، پيش از سفارش زهد و تقوى و عبادت خداوند از جملاتى براى تزيين فضاهای مجموعه مذهبی منتسب به او استفاده شده، كه مضامين آنها بازگوكننده كسب علم و دانش و تلاش در، فهم آن است. به هر حال، شيخ صفى الدین اردبیلی نه تنها به عبادت خداوند ،كه ركن اصلى زندگى آنها است، تأکيد می کند بلكه به ارزش دانش توجه داشته و از اهميت آن غافل نبوده است.

فهرست منابع:

  1. آقاشریف، احمد. (۱۳۸۳). اسرار و رموز اعداد و حروف، تهران: نشر شهید سعید محبی، چاپ اول.
  2. ابن بزار اردبيلى، توکلی بن اسمعیل. (۱۳۷۳). صفوه الصفا، تصحيح غلامرضا طباطبايى مجد، تبريز: مصحح،
  3. ابن عربی. محیی الدین (بی تا). الفتوحات المکیه، ج ۲، بیروت، دارصادر.
  4. انصارى، خواجه عبدالله. (۱۳۷۶). تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد، تهران: نشراقبال، چاپ اول.
  5. انصاری، قاسم. (۱۳۷۹). مبانی عرفان و تصوف، تهران: طهوری، چاپ سوم.
  6. ——-. (۱۳۴۴). کشف الاسرار و عده الابرار، ج ۶، به اهتمام علی اصغر حکمت، تهران: امیرکبیر.
  7. حکمت، علیرضا. (۱۳۵۰). آموزش و پرورش در ایران باستان، تهران: موسسه تحقیقات و برنامه ریزی علمی.
  8. شایسته فر، مهناز و گلمغانی زاده اصل، ملکه. (۱۳۸۱). «تزیینات كتيبه هاي نماي بيروني بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي»، مجله علمی- پژوهشي علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شيراز، دوره نوزدهم، ش اول، شیراز، مرکز نشر دانشگاه شیراز، (۱۰۳-۸۳).
  9. شيمل، آن مارى. (۱۳۸۱). ابعاد عرفانی اسلام، ترجمه و توضیحات دکتر عبدالرحیم گواهی، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ چهارم.
  10. شيمل، آن مارى. (۱۳۸۲). شکوه شمس: سیرى در آثار و افكار مولانا، ترجمه حسن لاهوتى، تهران، علمی و فرهنگی.
  11. طارمی، صفی الدین محمد. (۱۳۷۷). انیس العارفین(تحریر فارسی شرح عبدالرزاق کاشانی بر منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری)، تصحیح و تعلیق علی اوجبی، تهران: روزبه
  12. طباطبائی، علامه سید محمدحسین. (۱۳۵۴). خلاصه ی تعالیم اسلام، به کوشش داود الهامی، قم: مرکز انتشارات دارلتبلیغ اسلامی.
  13. طباطبايى مجّد، غلامرضا. (۱۳۷۶). درد طلب، تبريز: نشر ابو.
  14. طوسی، خواجه نصیرالدین. (۱۳۸۴). اوصاف الاشراف: آسان ترین راه برای سیر و سلوک و تهذیب نفس، بازنویس: سید محمدرضا غیاثی کرمانی، قم: موسسه فرهنگی انتشاراتی حضور، چاپ پنجم.
  15. عبدی بیگ شیرازی، زین العابدین. تکملۀالاخبار، با مقدمه و تصحیح و تعلیقات دکتر عبدالحسین نوایی، تهران: نشر نی، چاپ اول، ۱۳۶۹٫
  16. عین القضات. زبده الحقایق، به تصحیح عفیف عسران، ترجمه مهدی تدین، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.
  17. ……………… (۱۳۸۶)، تمهیدات، به کوشش عفیف عسیران، تهران، منوچهری، چاپ ۷٫
  18. ………………. (۱۳۴۱). تمهیدات(در مصنفات عین القضات همدانی)، به کوشش عفیف عسیران، ج ۱، تهران، دانشگاه تهران.
  19. غزالی، ابوحامد محمد. (بی تا). احیا علوم دین، ج ۱، بیروت، دارالکتاب العربی.
  20. کاشانی، عزالدین محمودبن علی. (۱۳۲۵). مصباح الهدایه و مفتباح الکفایه، تصحیح و مقدمه جلال الدین همایی، تهران: انتشارات کتابخانه سنایی.
  21. گلمغانی زاده اصل، ملکه و یوسفی، حسن. (۱۳۹۰). «بازنگری تاریخ تالار چینی خانه مجموعه ی تاریخی و فرهنگی شیخ صفی الدین در اردبیل؛ شاهکار مهندسی بهاءالدین محمد شیخ بهایی»، باستانشناسی ایران در دوره ی اسلامی(۴۳ مقاله در بزرگداشت استاد دکتر محمد یوسف کیانی)، به کوشش دکتر محمد ابراهیم زارعی، همدان، انتشارات دانشگاه بوعلی سینا، (۶۰۷-۵۶۵).
  22. گولپینارلی، عبدالباقی. (۱۳۸۰). تصوف در یکصد پرسش و پاسخ، مترجم دکتر توفیق ﻫ. سبحانی، تهران، احیاء کتاب.
  23. محمد زاده صدیق، حسین. (۱۳۸۷). قارا مجموعه شیخ صفی الدین اردبیلی، تبریز، نشر اختر.
  24. محمد زاده صدیق، حسین. (۱۳۸۵). قارامجموعه ۱ و ۲، ترجمه داود بهلولی، قم، نشر ادیان.
  25. مکی، ابوطالب محمدبن ابوالحسن. (بی تا)، قوت القلوب فی معامله المحجوب، مصر: المطبعه الیمنمه
  26. موحد، صمد. (۱۳۸۱). صفی الدین چهره ی اصیل تصوف آذربایجان، تهران، طرح نو.
  27. ويور، ام. اى. (۱۳۵۶). بررسى مقدماتى مسايل حفاظتى پنج بناى تاريخى ايران، ترجمه کرامت الله افسر، تهران: سازمان حفاظت آثار باستانى.
  28. همایی، جلال الدین. (۱۳۶۳). تاریخ علوم اسلامی، تهران، موسسه نشر هما.
  29. یوسفی، حسن و محمود طاووسی. (۱۳۸۳). «بررسی آرامگاه شاه اسماعیل اول در اردبیل از منظر باستان شناسی»، مجله تخصصی باستانشناسی دانشگاه آزاد ابهر، پیش شماره نخست، (۲۹- ۲۰).
  30. یوسفی، حسن و گلمغانی زاده اصل، ملکه. (۱۳۸۹). هنرهای شیعی در مجموعه تاریخی و فرهنگی شیخ صفی الدین اردبیلی، اردبیل، موسسه فرهنگی انتشاراتی یاوریان.
  31. یوسفی، حسن و گلمغانی زاده اصل، ملکه. (۱۳۹۰). روضه وحید آفاق((گذری در تاریخ و هنر بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی)، اردبيل، موسسه فرهنگی انتشاراتی ياوريان.
  32. یوسفی، حسن و گلمغانی زاده اصل، ملکه. (۱۳۷۸). «گاهنگاری آرامگاه محیی الدین محمد معروف به حرمخانه بر اساس بازخوانی قدیمی ترین کتیبه چوبی بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی»، به كوشش ابوالقاسم اسماعيل پور، اولین همایش ملی زبان شناسی، مجموعه مقالات نخستين همايش ملي زبان شناسي، كتيبه ها و متون، تهران، پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري، پژوهشکده زبان شناسي، كتيبه ها و متون، (۳۲۰- ۲۸۹).
  33. یوسفی، حسن. (۱۳۸۸-۱۳۸۷). گذري به مجموعه تاريخي و فرهنگي شيخ صفي الدين اردبيلي، فصلنامه ميراث ملي: ميراث فرهنگي، ش ۳ و ۲(۱۳۳-۱۲۶).
  34. یوسفی، حسن و گلمغانی زاده اصل، ملکه. (۱۳۸۴). «بازنگری تاریخ کتیبه های عصر صفوی در بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی»، گزارش های باستانشناسی، ش ۳، تهران: پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، ۲۰۴-۱۹۳).

Filed in: مقالات
×

Post a Comment