اهمیت شیخ صفی الدین اردبیلی در تاریخ تشیع

| October 31, 2016 | 0 Comments

 دکتر سید سلمان صفوی

مقدمه:

حضرت  شیخ صفی­ الدین اردبیلی عارف بزرگ و تمدن­ساز جهان اسلام در سال ۶۵۰ ه.ق. / ۶۳۱ ه.ش پای به عرصه وجود نهاد. نسب شیخ صفی الدین  با نوزده واسطه به حضرت امام موسى­كاظم (علیه­السلام)؛ امام هفتم شيعيان اثنی عشری می­رسد. در مکاتبات رشیدی از شیخ قدّس الله سرّه با القابی از قبیل “کاشف اسرار قرآن”، “خلاصه نوع انسان”، “قطب فلک ولایت”، “مهر سپهر هدایت”، “شجره ثمره مروت”، “ثمره شجره فتوت” و در  کتاب “ريحانة‌الادب” با القابی نظیر “برهان­الاصفياء”، “قطب‌الاقطاب” و “شيخ‌العارفين” به شیخ اشاره شده است. کرامات بسیاری به شيخ صفى­الدین منسوب است كه بين خاص و عام مشهور است و در كتب‌ متعدد مندرج است. از جمله اين كتب‌ می­توان به “صفوة‌الصفا” اثر ابن‌بزاز اردبیلی تالیف قرن هشتم هجری(۷۵۹ هجری قمری). شیخ صفی­الدین اردبیلی، و امام خمینی دو عارف بزرگ تاریخ­ساز بودند که نقش مهمی در ساختن فرهنگ و تمدن شیعی امروز ایفا کردند.

پروفسور نصر نوشته است: طریقت صفویه از لحاظ تاریخ قرون اخیر ایران از اهمیت خاصی برخوردار است. از آنجا که این طریقت نـه تنها تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران را به ‌کلی متحوّل کرد و برای نخستین بار پس از انقراض ساسانیان، به ایران وحدت سیاسی بخشید، بلکه از آغاز یک طریقت شیعی بود و سهم اساسی در مبدل ساختن ایران به یک مملکت شیعه دوازده­ امامی داشت. در تمام تاریخ اسلام هیچ مورد دیگری دیده نمی‌شود که در آن یک طریقت عرفانی چنین نفوذ سیاسی و مستمرّی در سرزمینی چنان پهناور مانند ایران داشته باشد. طریقت صفویه مستقیماً توسط خاندان صفوی، سلسله صفویه را به­وجود­آورد، ایران را متحد ساخت و مذهب جعفری را مذهب رسمی یکی از بزرگ­ترین بلاد اسلامی گردانید.(صفوی، سلمان، عرفان ثقلین، لندن، ۲۰۱۳، ص ۲۶)

جامعیت شخصیت شیخ صفی الدین:

 در “صفوةالصفا” شيخ صفى­الدين عارفى متشرع و معتدل، رهبری بزرگ­منش، مهربان، اجتماعى وَ صاحب نفوذ بین اقشار و طبقات مختلف جامعه اعم از فقیر و غنی، سلطان  و رعیت، شهرى و روستايى و عالِم و عوام معرفى شده است. شيخ صفی­الدین مریدان خود را به پيروى از شريعت، طریقت، اخلاص، رعايت اخلاق خوش، نيكوكارى، مردم­دارى و تعاون اجتماعی فرا مى­خواند. شهرت و محبوبيت عظيم و بى­نظير شيخ که در دوره جانشينان او نیز ادامه و توسعه يافت؛  منجر به برپايى دولت مقتدر صفوى و استقلال ایران بر اساس سـه اصل تشيـع، تصوف و مليّت گرديد.

از شيخ صفى­الدین كتاب مستقلى بر جاى نمانده، اما مطالعه باب چهارم کتاب “صفوةالصفا” كه به تفاسير عرفانى شیخ قدّس الله سرّه از آيات قرآنى، احاديث نبوى، کلمات و الفاظ مشایخ صوفیه و ابیات عارفانه اختصاص دارد، نشان مى‌دهد كه او علاوه بر زعامت، مرشديت و سیاست­مداری؛ مردى صاحب كرامات عاليه، مفسّر قرآن حکیم، مفسر روایات نبوی و علوی، فقیهی عالم  و شاعر بوده است. شیخ در تفسير قرآن حکیم  به اشعار حضرت مولانا، سنايى، عطار و عراقى استشهاد کرده است. 

اهمیت علمی شیخ صفی الدین:

 بطور مختصر اهمیت علمی او در سه حوزه تفسیر ادبیات عرفانی، تفسیر قرآن و تفسیر احادیث بیان میشود.

از ویژگی­ها با اهمیت شیخ صفی الدین ؛ ارائه تفاسيری بر اشعار عرفانى بزرگانی نظیر عطارنیشابوری، سنایی­، رومی،کرمانی، روزبهان­بقلی و عراقى است؛ که حامل استمرار علمی و معنوی سنت عرفان و تصوف است.

شیخ قدّس الله سرّه در تفسیر غزل ۱۷۲۶ کلیات شمس تبریزی؛ مولانا جلال­الدین­محمد مولوی:

بيار باده كه ديری است در خمار توام     اگرچه دلق كشانم نه يار غار توام

می­فرماید: چون آن روز مِـى “أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ”(اعراف:۱۷۲)  خورده‌ايم، اگرچه به دلق این قالب وجود درآمده‌ايم، لیکن هنوز خمار آن شرابیم. مراد از دلق؛ قالب جسمانى است که اكنون تمناى مِى جان مى‌كند و همان شراب را مى‌خواهد. آن شُرب از خاشاک خاكى بدن، صافـى است.

در تفسیر یک بيت از شیخ فریدالدین عطار نیشابوری:

از بشــرى رستــه بود باز براى بشــر     تا به كمــــال آورد خانــه نقصـان گــرفت

می­فرماید: سالک زمانی از عالم بشرى رهایی می­يابد؛ كه جذبات الهى او را مجذوب گرداند. يعنى چندان كه در عالم بشريت و عقل است و از جذبات الهی محجوب است؛ در نقصان است و به عالم بشريت و عقل مقید است. چون مجذوب شود و در جذبات الهى از عالم بشرى رهایی يابد، پرواى صَلاح عالم بشرى از او سلب می­گردد و با کسب معرفت، از اسرار نیز آگاه می­شود و به معرفت­الله نائل می­گردد. لیک اگر در آن عالم بماند و او را به عالم بشرى باز نفرستند، ارشاد و تربيت از او به ظهور نمی­رسد. لذا براى ارشاد و تكميل و تربيت بشر او را به عالم بشرى که خانه نقصان است بازپس می­فرستند تا به تربيت و ارشاد و تكميل مریدان و سالکان بپردازد.

در تفسیر بيتی از دیوان اوحدی مراغه­ای (قصاید):

مــردم نشسته فارغ و مــن در بلاى  دل     دل دردمند شد، ز كه جويم دواى دل

می­فرماید: اهل ظاهر؛ در غفلت‌ هستند و آن سِتر است. اهل تجلى؛ اهل دل‌ وَ در عالم مكاشفه، مشاهده و معاينه‌ هستند. اهل عالم سِتر، فارغ‌ وَ از معامله اهل تجلى غافل­ا­ند. اسرار الهی بر اهل دل مكاشفه، مشاهده و معاينه ظاهر می­گردد، چنان كه اگر ذره‌اى از آن بر كوه ظاهر شود، محو و متلاشى می­گردد: “لرَأيتَهُ خاشعا مُتَصَدِّعاً مِن خَشيَةِ اللهِ.”(حشر:۲۱) “دل دردمند شد، ز كه جويم دواى دل”: اشاره به اين معناست كه اصحاب ظاهر از این حال غافل‌­اند و خلايق از درمان آنچه از حق به دل مى‌رسد عاجزند، مگر آن كه دواى دل نیز از حضرت حق باشد.

اهمیت دیگر شیخ صفی الدین مکتب تفسیری او در تاویل قرآن است. او نكات عمیقی در تفسير برخى از آيات بسیار برجسته قرآنى بیان کرده است.  شیخ در تفسیر آیات قرآنی از روش تفسیر قرآن به قرآن، اجتهاد تأویلی و مستندات روایی استفاده کرده و از وحی، عقل، نقل، دل، و هنر برای تفسیر آیات کریمه قرآن­حکیم بهره برده است. برای مثال از شیخ سؤال کردند: آيه: “أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اَللهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ”(یونس:۶۲)   و حدیث  “المُخلِصون على خَطَر عَظيم” در عدم خوف و حزن وُ اثبات خطر عظيم، با یکدیگر تناقض دارند.

شيخ قدّس الله سرّه فرمود: “المُخلِصون عَلى خَطر عَظيم”در مورد افرادی است كه علايق نفسانى خود را قطع كرده­اند و از آنها نجات يافته­اند، اما هم­چنان از مکر نفس در خطرند، يا عمرشان وفا نمی­كند به انتهاى كار و مقصد برسند. برای مثال كسى که قصد حج می­كند و علايقی از قبیل مال، خانواده و فرزند مانع او می­شود؛ اگر با آنها مشغول شود و سخنشان را بپذیرد، از مقصد بازمی­ماند، اما اگر این موانع را پشت‌ سر بگذارد و روى به مقصد آورد و قدم در راه نهد، از قيد اين علايق نجات می­یابد. ليكن تا رسیدن به كعبه از جانب راهزنان، کمبود آذوقه، بیماری و يا مرگ در خطر است، اما با وصال به كعبه، از اين بیم و خطرات ايمن می­شود. اين حال، مخصوص افراد مبتدى و احوال ظاهری است. در احوال معنوى؛ چون صوفى از قيد نفس و صفات و علايق نفسانی رهایی یابد و با قطع علايق نفسانى و شيطانى، قدم در صراط­مستقيم نهد: “وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ”(انعام:۱۵۳) ، از جانب ساير راههای شيطانی در معرض خطر قرار می­گیرد كه: “وَ لا تَتَّبِعُوا اَلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ“(انعام:۱۵۳).

سالک تا زمانی كه در راه است در بیم و خطر است. اما با رسیدن چون به مقصد وصال و قدم نهادن در حرم وصال: “وَ أَنَّ إِلى رَبِّکَ اَلْمُنْتَهى”(نجم:۴۲) و گام نهادن در حرم كعبه دل، ايمن می­شود: “وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً”(آل­عمران:۹۷) و از بیم و خطر را­ههای شياطين نجات می­یابد: “أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اَللهِ لاخَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ”(یونس:۶۲) البته بیم و خطری که از دل سالک بیرون می­رود، خاصِّ دنيا و مافیها و آخرت است؛ اما خوف و خشیت حق­تعالی بر او غالب می­گردد. هر اندازه ترس از عظمت حق تعالى بیشتر بر دلش غالب شود و معرفتش افزون­تر گردد؛ ترس او نیز افزایش می­یابد که: “انّى لا علمهم بِالله وَ اَشُدَّهُم لَهُ خَشيَه” زیرا اگر ترسی از عظمت حق­تعالى نداشته باشد، زیان­کار می­شود: “فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اَللهِ إِلاَّ اَلْقَوْمُ اَلْخاسِرُونَ.”(اعراف:۹۹)

اهمیت دیگرشیخ صفی الدین تفسیر عرفانی احادیث است. در تفسیر احادیث؛ مطالب نغز و دقیقی در باب مراتب سیر و سلوک فرموده است. گاه از یک حدیث شش کلمه­ای، چندین قاعده سلوکی استنتاج کرده است. برای مثال سؤال کردند: “اميرالمؤمنين على(ع) می­فرمایند: “مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبّهُ” آیا می­توانیم از اين سخن استنباط کنیم که چون نفس خود را بشناسیم به تحقيق خداى تعالى را شناخته­ایم؟” شيخ قدّس الله سرّه فرمود: معناى “مَن عَرَفَ نَفسَهُ” این است كه سالک به نفس خود عارف شود و پس از بینایی نسبت به عیوب نفس خود، به اصلاح آن مشغول شود. طهارت از عيوب، تزكيه است. هر كه از نفس خود تزكيه شود، با دوری از نفس، رستگار شده، از عذاب حق­تعالى ایمن می­گردد و متوجه حق­تعالى می­شود. پس از کسب معرفت نفس، خود را می­شناسد و با بیرون رفتن از خودیِ خود، چشمش به حضرت حق بينا ­می­شود. معرفت حق­تعالى پس از معرفت نفس حاصل می­گردد. صُنع دليل وجود صانع است، پس قصد؛ تقرّب است، نـه تحقيق.” شیخ از این حدیث علوی، مجتهدانه  چند قاعده عرفانی از قبیل: یقظه، طلب و اردات، تزکیه، تخلیه، تحلیه، تجلیه،  معرفت، یقین(علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین) و قرب را استنتاج کرده است.  

از طریق مقایسه تفسیر شیخ قدّس الله سرّه با تفسیر شارح “غرر الحکم و درر الکلم” بر این حدیث، عظمت و برتری علمی و معرفتی شیخ آشکار می­شود. شارح “غرر الحكم و درر الكلم” تألیف جمال­الدین محقق­خوانساری در تفسیر حدیث شریف مذکور ‌گويد: “مراد اين است كه هركس نفس خود را بشناسد؛ پروردگار خود را می­شناسد. به اعتبار اين كه از شناخت خود می­توان به وجود پروردگار و علم و قدرت او پی برد. – چنان­كه در كتب كلاميّه استدلال كرده‌اند –  و يا وجود پروردگار در مرتبه‌اي از ظهور است كه وقتی كسى خود را بشناسد؛ وجود خود را نيز می­شناسد. و الله تعالى يعلم.”

اهمیت سلوک عملی طریقت صفویه:

شیخ صفی الدین ذکر، خلوت و مراقبه قلبی را بطور سازمان یافته در دستگاه عرفان عملی خود برجسته کرده است. او شریعت را مبنای عرفان قرار داده است. قرآن نقش محوری برجسته در تعالیم نطری و عملی عرفان و طریقت شیخ صفی الدین دارد. شخ صفی الدین نفس شناسی عرفانی  و روان شناسی عرفانی را با طرح آرای خود  توسعه بخشید. برخی از عرفا مانند مکتب بغداد معتقد بودند که بر اساس ریاضت شدید می توان به نکات ظریف عرفانی دست یافت. اما شیخ صفی الدین بر مراقبت قلبی به طور مستمر تاکید داشت. و معتقد است که از طریق مراقبه قلبی بهتر به حقیقت واصل می شویم. شیخ دو نوع مراقبه رفتاری و قلبی را تاکید کرده است.

او ازجهت نظری و عملی توانست یک راه متعادل تعامل سازنده بین طریقت با دستگاه علما و نهادهای سیاسی را بنیان گذاری کند. این تعامل سازنده منجر به تشکیل حکومت صفویه و تثبیت تشیع در ایران و استقلال و یکپارچگی ایران شد. او از پرچمداران نظریه تقریب مذاهب اسلامی است و در تقویت و نقویم و تعمیق آن خود و سپس جانشیانش گامهای مهمی برداشتند. متاسفانه عثمانی ها که رقیب صفویه شدند در تخریب ابن بعد سازنده شیخ صفی و جنبش صفویه موفق شدند. و دروغ سنی کشی صفویان را وارد تاریخ ما و خودشان کردند. در حالیکه شخ و اخلافش همواره تقریب مذاهب را پی گیری کرده اند و در حکومت صفویان نیز صاحب منصبان متعددی در قشون و نهادهای سیاسی حکومتی حضور مهم داشتند.

 

اعتدال در تصوف از دیگر نکات با اهمیت طریقت شیخ صفی الدین است. شیخ می­فرماید: “ما را كشف و كرامات و قدم و همت است. كشف آن است كه سالک به عيوب و هنر خود بينا گردد. كرامات آن است كه از درون خود، قطع علایق نماید و دل خود را مجرد گرداند. قدم آن است که سفرى بيرون از خود کند تا به مقصد برسد. همت آن است كه سر به دو كون و مادونِ حق فرود نياورد.”

شیخ درباره ذكر خفى و ذكر جلى كه مورد بحث طرق مختلف صوفيه است نیز كلام جامعى دارد: “در مراحل اولیه سلوك، كه بيمارى نفسانى شديد و وابستگى جسمانى قوى است؛ ذكر جلى خوب است. وقتى سالك به دل نزديك­تر شود؛ با ذكر خفى تربيت مى­شود.” غياث الدين­محمد وزير، از نظر شيخ درباره ذكر لا اله الا الله به روش (چهار ضربى) سؤال کرد. شيخ قدّس الله سرّه فرمود: “ذکر طیبه لا اله الا الله کلمه اخلاص است و با اخلاص بايد گفته شود.”

از نظر شیخ؛ تصوفِ حقیقی به ظهور  حالات و رفتار نیکو شناخته می­شود؛ نـه به رفتار ظاهرالصلاح حتی با خانقاه نشینی. شیخ با کلام آسمانی، عشق را ورای محاسبات علوم حصولی بر می­شمرد:

طریقت عرفانی شیخ صفی‌الدین اردبیلی (طریقت صفویه) جمع شریعت، طریقت و حقیقت جهت وصول به حضرت حق جلّ­جلاله است. شیخ  بر آیه وَ الَّذِینَ جاهَدوا فِینا لَـنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا[۱]: «و آنان که در راه ما به جان و مال جهد کردند.» فرمود: «مراد از سبُل، شریعت و طریقت و حقیقت است که چون جهد در رضای ما نموده باشد، هر سه راه را به او بنماییم. راه شریعت را به‌صورت می‌توان قطع کرد و آن راه حجّ، غزا، طلب ظاهری و باطنی و سفر مباح در طلب کسب حلال است.

راه طریقت را به صفت می‌توان قطع کرد؛ وقتی نفس را به شریعت بند کنند بند صفت گشاده می‌شود و به صفت، طریق طریقت قطع می‌کند. راه حقیقت را به دل می‌توان قطع کرد وَ آن راهی است از دل به حضرت حق. وقتی علایق و عوایق نفس قطع ‌شود آن راه بر دل گشوده می‌گردد.»

به اعتقاد شیخ صفی‌الدین بهترین طریق سلوک، طریقت عشق است که طریق ابراهیم نبی است. منابع تعالیم طریقت عرفانی صفویه تعالیم کلام الله مجید، سنّت معصومین، تجربه معنوی و سیره اولیاءالله است. سلوک معنوی بدون تقید به دستورات شریعت امکان­پذیر نیست و سالک و عارف می‌بایست تا پایان عمر به دستورات شرع مُبین اسلام عامل باشند. معرفت، بندگی خداوند، محبت، توکل، جهاد اکبر، ترویج و تعظیم شعائر و تعالیم چهارده معصوم، انتظار حضرت حجت، حُسن خُلق، فُتُوَّت، تعاون اجتماعی، رشادت، کمک به مظلومین و فقرا و خدمت به خلق از شعائر اصلی طریقت صفویه است.

اجتماعی کردن تصوف از دیگر کارهای مهم شیخ صفی الدین است. حُسن اخلاق، سخاوت، گذشت و جوانمردی از ارکان عرفان اجتماعی شیخ است. شیخ قدّس الله سرّه موفق شد با انعکاس عرفان از کنج زاویه­ها بر حیات جامعه و ادغام ذکر و فکر؛ عمل؛ حیات معنوی فردی و اجتماعی را در هم آمیزد و آنها را در صحنه زندگی اجتماعی بُروز عینی دهد.

ارتقاء جایگاه و کارکرد خانقاه یکی دیگر از آثار مهم طریقت صفویه است. خانقاه شیخ صفی الدین به مرور محل تجمیع معنویت، هنر و سیاست گردید. بقعه شیخ صفی الدین در اردبیل از جهت معماری زیباترین خانقاه جهان است که  تجسم کامل فلسفه هنر اسلامی است و کتیبه های آن حاوی آیات قرآنی، احادیث نبوی و شعائر اهل بیت بخصوص علی(ع) است. و حیاط آن مزار شهدای جنگ چالدران است که به عشق امام حسین در دفاع از پایتخت حکومت شیعه صفویه در مقابل تهاجم عثمانی به تبریز به شهادت رسیدند و کربلای عراق را به کربلای ایران متصل کردند. از جهت هویتی بقعه شیخ صفی الدین نماد معنویت و مقاومت تشیع و خاستگاه استقلال جغرافیای سیاسی جهان تشیع اثنی عشری است. مقبره شیخ صفی الدین پدر معنوی ایران امروز و شاه اسماعیل صفوی معمار ایران شیعی در بقعه با شکوه شیخ صفی الدین است که تا امروز محل زیارتگاه محبان اهل بیت جهان است. خانقاه و بقعه شیخ صفی الدین به عنوان میراث جهانی در یونسکو ثبت شده است.

اهمیت تمدن سازی طریقت صفویه:

 شیخ صفی الدین پدر معنوی حکمت صفویه و ایران مدرن به عنوان مرز تشیع در جهان است. از جهت تمدن سازی چند کار مهم طریقت صفویه انجام داده است. اول آنکه ایران را برای همیشه از یوغ نظریه خلافت آزاد کرد و راه خود را از نظریه خلاف سنی ها که در حکومتهای امویه، عباسیان و عثمانی بروز کرده بود جدا کرد.

دوم آنکه ایران مستقل را تاسیس کرد. دوره صفویه مهم‌ترین دوران تاریخی ایران اسلامی به شمار می‌آید، چرا که نهصد سال پس از انقراض ساسانیان، یک فرمانروایی متمرکز ایرانی بر سراسر ایران آن روزگار حاکمیت یافت. پس از اسلام چندین فرمانروایی ایرانی مانند صفاریان، سامانیان، آل­بویه و  سربداران تشکل یافتند، اما هیچ­کدام نتوانستند تمام ایران را تحت پوشش خود درآورده، بین مردم ایران یک­پارچگی پدید آورند.

سوم انکه تشیع اثنی عشری را در ایران احیاء و تثبیت کرد و برای شیعیان جهان یک مرکزیتی ایجاد کرد که دارای سرزمینی پهناور و مقتدر است. شیعیان اثنی عشری پس از صفویه علاوه بر آنکه از تقیه و آوارگی نجات پیدا کردند دارای یک جغرافیای سیاسی و مذهبی مستقل و قدرتمند شدند که حامی شیعیان جهان در نقاط مختلف جهان شده است.

 چهارم آنکه طریقت صفویه مهم‌ترین جنبش عرفانی ایران  در تاریخ ایران اسلامی  است که تأثیر سازنده، شگرف و ماندگاری بر جای گذاشته است. طریقت صفویه علاوه بر آنکه اسباب تأسیس حکومت و جامعه شیعه اثنی عشری در ایران شد موجب آغاز یک نهضت عظیم فرهنگی و هنری شیعی شد که آثار ارزشمند آن تاکنون استمرار یافته  است. برای مثال در دوره صفویه حکمت متعالیه توسط صدرالمتالهین تأسیس شد و علامه محمدتقی مجلسی و ملامحسن فیض­کاشانی نیز «بحارالانوار» و «وافی» دو دایرةالمعارف روایی شیعه را تدوین کردند.

در زمینه هنری معماری تشیع در مساجد، خانقاهها، حسینه ها فرصت ظهور پیداکرد که خانقاه شیخ صفی الدین در اردبیل و مسجد شیخ لطف الله دو نمونه برتر آن در استاندارد جهانی است. در حوزه ادبیات، شعر شیعی تحول شگرفی پیدا نمود، مرثیه محتشم کاشانی یکی از آنهاست. نهضت فرهنگی شیعی که صفویه در ایران جریان سازی کرد علیرغم تغییر حکومتهای ایران بعد از صفویه ادامه یافته است. چنانکه شعر امروز شهریار، موسوی گرمارودی و قزوه راجع به اهل بیت ادامه نهضت ادبی دوره صفویه است.

 انقلاب اسلامی امروز ایران استمرار راه صفویه است و احترام مسئولین برجسته فعلی حکومت ایران نظیر رهبر ایران، آیت الله خامنه ای به شیخ صفی الدین بیانگر اهمیت شگرف نهضت شیخ صفی الدین اردبیلی و خاندان مجاهد صفویه است که شهدای بسیار برای تثبیت و استمرار تشیع در ایران به عنوان پناه شیعیان جهان داده اند.

جمع بندی:

نهضت شیخ صفی الدین ادامه نهضت امامان شیعه است که به موفقیتهای بی نظیری رسیده است. نهضت شیخ صفی الدین تاثیر ماندگار و سازنده در عرفان، هنر، تمدن، جغرافیای سیاسی و روابط بین الملل تشیع داشته است. که قابل مقایسه با هیچ یک دیگر از مکاتب فقهی، کلامی و فلسفی یا شخصیتهای نظامی، سیاسی و فرهنگی نیست. مهمترین میراث نهضت عرفانی شیخ صفی الدین استقلال جغرافیای سیاسی تشیع و ایجاد یک مرکزیت مقتدر در ایران برای شیعیان جهان است که بمنزله امت واحده هستند. ایران بین علما معروف است که اگر صفویه نبود ما امروز دست بسته نماز می خواندیم. شمشیر دو لبه ذوالفقار علی در معنویت شیخ صفی الدین و شمشیر شاه اسماعیل تجلی کرد و اثری بدیع را در تاریخ فرهنگ و تمدن تشیع ایجاد کرده است که آثار فرهنگی و سیاسیش تا امروز  در روابط بین المللی جاری است.

 

[۱]. عنکبوت: ۶۹٫

Filed in: مقالات
×

Post a Comment